داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

سکس من با مامان جونم


خیلی وقت بود دوست داشتم با مامانم سکس کنم همیشه توی خواب میدیدم که دارم میکنمش اما همش خواب بود تا اینکه دیروز داشتم مامانمو توحموم دید میزدم اول موهای کوسش و زد بعد شروع کرد به مالیدن خودش.واایییی داشتم میمردم از شق درد;;; یه پاش رو گذاشت لبه وان و با یک دستش سینهاش رو میمالید با دست دیگش هم کوسش رو میمالید.جووووون.بعد نشست روی زمین و پاهاش رو باز کرد و داد بالا.بعد دستش رو گذاشت روی کووووسش و انگشتش رو کرد توسوراخ کوووووسش.بعد از چند دقیقه بلند شد و بدنش رو لیف زد خودش رو شست اومد بیرون.من سریع رفتم توی اتاقم.اما زود فکری به سرم زد.وقتی رفت تواتاقش چند ثانیه بعد من بیخبر رفتم تواتاقش.مامان سریع حوله خودشو گرفت جلوش.گفت برو بیرون مگه نمیبینی لختم;;;;; من رفتم طرفش گفتم میدونم لختی مامان جون.بعد سریع حولشو کشیدم تا بدنش مشخص بشه.مامانم جیغغغغغغغغغغ زد گفت چکار میکنیییییی زودباش برو بیرون;;;;; دیگه برام هیچ چیز مهم نبود ازبس شهوتی شده بودم پرتش کردم روتخت و دستهاش رو گرفتم شروع کردم لبش رو خوردن و لب گرفتن از مامانم.وووااایییی چقدر شیرین بود این لبها جووووووووووون.اول نمیخواست لب بده اما بعد خودش پاهاش رو دورکمرم قلاب کرد.منم دیدم چراغ سبز رو نشون داده دستهاش رو ول کردم.بعداز اینکه حسابی لب همدیگه رو خوردیم پاهاش رو بازکرد گفت مرسیییییی پسرممممم من خیلی وقت بود میخواستم باتو سکس کنم اما میترسیدم تو یه وقت……نذاشتم حرفش رو بزنه و دوباره لبشو گرفتم به لبهام.جااااااااان مامان جوووووونم هم عالی همراهی میکرد.بلند شدم لباسام رو دراوردم.بغلش کردم یه کم  بدنش رو مالیدم.بعد دوباره خوابوندمش روتخت.سینه های بزرگ و سفید و سفتی داشت.منم حسابی خوردمشون.اوووووووف اوووووف.مامانم  هم بدتر ازمن شده بود همش آه ه ه ه و آه ه ه ه میکرد.اومد پپایین تر شکمش رو بوسیدم بعد نافش و رسیدم به کووووووووووس مامانم.اول کوس مامانم رو حسابی مالیدمش بعد قشنگ لیسش زدم.ووواااییی چه خوشمزست کوس مامان جونم.یه کووووس گوشت الود تپل.خیلی با حال بودااااااااااا.انقدر کوس مامانم رو لیس زدم تا ارگاسم شد.رفتم  دوباره ازش لب گرفتم.جوووووون لبهاش خیلللللللیییییییی خوشمزهههههه بووووود.عاشق لبهاشمممممم.دیگه نوبت مامان بود.تکیه دادم با پشت به تخت.مامانم هم برام ساک میزد.آخ خ خخخخخخخ چه حالی میدااااد.موهاش رو همش جمع میکرد دوباره میریخت توصورتش.دستم رو میکردم توی موهاش و نازش میکردم.مامانم هم با اون چشمهای نازش منو نگاه میکرد که من حشری تر میشدم.بعد اومد نشست روکیرررم ووووووااااااااییییییی جاااااااااان اوهههههههه اوهههههههه. با کیرررررم داغ بودن کووووووووسشو حس کردم.حسابی کیررررررررممممممممو توکوووووووووسش تکون دادم.اونم خودشو رو تکون میداد.اولش آروم  آروم بالا پایین میکرد اما بعدش تندتر و تندتر شد.منم تلمبه میزدم و همزمان سینهاش رو میمالیدم.آخ خ خخخخخ.مامانم خیلی سر و صدا میکرد معلوم بود داره حسابی کیف میکنه;;;; منم حال میکردم از حال کردن مامان جونم.از روکیرررررم بلند شد و خوابید بغلم.فهمیدم منظورش چیه.خودش پاهاش رو داد بالا.منم سریع با یک فشاررررر کردم توکووووووووس مامانم و  تند و تند تلمبه میزدم.دیگه داشت آبم میومد.زود کیررررم رو کشیدم بیرون از کووووس مامانی.اونم با دستش کیررررممممممو محکمممممممم گرفت و گفت بیا بشین روشکمم بذار لاسینه هامممممم.منم رفتم کیرررررررمو گذاشتم لای سینهاش.جووووووونم آخر حال بودددددد.یه کم جلو و عقب کردم کیررررررممممم رو اونجا بعدش مامانم کیررررمممو بردش سمت دهن خودش.تا کیرررررررمممممممم رو کرد تودهنش.ووووایییییییییی آبم با فشاررررر اومد پاشید روی موهاش و لب و دهن و صورتش.بعد شروع کردن ساک زد.تا کامل خالی بشم.بعد اومدم کنارش محکم بغلش کردم بوسیدمش و گفتم مرسسسیییییی مامان جوووووننننمممممم

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها