داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

سكس ضربدري1

– ;اين داستان هم تقديم به اوناهايكه عاشق سكس ضربدري هستن;اميدوارم خوشتون بياد
يه رفيق دارم که خيلي با هم صميمي هستيم . سالهاست باهم دوستيم . من اينجا اسمشو ميذارم پيمان . دوستاني که رفاقت هاي سال به بالا رو تجربه کردن مي فهمن من چي مي گم . تو اين سالهاي رفاقت بسيار با هم صميمي شديم و هيچ چيزي از همديگه پنهان نداشتيم . بايد اعتراف کنم که لدت واقعي رفاقت با اون رو هنوز تجربه مي کنم .
بعد از اينکه هر دوتامون به فاصله کمي متاهل شديم . يه بار که خونه ما بود و داشتيم با هم ويدئو مي ديدم . من براي برداشتن فيلم جديدي رفتم سر کمد . پيمان چشمش افتاد با فيلمي که کنار گذاشتم . گفت اون چيه ; منم گفتم فيلم عروسيمه . گفت بيار بابا اونو ببينيم منکه خودم تو عروسيت بودم . من اول قبول نکردم و گفتم بخشهاي خصوصي هم داره که لباس زنم مناسب نيست ولي پيمان خيلي اصرار کرد بالاخره بعد از مدتي شوخي و جدي ; آخر سر قرار شد که من فيلم رو بهش نشون بدم به شرطي که اونهم فيلم عروسيشو بعدا; نشون من بده
وقتي با کلي خنده فيلم رو آوردم يه شرط ديگه گذاشت ; گفت منو تو که اين حرفا رو نداريم و کسي هم متوجه نميشه ولي بيا حالا که داري فيلم رو ميذاري اگه من حالم بد شد و تحريک شدم گير نده و ناراحت نشو منهم براي تو همين کار رو مي کنم . منم که کلي کنجکاو شده بودم قبول کردم و فيلم رو گذاشتم .
وقتي فيلم به جاهايي رسيد که خانمم بي حجاب بود و کاملا; موها ; گردن ; شونه ها و سينه اش تا نزديک خط سينه معلوم بود ; متوجه شدم که پيمان بدجوري به فيلم خيره شده ; يکي دو جا هم فيلم رو عقب و جلو کرد و حسابي خانمم رو تماشا کرد . اينقده تو بحر تماشا بود که بي توجه به من ; خودشو مي ماليد و کاملا; از جلوي شلوارش معلوم بود که حسابي تحريک شده . آخر فيلم هم گفت : اگه ناراحت نميشي بايد اعتراف کنم که زنت خيلي خوشگله ; حتي خوشگل تر از زن من و اطرا کرد که عکسهاي خصوصي مون رو هم بيارم . خلاصه ; دردسرتون ندم ; حسابي با ديدن فيلم و عکسها حال کرد . راستش من هم خوشم اومده بود هم ناراحت بودم ولي با اين اميد که منهم بزودي عکس و فيلم خانمش رو مي بينم خودم رو راضي مي کردم .
چند روز بعد هم رفتم خونه شون و متقابلا; عکسها و فيلمهاي اون و خانمش رو ديدم . يادتون باشه که قبلا; گفتم من و پيمان از اون دوستاي قديمي و باصطلاح با هم ندار بوديم و بيشتر از سر رفاقت و شيطنت اين کار رو کرديم .
از اونجايي که خودتون مي دونيد اين جور شيطنت ها به خاطر هيجانش ; تمومي نداره و آدم دوست داره حد بالاتري از اون رو تجربه کنه ماجراي ما هم به اينجا ختم نشد . نشستيم کلي برنامه ريزي کرديم و به اين نتيجه رسيديم :
هر کدوم از ما با زنش سکس کنه و از سکسش فيلمبرداري کنه و به اون يکي نشون بده

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها