داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

ساک زدنم تو اولین قرار (۱)

مثل همیشه حوصلم سر رفته دلم پارتنر میخواست ولی وقتی با یکی حرف میزنم احساس ناکافی بودن میکنم . ولیی خیلی دلم میخواست هم پاتنر هم رابطه جنسی داشته باشم .
تو تلگرام ربات برای چت بودم برای اولین بار زدم افراد نزدیک که ببینم یکی رو میتونم پیدا کنم که بعد از چند دقیقه گشتن تو ربات اونو دیدم «سعید » بهش پیام دادم گفتم سلام زود هم جواب منو داد گفتم :ببخشید سوال شخصی می پرسم تو گرایشت چیه؟
گفت: من هم از پسرا خوشم میاد هم از دخترا یعنی میشه گفت بایسکشوال هستم
اینو گفت من هم خوشحال شدم هم ناراحت علت اینکه خوشحال شدم این بود که حداقل شانسی باهاش دارم ولی علت اینکه ناراحت شدم این بود که این هم ممکنه ازم بخواد مثل دخترا رفتار کنم مثل دخترا لباس بپوشم …اشتباه برداشت نکنید ها درسته من گی هستم ولیی من دلم میخوام همینطوری که هستم پارتنرم منو بپسنده نه اینکه بخواد منو تغییر ظاهری که خودم دلم نمیخواد بده …
ولی از به خودم گفتم:ببین ماهان (اسمم) تو هوش و حواستو جمع کنن با این برو دیت نهایتا چی از دست میدی…

ازش ایدی گرفتم و باهاش نشستم حرف زدم بنده خدا خیلی با حوصله با من چت میکرد من میگفتم اونم میگفت …
چند روزی اینطوری گذشت بعدش بهم گفت:میایی ببینمت؟
منم گفتم اگه اوکی بریم کافه ؟
گفت: نه من از کافه بدم میاد خوشم نمیاد جلو چشم مردم باشم
منم گفتم :باشه پس بیا بریم پارک باهم قدم بندازیم حرف بزنیم
گفت بمونه بعد یلدا. منم گفتم باشه مشکلی نیست
یلدا اومد تموم شد
و این بهم پیام داد گفت هستی بریم باهم بیرون بگردیم
گفتم نه الان چون امتحان دارم بمونه بعد امتحان گفت:باشه پس امتحانتو بده بیا پیش منم گفتم باشه دیگه
بعد چند ساعت دوباره پیام داد گفت که ماهان عزیزم اگه ازت رابطه بخوام برای اولین قرار بد میشه گفتم اره خب بد میشه قرار اول برای دیدن هم دیگه است نه برای سکس …
گفت که خوب چی میشه حداقل ساک بزن
راستش منم دلم سکس میخواست ولی اولین قرار سکس کردن اصلا به کتم نمی رفت ولی خب من عاشق ساک زدن بودم دلم میخواستم ساک بزنم دیگه بهش گفتم فقط ساک ها کون اینا نمیدم
گفت: باشه تو فقط ساک بزن
گفتم مکان اینا داری؟ گفتش که :دوتا مکان داره یکیش خونه شون یکیش یک ساختمان خرابه تو محله شون هست
گفتم: خب هیچ کدوم این مکان ها امن نیست
گفته که با مامانش زندگی میکنه و میتونه مامانشو از خونه برای چند ساعتی بفرسته
منم قبول کردم گفتم خوب مشکلی نیست
و خب فردا همین. روز یعنی روزی که قرار بود براش ساک بزنم امتحان دینی داشتم باید امتحان میدادم بعد میرفتم پیشش یک ساعت وقت داشتم که پیشش بمونم…
خب من امتحان دینی رو دادم تموم کردم ورقه رو تحویل دادم رفتم از سوپر مارکتی که کیف کوچولو بهش سپرده بودم کیفمو بگیرم بهش زنگ بزنم که من تموم کردم برام اسنپ بگیر که بیام پیشت
آقا گفت اسنپ من خرابه سوار اتوبوس شو بیا بهت از تلگرام لوکیشن میدم. سوار اتوبوس پل قویون شو بیا درست میاره سر کوچه ما منم که اولین بارم بود داشتم میرفتم اون منطقه نه اسم منطقه رو میدونم نه اسم کوچه هارو بلد بودم خداروشکر بهم لوکیشن داد منم میتونستم ببینم دارم بهش نزدیک میشم بعد من سه تا ایستگاه زودتر از اتوبوس پیاده شدم بهش زنگ زدم من اینجام زودتر پیاده شدم بهم گفت برم کوچه۳۷ و برم تو کوچه اونم میاد اونجا من رفتم این هم اومدم تیپش اسپورت بود کمی ریش داشت و قدشم نسبتا بلند بودم منو دید سلام کرد منم یک شلوار بگ با یک هودی سیاه و یک سویشرت تیپ مدرسه ای دیگه گفت که از عکس هایی که فرستادم خوشگلم ترم ولی خب قیافه من زشت جذابه یعنی لب های درشت بینی نسبتا کمی بزرگ چشم های بادومی و یک پوستی که از سرما مثل چغندر قرمز شده گفتم مرسی عزیز لطف داری
گفت چرا تو عکس هات زشتی گفتم والله بلد نیستم از خودم عکس درست حسابی بگیرم خندید و فقط داشت میگفت اینجا محله ماست بزار برات ماسک بگیرم قیافت خیلی شاخه
منم چیزی نگفتم ماسک گرفت و زدم و افتادم دنبالش رسیدم خونه شون مامانش خونه بود گفتم وا مامانت خونس گفت نترس چیزی نمیفهمه تو بیا دنبالم تو حیاط یکدونه حموم داشتن گفت نترس ما از اینجا استفاده نمیکنیم گفت تو اینجا وایسا من برم یک سری به خونه بزنم. بیام درو بستم داشتم تو دل خودم خودمو فحش میدادم که چرا اومدم این چه گوهی بود داشتم میخوردم یهو دیدم اومد تو گفتنت خوبببب
منم گفتم خوب
اومد جلو بغلم کرد و گفت دیوث لب بده
شروع کرد خوردن لبم این اولین لبم بود درسته قبلا برای چند نفری ساک زدم ولیی اصلا هیچکدوم باهام لب نرفته بودمم
من از ریش های مردا خیلی خوشم میومد خیلی چطور بگم اههه خیلی جذابه برام بنده خدا خیلی آدم تمیزی بود که واقعا تمیزی خیلی مهمه برام یک چند دقیقه ای از هم لب گرفتیم بعد از جیبش اسپری در آورد گفت اینو بخاطر تو خریدم خودشم طعم توت فرنگی شو شلوارشو پایین داد شرتشو پایین داد کیرشو دیدم نسبتا بلند نشده بود سایز کیرش هم نرمال بود و خایه هاشم نسبتا نرمال بود ولی کمی کوچیک بود خب اهمیتی نداشت برام … خب اسپری رو در زد به کیرش و خایه هاش و بعد دوباره منو بغل کرد و لب گرفت و بعدش یکم رفتم عقب کیرشو دیدم گفت میخوری گفتم باشه رفتم به سراغ کیرش اولش بوس کردم بعدش سرشو گذاشتم دهنم دیدم دهنم بی حس شد و طمع کیرش مثل اسانس توت فرنگی بود که طعمش افتضاحه از ته دلم گفتم اخه کصکش این چی بود اخه زدی ریدی تو طمع کیرت و زبونم بی حس شد خیلی بد بود ولی خوب دیگه چه میشه کرد برای ساک زدم عاشق اینم که وقتی به یکی ساک میزنم دستشو بزاره سرم و به سمت کیرش فشار بده منو و اینم هم این حرکت زد واقعا نهایت لذت میبردم که دیدم آقا داره ابش میاد تمام ابشو تو گلوم خالی کرد حسابییی سیر سیر شده بودم و بازم داشتم ساک میزدم تا ته نگه میداشتم و قشنگ براش ساک میزدم کیرشو از دهنم در اوردم تخم هاشو لیس زدم بهم گفت جنده من کیه؟ منم گفتم من
گفت تو جنده منی یک چک زد زیر گوشم زیاد درد نداشت ولیی اون حس تونست بهم انتقال بده خیلی خیلی خوب بود دوباره کیرشو گذاشتم دهنمم و دوباره ساک زدم بعدش دوباره ابش اومد این دفعه ریخت رو زبونم و گفت که قورتش بدم منم قورتش دادم بلند شدم و بغلم کرد گفتم دیگه خسته شدم گفت باشه عزیزمم بغلم کرد. و ازم لب گرفت انتظار نداشتم لب بگیره ازم بعد ساک که گرفت این منم خیلی خوشحال کرد ولی اون کیرش خوابیده بود و من کیرم تو شلوارم بود شق شق بود واقعا خیلی بده ولی خب این انتخاب من بود میدونستم که اینطوری میشه بخاطر همین صدامو در نیاوردم بران اسنپ گرفت با اینکه اسنپش کار نمی کرد برام اسنپ گرفت منم گفتم الان چطوری میتونی اسنپ بگیری مگه خراب نبود گفت که اسنپ من وقتی برای دیگران میگیرم خرابه ولی وقتی برای خودم میگیرم کار میکنه منم چیزی نگفتم خوب چون چیزی از اسنپ نمیدونم همیشه مامانم برام اسنپ میگیره من اصلا استفاده نکردم پس یک بار دیگه کسخلیم زده شد به صورتم خب حالا بگذریم اسنپ اومد منم رفتم سوار شدم و تو اسنپ بودم بهش پیام داد که خیلی ممنونم
گفت : من ازت ممنونم جوجه

خب دوستان این اولین داستان من واقعا واقعا ببخشید اگه مشکل جمله بندی داشت و املایی داشتم
و اینکه اگه نتونستم خوب توضیح بدم ببخشید سعی میکنم مشکلاتم رو برای سری بعدی کمتر کنم
و اینکه این داستان واقعی هستش

نوشته: mhan

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها