داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

سرایدارمون رو به آرزوش رسوندم

سلام
این خاطره مربوط به گی و زنپوشی هستش و کاملا واقعی هستش پس اگه علاقه ای نداری نخون لطفا
.
من عرشیا هستم الان 18 سالمه و این داستان برای سال پیشه یعنی وقتی ۱7 سالم بود.
من از سن ۱۳ سالگی توسط بچه های مدرسه و دوستام که باهاشون اکثرا بازی میکردم تو کوچه و اینا دستمالی میشدم و خودمم خیلی خوشم میومد
تا حدی شده بود که وقتی انگشتم میکرد میشستم رو پاهاشون ولی فقط با ۳. ۴ نفر اینجوری بودم جز اونا هیشکی خبر نداشت من کونیم.
از خودم بگم
قدم ۱۷۳ وزنم ۷۷ ۷۸. موهام تقریبا خرمایی و بدن خیلی سفیدی دارم که به خانواده مادریم رفتم و پوستم مثل دنبس
حالت هیکلم کپ دختراس و برای همین خودمم با خودم خیلی حال میکنم و دوس دارم بقیه ازم لذت ببرن و باهام حال کنن
کون خیلی قلمبه و گوشتی دارم و کمرم باریکه برای همین خیلی به نظر میاد و گندس
بگذریم خیلی تعریف نکنم از خودم
هی می گذشت و میگذشت تا اینکه بعد یه مدت
تقریبا اواسط سال فهمیدم سرایدارمون روم نظر داره
سرایدارمون مجرد بود و اسمش آقا شریف عشق من بود
یه پسر افغان
قد متوسط و هیکل تقریبا لاغر اما قوی و پر زور
هر موقع که شبا میومد زباله هارو ببره خیلی باهام حال و احوال میکرد و رابطه خانوادمون با آقا شریف خوب بود .
مثلا وقتی ۱۳. ۱۴ سالم بود منو می سپردن دست اون وقتی میخواستم برم جایی خریدی چیزی یا وقتی خودشون خونه نبودن میرفتم تو حیاط با آقا شریف بازی اینا میکردم
راستی بگم من تو سن ۱۴ سالگی فهمیدم فمبوی و اینا چیه و من یکی از بهتریناشم برای این کار پس از فرصت استفاده کردم و شدم یه کونی و اوبی خوب تو یک سال
به صورت خیلی مخفی از آنلاین شاپا یه عالمه لباس زنونه سکسی و مخصوص سکس خریدم
از ست شورت و سوتین هر رنگی تا جوراب شلواری های خیلی قشنگ و فیشنت فول بادی و این چیزا‌.
و دقیقا داستان از همینجا شروع شد.
من یه فیشنت خیلی قشنگ فول بادی سکسی گرفته بودم و طوری بود که دقیقا به بدن دخترونم و پوست سفید و سرخم میومد برای همین خیلی سریع سفارشش دادم چون هوس کرده بودم خودمو تو اون فیشنت رو خیار یا هرچیز دیگه ای که خودمو روش ارضا میکردم ببینم
و عاشق پوزیشن کاو گرل هستم و پاهام و بدنم خیلی جذاب و گوشتی و ژله ای به نظر میاد تو اون پوزیشن
خلاصه من اینو سفارش دادم و مثل همیشه سپرده بودم تیپاکس بده به سرایدار و مستقیم در واحد زنگ نزنه
شریف همیشه بسته هارو میگرفت و می داد به خودم و تا حالا پیش نیومده بود باز کنه و ببینه چیه.
۳ روز بعد اینکه سفارش داده بودم ظهر اومده بود بستم و داده بوده به آقا شریف .
وقتی رفتم ازش بگیرم تو پارکینگ
با لباس تو خونه رفتم
یه تاپ حلقه ای تنم بود و یه شلوارک سفید تنگ
در زدم و درو باز کرد و منو دید چشماش برق زد
راستش خیلی حال میکردم وقتی حشریش میکردم و فکر میکرد نمیدونم
اون ۳۰ سالش بود و من 17 سالم و این تفاوتو خیلی دوست داشتم
بسترو بهم داد منم گرم حالو احوال پرسی بودم اما وقتی رفتم بالا فهمیدم از قبل باز شده
با چاقو بریده شده بود ولی دوباره روش چسب خورده بود حتی بسته خود فیشن تمام باز بود اما با حرارت انگار دوباره پلمپ شده بود
برق از سرم پرید و فهمیدم شریف بسترو باز کرده و دیده فیش نت توشه
خلاصه بهش فکر نکردم که چه بگایی هایی ممکنه پیش بیاد چمیدونم بره بگه یا هرچی
رها کردم فکرمو
فردا شبش شد
اومد زباله هارو بگیره منم رفتم دم در
یکم احوال پرسی کرد و آخرش که داشت میرفت گفت لباسی که دیدم به بدنت خیلی میاد .
و رفت منم مونده بودم انگار پشمای نداشته بدن سرامیکیم ریخته بود
صبح روز بعدش داشتم میرفتم مدرسه که تو آسانسور دیدمش
سلام و اینا کرد
فاصله طبقه ما تا همکف خیلی بود
برایدهمین طول میکشید چند ثانیه
بهم گفت حرفی که بهت دیشب زدمو ناراحت شدی ؟
منم گفتم نه
دلمو زدم به دریا گفتم اتفاقا پوشیدمش همونطور که تو گفتی بود
عالی بود تو بدنم آقا شریف
یه لحظه کپ کرد و انگار خیلی خوشحال شد
خلاصه رفتم و گذشت و از مدرسه برگشتم
روز شادی بود و خوب بود حالم
رسیدم دم در و درو باز کردم دیدم داره طی میکشه لابی رو
سلام احوال پرسی کردم و گفت مدرسه چطور بود عزیزم
وقتی گفت عزیزم خیلی خوشم اومد ولی خودمو جمع کردم گفتم مرسی عالی بود جای شما خالی
خندیدیمو من رفتم خونه
رفتم حموم اینا و اومدم داشتم گوشیمو چک میکردم دیدم یهو از آقا شریف تو واتس اپ یه پیام برام اومد از بالای گوشی دیدم نوشته photo ینی عکسه
باز کردم و با کمال تعجب دیدم عکس کیرشو فرستاده!!
یه کیر خوش تراش سفید و کله قرمز خوردنی و تقریبا فکر کنم ۱۸ سانت اینا
چند دقیقه تو بهت بودم که دیدم یهو نوشت دوسش داری ؟
منم به خودم اومدم دیدم دهنم آب افتاده
همچین کیری پایینه و من اینجا هر روز دارم خیار میکنم تو کون کردنیم و کیر شریفو تشنه میزارم
براش نوشتم چرا عکس کیرتو فرستادی ؟
و اذیتش کردم یه ذره
بعد ترسیده بود و زنگ زد و منم جواب ندادم ولی منم میدونستم باید به ارزوم برسم
میدونستم از الان که دیگه ساعت ۴ هستش تا ۱۹ شب که میاد زباله هارو ببره تو اتاقشه که تو پارکینگ بود.
حموم که رفته بودم و کالا مادرزادی مو و اینا هیچ جای بدنم حتی دستامم نداشتم که بخوام شیو کنم
فیش نتمو پوشیدم و روش یه جوراب سفید ساق بلند ورزشی پوشیدم که سکسیه خیلی
از اونجایی که فیسم خیلی دخترونه و اوب داره ارایشم میکردم
رفتم تو اتاق خواهرم و لبامو رژ زدم و یه ذرم ریمل مشکی
و ناخونای دستو پاهامم لاک زدم و وایسادم خشک شه که یک ساعتی طول کشید
رو لباسام یه سری لباس زنونه پوشیدم که در آخر یه هودی و شلوار گشاد که معلوم نباشه هیچی
کلاهو گذاشتن ماسکم زدم رفتم بیرون از خونه رفتم پارکینگ
دم اتاقش بودم دیدم داره فوتبال میبینه از پنجره لای پرده
در زدم و اومد باز کرد
ترسیده بود فکر کرده بود با کسی اومدم یا به کسی گفتم عکس کیرشو فرستاده
از همه چیم فقط ریملم معلوم بود و بوت دخترونه چرمی که مال خواهرم بود پوشیده بودم
ولی دقت نکرده بود زیاد چون ماسکم داشتم
گفتم آقا شریف من تنهام میشه بیام پیش شما حوصلم سر میره
خانواده رفته بودن بیرون از شهر
خیلی خیلی خوشحال شد کفشمو که در آورم جورابامو دید که لاک مشکیم از زیرش معلوم بود. با استقبال شدید منو برد تو
نشستم یه جا زمین
مبل تختو اینا نداشت یه تشک بود با چنتا پشتی و فرشو اینا
نشستم و تکیه دادم به یکی از پشتیا
خودم تکیه داده بودم ولی پاهامو دراز کرده بودم انداخته بودم رو هم
خیره بود به پاهام و کف پام
اونجا دوزاریم افتاد فوت فتیشم هست مخصوصا با این پاهای سفید قرمز سکسیه من
رفت چایی بریزه با میوه اینا بیاره
وقتی مشغول بود یواشکی جورابمو در اوردم گذاشتم تو جیب هودیم
پاهامم تو بوت چرمه و جورابو اینا قشنگ عرق کرده بود قرمز شده بود
وقتی اومد یه لحظه مکث کرد فیشن رو دید که از کف و روی پاهام معلومه
خودشو جمع کرد نشست رو به روم گفت لباس قشنگه رو پوشیدی عرشیا جون
گفتم اره اقا شریف شما خودت گفتی خیلی بهم میاد گفتم خودتم بیبینیش بهم میاد یا نه
یکم سکوت کرد و سگ ذوق شده بود
داشتم چاییمو میخوردم
داغ بود و لیوان چند ثانیه جلو صورتم بود سرمم بالا بود
یهو دیدم نزدیک تر شده
هی اومد نزدیک
منم یهو دلمو زدم به دریا دستمو از رو شلوار گذاشتم رو کیر جذاب و خوردنیش
یهو همچی تغییر کرد
به سرعتی پا شد و لباساشو دراورد
منم که دیدم اینطوره پا شدم هودیو شلوارمو دراوردم و بوم
بدنمو تو اون فیش نت با لاک و آرایش دید
از قبلم که ماسکمو دراوردم چاییو بخورم رژو دیده بود
افتاد به بدنم و هی میبوسید ممه هامو لبامو میبوسید و یکی دو دقیقه ای همش واسش ناز میکردم و همه جامو می بوسید
یهو بلندم کرد ک منم یه خنده ریز کردم و منو گذاشت رو تشکش
افتاد به جون کف پاهام و پاهام
همینجوری میلیسید دونه دونه انگشتای پاهامو میخورد و عشق میکرد میگفت عاشق پای عرق کردم و سفید
جفت پاهامو لیسید کامل و از رو صورتش برداشت
گفت واسم فوت جاب کن منم چون همه اینارو از قبل بلد بودم و خیلی فیلما و عکسا دیده بودم بلد بودم
خوابید جلوم‌ پاهاشو باز کرد
نشستم بین پاهاش و شروع کردم اروم با کف پاهام کیرشو مالیدن
تو بهشت بود و منم تو فضا بودم
یهو دلو زدم به دریا و بهش گفتم خشکه کیرت خوب کف پام سر نمیخوره.کرمی چیزی داری
کفت نه
منم از قصد اینو گفته بودم
پریدم کونمو قشنگ قمبل کردم و صورتمم جلوی کیرش
از تخماش لیس زدم و رسیدم به سر کیرش
اروم خوردم و میک زدم سر کیرشو یهو رفتم تا ته
همینطوری ۳. ۳ دقیقه واسش ساک حرفه ای زدم طوری که فوت جابو اینارو یادش رفته بود
کیرشو از دهنم کشید بیرون و پا شد بخواب به کمر رو تشک
پاهامو گرفت گذاشت رو شونش
و قبل اینکه بخوابم من واسش حسابی تفی کردم کیرشو
اول یه ذره سوراخمو لیسید و هی قربون صدقه سوراخم میرفت میگفت چقد صورتیه و اینا
پاهامو گرفت گذاشت رو شونش و آروم کیرشو مالید در سوراختم
هی مالید و نرمو باز شد تگو سرشو داد تو
واااااای که تو بهشت بودم
گرمی یه کیر بزرگ و رگ دار داغو تو کونم حس میکردم تازه اون فقط سرششش بود
اینقدر بدنم نرمو سرامیکی و ژله ای بود
قشنگ سر میخورد میرفت تو
تا نصف کرد تو و تلمبه ها شروع شد
آروم آروم داشت می کرد و پاهامو میخورد
افتاد با جون لبام و صورتم و داشتم از لذت میمردم من
بعد ۵ دقیقه اینطورا
با زور زیادش بلندم کرد به رو شکم منو خوابوند
یهو گفت میخواستم بالشت بزارم که دیدم انقدر کونت گنده و قلمبه که منصرف شدم
منم خندیدم گفتم امشب برای توئه شرف جونم
انقدر بکنش تا بیهوش شم زیر کیرت
اینو که گفتم کیرشو سر داد لای پام یه ذره قلقلکم بده
کونم داشت حسابی میخارید که یهو داد تو
انگاری کل دنیا رو ریخته بودن به پام از لذت و رو هوا بودن
شروع کرد تند تند تلمبه زدن و صدای برخورد خایه هاش با کونم منو عاشق میکرد
همزمان با کیرش انگشتم کرد تو و داشتم جر میخوردم از لذت و اون درد رویایی
از پشت گردنمو گرفت و منو کشید سمت خودش از عقب
داشتم از لذت میرفتم اون دنیا که یهو کشید بیرون و کیرش با سوراخم یه صدای تلپ داد
عاشق اون صدا بودم
خوابید رو تشک و یکم براش اروم خوردم حسابی تفی کردم
رفتم رو پوزیشن مورد علاقه خودم یعنی کاو گرل
قشنگ فیشنتو در آوردم و آروم طوری نشستم روش که بدنه کیرش بین دو لپ کونم باشه ولی توم نباشه فعلا
اروم هی مالوندم خودمو با کیرش
و یهو رفتم بالا
با دستم کیرشو گرفتم و یه ذره بالا پایین کردم
گذاشتم رو سوراختم و یهو نشستم روش
تلپی صدا داد و عشق کردم اون لحظه
شروع کردم بالا پایین کردن کونم
قشنگ قمبل کردم که کونم قشنگ رو کیرش موج بخوره
کونم داشت مثل ژله رو کیر بزرگش بالا پایین میشد و پاهامم براش خودنمایی میکرد.
پوست سفیدم مث سیب سرخ قرمز شده بود و عالی بود اون لحظه
فهمیدم داره ارضا میشه
اروم ترش کردم اما سنگین تر
قشنگ تا ته دادم بره تو
وقتی ابش اومد یه ذره اومد اما وقتی قشنگ کیرش تو کونم بود سوراخمو تنگ و سفت کردم و اروم اومدن بالا
اووووف کل آبش داغ داغ خالی شد تو کونمممم
تو ابرااا بودم و گرم گرم شده بودم پا شدم و دیدم چشاش رو هواس ولی هنوز حشریه و منم هنوز ارضا نشده بودم
نشستم رو بدنش کونمو انداختم با کف پام جلو صورتش
خودمم کیرمو گرفتم
سایزم ۱۲. ۱۳
همزمان اون داشت کونمو میخورد و پاهامو
منم براش ساک میزدم و برای خودمم جق میزدم
آب من سریع اومد اما اون یکی دو دقیقه بعد برای تند تند خوردم آبش اومد
وقتی از دهنم کشیدم بیرون قورت دادم و نیم ساعت ولو شدم تو بغلش
یه ذره صحبت کردیم یه یه سری قول و قرار گذاشتیم
و ادامه داره داستان ما تا وقتی که آقا شریف عشق کیر کلفت من رفت از ساختمون ما ولی من هنوز میبینمش
لباسامو پوشیدم خودمم جمعو جور کردم
قبلشم یه زنگ زدم مطمئن شم خونه خالیه یا نه
رفتم بالا دوباره حموم اینا رفتم و گرفتم خوابیدم بعد اون سکس توپی که اولین بارم بود داشتم
وقتی بیدار شدم کونم و سوراختم خیلی درد میکرد ولی درد لذت بخشی بود
حس میکردم واقعا یه دختر خیلی سکسیم که جنده شریف جونم شدم .
اگه خوشتون اومد از بهترین خاطره زندگی من لطفا کامتت بزارین یا پیام بدید که ادامشم بزارم
ببخشید خیلی طولانی شد❤️
دوست دار کیر همتون
عرشیا زنپوش❤️

نوشته: عرشیا

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها