داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

سکس در راه مدرسه با دختر خاله (۳)

…قسمت قبل

داستان منو پروانه ادامه داشت تا جایی که یه بار کیرمو کردم تو کونش و دردش گرفت و بعد از اون دیگه بهم نمیداد تا اینکه بعد از مدتی دوباره شروع کردیم لاپایی کردنش و هر روز یا یه روز در میان و یا سه چهار روز یه بار می کردمش .
از اون طرف پسر خالم هم به همین منوال به من کون میداد
یه روز پسر خالم گاو و گوسفندان رو آورده بود پایین ده تو مسیری که ما از مدرسه برمیگشتیم موقع برگشت رفتیم پیش پسر خالم و داداشم که داداشم خر رو از ما گرفت و رفت مدرسه ما هم پیش پسر خاله نشستیم که پسر خاله ام خیلی مارمولک بود سری گفت چند روز پیش دیدم فلانجا دارین شلوار هم کشیدین پایین (خودم بهش تعریف کرده بودم ) من حرفی نزدم ولی دختر خالم گریه کرد گفت تو دروغ میگی ما این کارو نکردیم که پسر خالم گفت یا اینجا پیش منم اون کار رو میکنید یا میرم به بابات یا داداشت میگم که دختر خالم حرف نمی زد و الکی گریه می کرد و میخواست بره ولی پسر خالم نمیذاشت تا اینکه دختر خالم گفت تو نباید نگاه کنی ولی پسر خالم گفت منم دوس دارم ببینم وگرنه .‌. تا اینکه پروانه قبول کرد رفتیم پشت یه سنگ بزرگ که از دور دید نداشت پروانه شلوارشو کشید پایین خوابید منم شلوارمو کشیدم پایین خوابیدم روش که پسر خالم گفت اینطوری قبول نیست بکن تو کونش که پروانه باز گریه میکرد می گفت درد داره ولی مگه پسرخاله از خر شیطون پیاده می شد می گفت درد نداره عادت می کنی ولی پروانه کون لخت نشسته بود گریه که پسر خالم گفت ببین اول میکنه تو کون من اگه درد داشت تو رو دیگه نمی کنه که یه دفعه شلوارشو کشید پایین قنبل کرد من سریع رفتم پشتش یه تف زدم و کردم تو کونش چند بار عقب جلو کردم پروانه هم مات مونده بود که پسر خاله عوضی ما گفت حالا پروانه هم قنبل کنه که پروانه ناچار قنبل کرد که هم کیرمو تفی کردم هم کون پروانه رو کیرمو چسبوندم به کونش هرچی فشار دادم نرفت داخل که پسر هالم گفت کمی شل کن دوباره تف زدم که این دفعه کیرم تا ختنه گاه رفت که کیرمو یه فشاری میداد کونش که یه اروم خواستم بکنم تو تا یه سانت دیگه رفت داخل پروانه رو انگار برق گرفت پرید جلو و کیرم در اومد و پروانه زد زیر گریه و شلوارشو کشید بالا هی می گفت میرم به خالم میگم و فلان و من ترسیده بودم ولی پسر خالم می گفت اگه بگی من میگم هر روز میدادی هر دوتای شمارو می کشن من که کاری نکردم کمی ساکت شده بودیم و حرف نمی زدیم که پسر خالم گفت از جلو بکن منم دوس داشتم اخه دیگه می دونستم دختر رو از کوس هم میکنن و دوس داشتم تجربه کنم ولی نمی دونستم پرده داره و نباید زدش پروانه هم حرفی نزد شلوارشو کشیدم پایین و درازش کردم خوابیدم روش ولی کیرم داخل نمی رفت فقط سایده می شد لای کوس پروانه کوسش تپل بود و لاش به قرمزی میزد که پسرخالم گفت پاهای پروانه رو خم کن بیار بالا خودت بورو بین پاهاش همین کاررو کردیم رفتم بین پاهاش که دیدم از کوس پروانه آب می چکه گفتم این شاشیده اون موقع نمی دونستم دختر هم ارضا میشه و خواستم دیگه نکنم که پسر خالم گفت باید بکنی کیرمو چسبوندم به کسش به سوراخ کوسش که اصلا معلوم نبود سوراخ داره که تا فشار آوردم رفت داخل که پروانه هولم داد و گریه کرد بلند شد و دیدم کیرم خونیه خیلی ترسیدم پسر خالم هم گفت حالا دیگه پروانه زنت شد نباید به کسی بگین و پسر خالم گفت حالا باید شیرینی بدین و ما هم ناراحت بودیم و ترسیده بودیم من اصلا نمی دونستم چرا ترسیدم ولی خیلی ترسیده بودم که پسر خالم گفت بیا کون منو بکن اونم شیرینی بشه قنبل کرد ولی من کیرم راست نمی شد تمرکز نداشتم ترسیده بودم که پسرخالم کمی کیرمو کرد دهنش میک زد خیلی کیف داد کیرم سریع راست شد ولی پسر خالم همینطوری کیرمو لیس میزد و میک میزد پروانه هم دیگه درد. خودش یادش رفته بود همینطوری نگاه می کرد که پسرخالم قنبل کرد و کردم تو کونش کمی جلو عقب کردم بدنم لرزید کمی بیحال شدم ولی پسر خالم می گفت تند تند بکن داره کیف میده منم تند تند می کردم که یه دفعه مایعی از کیر پسر خالم ریخت رو زمین ما هم تعجب کرده بودیم که کفت این آب کیره اگه بریزی تو کوس دختر خامله میشه و حسین هنوز بزرگ نشده تا از کیرش آب بیاد خلاصه اون روز گذشت و پروانه تا چند روز با من حرف نمی زد ولی باز به روال سابق برگشتیم و سال تحصیلی تموم شد و ما روستا به تهران نقل مکان کردیم و بعد از دوسال برادرم رفت خواستگاری خواهر پروانه و اونو به برادرم ندادن و رفت و آمد ما با خالم قطع شد که نزدیک به ده سال من از پروانه خبری نداشتم تا اینکه خبر رسید که پسرخالم که خودش شاهد بود من پرده رو زدم رفته بود با پروانه ازدواج کرده بود منم دیگه می دونستم کوس چیه و چطور سکس می کنن ولی تو یه کوس بودم و تا حدودی خجالتی حتی دوس دختر هم نداشتم از کار پسر خالم تعجب کرده بودم خلاصه من نزدیک به ۱۸ سال پروانه رو ندیدم و یکی دو بار پسر خالمو تو مراسم های مختلف تو تهران دیدمش و حسابی گرم برخورد کردیم با هم و من تو این ۱۸ سال روستا نرفتم تا اینکه من فوتبال بازی می کردم و با تیم فوتبالمون رفتم شهرستان و تصمیم گرفتم روستا هم سر بزنم
دوستان ببخشید زیاد با آب و تاب نتونستم تعریف کنم تا کیر و کوستون رو آب بندازم ولی در قسمت بعدی میگم چطوری دوباره پروانه رو در حضور شوهرش پسرخالم کردمش که پروانه یه کوس خوردنی و کون پهن داشت

نوشته: دکتر حسین

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها