داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

سکس متفاوت (۲)

…قسمت قبل

ادامه قسمت دوم سکس متفاوت
صبح وقتی بیدار شدم کمی منگ بودم صبح که نه ساعت نزدیک دوازده بود هنوز جام دراز کشیده بودم بلند شدم رفتم زیر دوش کمی نشستم و اتفاقات دیروز از ذهنم می گذشت دو بار سکس کرده بودم … از حموم در اومدم تن پوش تنم دوباره دراز کشیدم حال نداشته حوصله نداشتم ناراحت بودم اصلا اوضاعی بود شب موقع خواب مهران بغل کرده بودم و سفت بهش چسبیده بودم و احساس گناه میکردم خدا رو شکر میکردم که امروز هم جمعه است و من نباید برم و دوست داشتم همه چی تموم بشه
شنبه صبح رفتم و اقا امیر علی نبود اون روز دم عصر اومد یه احوال پرسی گرمی کرد و من زدم بیرون یکن پیاده روی کردم به مهران هم اس دادم نیا دنبالم خودم میام خرید دارم
دو هفته ای به این شکل گذشت
تو این دو هفته دوبار سکس داشتم با مهران دروغ نگم سکس اولم به اون اتفاق یعنی سکسم با اقا امیر علی هم فکر میکردم یعنی یهو به ذهنم هجوم آورده بود
هفته سوم من سر خرید لباس برای مهمونی با مهران بحث کردم و قهر میگفت لباس داری و …
واقعا اعصابم به هم ریخته بود از طرفی دو سه روز بود پریود بودم و بدتر شده بود حالم
اقا امیر علی میدید من حال و حوصله ندارم باهام صحبت کرد و من هم گفتم جریان چیه
بعد از سکس با اقا امیر علی هم باید بگم اتفاقی خاصی نیفتاده بود ولی خیلی خون گرم و راحت راحت با من صحبت میکرد منم کمی سر سنگین شده بودم اما کم کم داشتم فراموش میکردم
تقریبا پریودم تمام شده بود که شب مهران با یه کادو اومد داخل و یه بلوز خوشگل مجلسی خریده بود و ازم من عذر خواهی کرد .منم با کمی ناز قبول کردم همون شب ازم سکس خواست که گفتم نمیشه تعطیل هست دو روز دیگه
همون روز آقا امیرعی از حالم دید که خوشحال و سرحال هستم و با کلی شوخی و خنده به من گیر داده بود من رو صدا زد و گفت کمرم گرفته لطفا از این روغن بمال و کمی فشار و ماساژ بده راستش کمی با اکراه قبول کردم نشستم بغلش پیرهنش رو درآورد دراز کشید یکم بعد بهم گفت فهیمه جان چرا اینجوری پاشو قشنگ بشین رو باسنم و با دود ست هم فشار بده و همین کار رو کردم بعد بهم گفت کم بلند شو برگردم برگشت و گفت حالا کامل بشین در واقع رو کیرش نشسته بودم اینار و شکم سینه اش رو ماساژ میدادم .
همون حالت بلند شد و من رو بغل کرد فشار میداد حالت نشسته کامل تو بغلش جا شده بودم نمیدونم یه لحظه دلم ریخت و یه جوری شدم و راستش کیرش رو هم احساس میکردم سفت شده ولی جمع کردم خودم رو و سریع بلند شدم
فردا شب پیامکی با من حرف زدم و یه جورایی از دلم درآورد
ظهر همون روز برا من یه پیک عرق ریخت گفت بخور بدنت حال میاد اول قبول نمی کردم ولی خوردم البته قبلا هم با مهران در حد یک پک میزدم یکم کار داشتم انجام دادم صدا زد و یک پیک دیگه داد ومن هم باز خوردم ( توضیح اینکه وارد چند کلمه حرف های که رد و بدل شده نمیشم ) دستم رو گرفت برد اتاق و خوابند رو تخت البته با خواهش و التماس و کنار خوابید و پاش رو انداخت رو پاهام و صورتم رو گرفت طرف خودش و بغلم کرد من هنوز واکنشی نداشتم و تحرکی نشان نمی دادم شروع کرد حرف زدن و لمس کردن صورتم و گردنم کم رسید به سینه هام همچنان حرف میزد و با پاش پاهای من رو باز کرد و در واقع یه پام رو قفل کرد و دستش رو گذاشت رو کصم … دستش رو گرفتم و کشیدم بالا و گفتم خواهش میکنم من دارم گوش میدم خب یکم بعد همین کار رو تکرار کرد و رفت رو کصم و همزمان لبم رو خورد من لعنتی باز هم وا داده بودم و خیس خیس کرده بودم در حدی خیس بودم که وقتی بلند شدم دیدم اندازه یه سکه اب کسم از شلوارم زده بیرون و معلوم هست . حرف میزد و قربون صدقه میرفت و با کسم بازی میکرد وقتی خواست دستش رو بکنه تو شورتم سریع پریدم این دفعه با جدید بلند شدم و گفتم نه نه
اروم بغلم کرد گفت باشه ولی خواهش میکنم یه لحظه از دهنم در اومد و گفتم فردا بزار بمونه برا فردا امروز نه … . لپم رو بوس کرد و گفت باشه عزیزم رو فت
نمیدونم چرا این حرف رو زدم اصلا چرا مقاومت نکردم و …
شب مهران امد سراغم یکم بغلم کرد ناخواسته یاد سکس چند هفته پیش افتاد گفتم مهران امروز نه فردا عصر اومدی دنبالم فردا هم خودم و تر و تمیز کنم بعد … به اقا امیر علی پیامک دادم که یکم دیر میام صبح رفتم حمام و کامل تمیز کاری کردم با پودر موبر و به خودم رسیدم و رفتم وقتی اقا امیر علی من رو دید تعجب کرده همون جلوی در بغلم کرد
یه کار اداری داشت که باید هم میرفت تقریبا ساعت چهار بود برگشت خونه رفت دوش گرفت . اومد سمت من و بغلم کرد منم همراهی کردم ازم لب میگرفت و کسم رو میمالید وقتی خواست ببره اتاقش گفتم صبر کن بیام رفتم و خودم رو کامل شستم و تمیز کردم این دفعه به چیزی فکر نمیکردم مثل ادم های که مسخ شدن رفتم اتاق بهش گفتم مادر بیاد بد میشه گفت چرا بد بشه خب میگه داره با زنش عشق بازی میکنه خوابوند رو تخت و شروع کرد خوردن من لباس هام رو یکی یکی درآورد و کسم رو حسابی لیس میزد بعد شروع کرد میک زدن کسم واقعا داشتم دیوونه میشدم که البته ارضا هم شدم بعدش دستم رو گرفت بلند کرد . . گفت چشمات رو ببندم گفتم نه راستش دوست داشتم کیرش رو ببینم و شلوارکش رو دراورد … درست حدس زده بودم کیرش از مهران یکمی بزرگتر و بیشتر کلفتر بود آروم شروع کردم خوردن کیرش لیس میزدم و بوس میکردم وگاهی تو دهنم میکردم
من رو برگردوند به حالت داگ استایل اصطلاحی بود که خودش گفت پاهام رو گفت بنداز رو هم مثل حالت گره زدن چند تا ضربه زد به کونم بعد کیرش رو مالید به کسم و اروم اروم فشار میداد بره داخل بعد از چند فشار و عقب جلو کردن کیرش کامل رفت تو یکی دو بار عقب جلو کرد و در اورد و این دفعه فشار و ضربه کرد تو کسم و شروع کرد ضربه های محکم زدن یه حال عجیبی کل وجودم رو گرفت خانوم ها میدونن منظورم چیه همینطور ضربه میزد و موهام رو میکشید
توقف کرد و بهم گفت حالا نوبت تو هست آروم شروع کردم عقب جلو کردن و لذتی داشت که نمیشه نوشت کیرش رو کشید بیرون وقتی در می آورد واقعا احساس میکردم تو دلم خالی شد ه
یه بالش گذاشت و گفت رو شکم دراز بکش و خوابید روم و کیرش و کرد کسم و دوباره شروع کرد به ضربه زدن . این حالت رو خیلی خیلی دوست داشتم ولی مهران نمیتونست تو این حالت با من سکس کنه روم خوابیده بود و فشار و سنگینی خودش و کیری که تو کسم بودم حال عجیبی داشت . یکم استراحت داد به من . خودش و من و باهام بازی میکرد یعنی لمسم میکرد و بدنم رو میخورد بعد گفت رو کمر بخواب رو بالش و پاهام رو بالا برد نه شانه های خودش بلکه این بار زانو هام تا صورتم رسیدم بود و یه بار کیرش رو کشید رو کسم و محکم کرد تو دیگه نمیتونستم با دستهام هم کنترلش کنم وزن بدنش رو … داشتم پاره میشدم خخخ احساس میکردم جیش دارم الان هست که جیش کنم و دروغ چرا به سکس با مهران هم فکر میکردم که شب با مهران هم قرار هست سکس کنم . محکم ضربه میزد … زنگ موبایلم به صدا در اومد ولی اهمیت ندادم و دوباره زنگ خورد باز اهمیت ندادم آقا امیر علی همکارش رو میکرد که یک لحظه چند ضربه محکم و آبش رو خالی کرد تو کسم و باز شروع کرد به کردن جونم داشت در میومد ولی نمیخواستم تمام بشه . وقتی تموم شد تازه فهمیدم چی شده وای چرا آبش رو خالی کرد تو لبم رو خورد و رفت و من هنوز دراز کشیده بودم دست کشیدم رو کسم کمی از آبش زده بود بیرون
خودم رو پاک کردم دوباره گوشیم زنگ خورد گفتم این دیگه مامانم هست سه بار پشت سر هم نگاه کردم مهران بود تپش قلب گرفتم جوری که نتونستم جواب بدم
سریع لباس پوشیدم و زنگ زدم و گفت کجای سه بار زنگ زدم و گفتم ببخشید نشنیدم از این حرف ها گفت بدو بیا پایین هستم زود باش نمیایی من بیام بالا سر گیجه گرفته بودم و نمیدونستم چه بکنم که جمع جور کردم و زدم بیرون نشستم تو ماشین هنوز خستگی و لذت سکس تو وجودم بود گفت چیه کو تا شب حالم بده بریم خونه ترتیبت رو بدم عروس وحشی ! نمیدونم چرا این رو گفت دوباره بدنم به لرزه اومد وای فهیمه چه غلطی کردی ترس اینکه الان بزار تو چی میشه میفهمه یعنی تاز اقا امیرعلی ابش رو هم خالی کرده بود تو کسم بهش گفتم پس لطفا قبلش بریم یدونه آب میوه بخوریم اول قبول نمیکرد خواهش کرد و قبول کرد میخواستم برا خودم زمان بخرم رفتیم و آب هویج بستنی خوردیم و برگشتیم رسیدم خونه همون آسانسور شروع کرد مالیدن کسم تا رسیدم خونه شلوارم رو درآورد بهش گفت بزار خودم رو بشورم و سریع رفت آب گرفت و شورتم رو انداخت لباس چرک ها و یه شورت دیگه پوشیدم اومدم لخت لخت شده بود
بهم گفت بشین و تا نشستم کیرش رو مالید به صورتم و شروع کردم خوردن کیرش ظهر اومده بود خونه موهاش رو تمیز کرده بود و دوش گرفته بود حرف هم میزد یادم نیست ولی حرف های زشت هم میزد … بلندم کرد و سر پا کسم رو خورد از رو شرت این حالت رو خیلی دوست داشتم و خوابند زمین و کیرش رو کرد کسم و شروع کرد به ضربه زدن اینبار کسم حسابی شلپ شلپ میکرد و صدای آب میداد واقعا حس میکردم باز شده کسم حالت داگ استایل کرد و چند تا تف انداخت رو سوراخ کونم و کیرش رو کشید رو کسم و اروم اروم از پشت کرد تو قبلا هم از پشت سکس میکردیم و کم کم شروع کرد به تلمبه زدن و گاهی هم باز اب دهن میزد دو بار برم گردوند و کشید رو کسم و کرد تو فقط گفتم وای مهران نکن (به خاطر میکروبش میگفتم که دوباره کرد تو کونم و ضربه هاش رو محکم تر میکرد و گاهی از درد جمع میشدم و میگفتم اروم اروم که ابش رو خالی کرد تو کونم حس شهوت دیوانه کننده بود برام یکم دراز کشیدیم و گفت بریم دوش بگیریم رفتیم حموم و من دوباره کیرش رو خوردم و ابش اومد و ریخت رو سینه هام و مهران هم کسم رو خورد و منم باز ارضا شدم
شب حال غذا گذاشتن نداشتم و زنگ زدم پیتزا آوردن
(چند روز بعد مامان و خواهر امین دوست مهران برگشتن تهران البته من هم میرفتم ولی مامان و خواهرش هم خونه بودن البته خونه خودشون رفته بودن ولی صبح ها و گاها ظهر ها یا مامان امین یا خواهرش میومد خونه مادری و اونجا بودن )
سه روز بعد سکسمون که قرار بود شبش سکس کنیم مهران چشمام رو بست و دستهام رو به پایه تخت و شروع کرد خوردن بدنم از لب گردن و سینه تا کسم اون شب هم یکم به سکس با اقا امیر علی فکر میکردم و یکم به مهران
دو هفته بعد
اقا امیر علی گفت که من دیگه باید برگردم برنامه هام به هم ریخته گویا یه شریکی داشتند که اون هم دورشون زده بود باید میرفت و میگفت دیگه ابجی هم هست میاد سر میزنه به مامان و دیگه شما هم نیا راستش اولش خوشحال بودم ولی بعد چند روز که دیگه کلافه و حوصله ام سر رفته بود چند روز هم به همین شکل گذشت که دیدم آقا امیرعلی تماس گرفته باهام و جواب دادم کلی احوال پرسی و اینکه شب مهمون هستیم و به مهران هم گفته منم قبول کردم و شب رفتیم خونه آقا امیر علی در واقع خونه مادرش
امین هم بود باز بساط مشروب و کلی حرف اینا که گفت من پس فردا صبح بلیط دارم باید برم آنکارا و بعد برم ازمیر و در واقع مهمونی خداحافظی کمی شوخی و خنده مادر هم خونه دخترش مهمون بود … من رفتم تراس تا هوای بخورم که اقا امیر علی اومد و تا رسیدم بغلم کرد بهش گفتم درست نیست الان مهران میاد و گفت لطفا حرف نزن کمی بغلم کرد و لبم رو بوس کرد و رفت .
یک ساعت بعد
من یکم تو خودم بودم و هم ناراحت این که کارم رو از دست دادم خب پول خیلی خوبی تو این چند ماه دستمان اومده بود به اندازه حقوق شاید ده ماه یه فروشنده و هم اینکه کار های کرده بودم که اذیتم میکرد
اقا امیر علی بهم گفت فهیمه خانم تو فکری برو تراس یکم حال و هوات عوض بشه منم رفتم مهران هم میدونست گاهی یه نخ سیگار میکشم البته شاید در ماه سه یا چهار نخ میشد که اون رو از مهران میگرفتم اقا امیر علی اومد تراس و دو نخ سیگار آورده بود و دوتاش رو روشن کرد و داد بهم البته اون نمکشید گاها موقع مشروب خوردن و باهم حرف زدیم فقط بهش گفتم کاش این اتفاقات نمی افتاد من لااقل فکرم ازاد بود و خجالت میکشم از مهران . کار درستی نکردیم و از این حرف ها اون شب تمام شد و اقا امیرعلی بجز حقوقی که هر ماه میداد به چک سی میلیونی هم به مهران داد و گفت بابت همه زحمت های تو و فهیمه جان
فردا شب بود بهم پیام داد که واتس اپ یا تلگرام داری ؟ منم جواب گفتم واتس اپ بله گفت پس برات یه پیام میزارم فردا بخون تا موقع خواب فکرم درگیر بود چی میخواد بگه
صبح بیدار شدم و واتس اپ رفتم و دیدم نوشته
فهیمه جان شما دختر فوق العاده مهربان و دلسوز و حساسی هستید و از اینکه با شما آشنا شدم خوشحالم راستش رو بخوای موضوعی که باید بگم اینه هست میدونم پایبند خونه و خانواده هستی میدوندم دختر هیز و بدی نیستی ولی خواهش میکنم بابت این اتفاقات خودت رو عذاب نده یکم با مهران خودمانی باش زندگی پره از فانتزی های جذاب و شیرین سعی کن با مهران دوست بشی و به فانتزی های که دوست دارین با هم برسین و در کنار هم لذت ببرین مراقب خودت باش بهترینی تو مراقب زندگیت هم باش هر حس یا فانتزی هم داشتی با مهران شریک شو
دوستا عزیز قسمت اول داستان گفتم سوال دارم الان کسی میدونه این پیام یعنی چی؟
یعنی مهران در جریان بوده میدونه یا دوست داره ؟
ممنونم

نوشته: فهیمه

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها