داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

سكس با خواهرزن2


می خوام یکی از خاطرات توپ را که حدود سال پیش اتفاق افتاد بای شما بگم ماجرا از آن جا شروع شد که یکی از خواهر زنهای من از شوهرش طلاق گرفت چون شوهرش را با یک دختر گرفته بوذنذ و او مجبور بود دختره را بگیرد هالا……. این ناگفته نماند که من از روز اول به این خواهر زنچشم داشتم این خواهر زنبنده اندامی خوش تراش و سکسی دارد وکون او که فکر کنم تا حالا کونی به اون زیبائی ندیده ام خلاصه رفت وآمدها ادامه داشت تا او غصه نکندمن توی رویاهم هم تی فکر او بودم وهر روز به خانمم سفارش می کردم که او را دعوت کرده و از او در خانه ما نگهدارد تا سرگرم شود که بهانه ای باشد که من کون اورا دید بزنم بعد از چند وقت همسرم به من به گفته های شک مکنه یک شب که من مست کرده بودم از من می پرسه که بعد از او کسی را دوست دارم من هم در جواب به او می گویم آره رعنا را دوست دارم و از او خواهش می کنم که او را راضی کند که من او را بکنم بعد از مدتی من دیدم رفتار همسرم با من عوض شده و با من خیلی مهبان شده است یک شب سر شام به من گفت که رعنا سفارش کرده که مواضب من باشد که مبادا من هم فکر بدی بکنم من هم از همه جا بی خبر داشتم حرفهایش را گوش می کدم که یک مرتبه گفت چند وقت پیش مست کرده بودی واز من خواستی که رعنا را راضی کنم که با او سکس داشته باشی من هم او را راضی کردم هالا قراره بعد از شام بیاد این جا آق مارا میگی از یه طرف توی کونمون عروسی بود از طرف دیگه می خواستیم جلوی خانم خودمون را ناراحت نشان بدیم که بابا ما اهل این حرفا نیستیم که خانم ناراحت شد که آدم وقتی مست میکنه راست همه چیز را میگه توی این احوال زنگ خونه به صدا در آمد دیدم خواهر زنبه همراه پسرش آمدند داخل من که تی عمرم از یه زن این قدر خجالت نکشیده بودم بعد از سلام و احوال پرسی دیدم رعنا یک آرایش توپ کده که تا حالا ندیده بودم چون اون معلم بود وهمیشه ساده آرایش می کرد توی این احوال من دیدم زنم با او پچپچ مکنه وهر دو میخندیدند بعد یک ساعت پسرش خوابید من او را به اتاق خواب بچه ها بردم آمدم بیرون دیدم خانمم رفته آشپزخانه ورعنا دارد جوراب هاش را در می آورد تا من را دید گفت این جورابها مال زن توی خیلی تنگه ببین روی پاهام خط انداخته آقا مارا میگی کیره زیر شلوار شق گده داشتم میمردم سریع رفتم آشپزخانه دامن خانومم دادم بالا یه کم تف زدم کلش فرستادم تو داشت آبم می آمد دیدم یه دست از پشت زد به شانه ام گفت من یه موقع هوای خانم تو را داشتم نمی گذاشتم به بد بگذره هالا تو هم با ید هوای دو تا مونو داشته باشی(نگو این دو تا قبل از ازدواج با هم شولوغی می کردند)هم در این حال داشتم از زنم لب میگرفتم که گفتم بریم اتاق خواب ولی اون گفت نه همین جا من دیگه تحمل ندارم و زود کیر ما را کفت وکذاست توی دهانشکیر منو انچنان ساک می زد ک زنم ت حالا این طوری به من حال نداده بود در این موقع خانمم گفت ترو خدا یه کار کن که آبت زود نیاد که ما دو تا خیلی با تو کار داریم بعد رعنا لباس هایش را کند و دراز کشید زمین من هم رفتم سراغ کوسش وشروع به خوردن کردم نمی دانم چند وقت بود که کیر ندیده بود که همان لحظه اول ارضا’ شد خانمم بادیدن این صحنه گفت ما را باش که داشتیم توصیه می کردیم می خواهیم امشب خواهرمان از عزا در بیاریم خلاصه ما آن شب تا ساعت صبح بارترتیب اونو و زنم را دادم وبه آرزوی دیرینه ام که گذاشتن در كون خواهر زنبود رسیدم و از اون موقع تا هالا که سال میگذرد هفته ای بار سکس داریم در ضمن خانمم به من گفته بوداگر قول بدم که مثل باجناقم نشوم خواهر های دیگرش را راضی کند که من بکنم او هم به قولش عمل کرد و خواهر دومش را راضی کرد;

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها