داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

سلام بر ستاره قرن ایران زمین

امشب ستاره ای می آید..ستاره ای از شمال می آید ..ستاره ای که همچنان می درخشد ..ستاره ای که دشمنان را می سوزاند .. ستاره ای که مردان خیالی خدا را به خاک می کشاند (می نشاند )..امشب ستاره ای می آید ..ماه می رود خورشید نمی آید آخر امشب ستاره ای می آید . قلب ایران زمین می لرزد .. دماوند می لرزد..آلاشت می لرزد .. آسمان آلاشت ایران و ایران آلاشتی نورانی شده است . امشب ستاره ای از شمال می آید .. ستاره ای که کوردلان را بر جای می نشاند .. ایران را برای ایرانی می خواهد .. بزرگی را برای ایران می خواهد … بگذار کوردلان هرچه می خواهند بگویند .. آنان  که از اونالیده اند به چه چیز خود بالیده اند;! ..درود بر تو ببر مازندران ! .. پلنگ بیشه ایران  زمین .. که تیشه بر ریشه دشمنان این آب و خاک زدی آنان که در جستجوی چشمه ها قدر رود خانه ها را ندانستند تشنگانی هستند که در بیابان ستم به دنبال  قطره ای آب قطره ای محبت و قطره ای عدالت سرگردانند . امشب ستاره ای می آید .. ستاره ای از شمال می آید … گویی که ستاره ای بر بالهای خیال می آید .امشب رضای دلهای ما می آید .. امشب دشمن دشمن ایران زمین می آید ..دشمن دشمنان دین می آید …دشمن آن پیر کینه توز حزین می آید ..امشب همای دیگری بر جبین می آید .. و تو آمدی ..افسوس که زیاد نماندی ..هرکه بودی هرچه بودی ما ستاره شمال را همچنان می بینیم .. آن جا که رهروان راه سیاه شب ..ماه و خورشید و ستاره را برای خود می خواهند تو ستاره شمال از آن همه ملت بودی .. امشب ستاره ای می آید .. ستاره بخت ایران زمین می آید .. می آید تا بگوید که وقت دویدن ایران و ایرانیست . وقت آن است که از خواب گران بیدار شویم . باید که خفتگان زیر چادر ایران بانو از خواب گران بیدار شوند و خود را به دنیایی برسانند که روزگاری بر آن دنیا سروری می کرده اند .. تولدت مبارک ستاره پرفروغ ایران زمین .. دلاور خطه مازندران .. و من ستایشت می کنم حتی اگر به خاطر یک چیز باشد .. فقط و فقط یک چیز .. و آن این است که تو چون آن پیر بی احساس آدمکش .. ویرانی ایران را نمی خواستی  ..تولدت مبارک فرزند وطن .. به راستی که همان برای ستایش تو کافیست ..آری همان برای ستایش  تو کافیست پادشاه آباد گر .. همیشه در قلب مایی

با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت زاد روز  منجی ایران زمین در قرن چهاردهم خورشیدی اعلیحضرت رضا شاه کبیر ….الان چند ساله که به مناسبت روز تولد این دلاور ایران زمین ..ببر مازندران سمبل ترقی و خد مات همه جانبه و گسترده به ایران و ایرانی مطلب می نویسم به خاطر تنوع امسال رو گفتم بهتراست   مصاحبه ای با آن حضرت ترتیب بدهم تا ما به غیر از تاریخ که بهترین گواه در غیاب اشخاص است  مستقیما از خود آن حضرت هم مطالبی داشته باشیم ….روح رضا شاه روبروی من قرار داشت به شکل بخاری لطیف .. داشتم فکر می کردم که این روح جزو همین طبیعت است  یا باید بگوییم ماوراء الطبیعه .. بازی با الفاظ برام مهم نبود احساس و درک حقیقت و واقعیت مهم بود ..

ایرانی : سلام ودرود بر اعلیحضرت شاهنشاه بزرگ ! از این که به ما افتخار داده اید تا ساعتی را پاسخگوی بنده باشید جای بسی تقدیر و تشکر دارد ..

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها