داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

زن نامرئی 288

انگار هر سه نفرشون مسخ شده بودن و نمی تونستن کاری انجام بدن . نمی دونستن که من دارم چی میگم . .. دیگه از دیدشون محو شدم … سه تایی شون صدام می کردن .. برای هر کدوم یه سوالاتی پیش اومده بود . ولی سرمو انداختم پایین و رفتم . من حالا وظیفه مهم تری داشتم . باید شرایط رو به خوبی بر رسی می کردم و می دیدم که مردم از چه راههایی می تونن به خواسته ها شو.ن برسن . آیا همون بلای سال می خواد به سرشون بیاد ; باز هم امریکا نقشه می چینه ; متاسفانه اون نپختگی سیاسی و احساس مسئولیت در کشور ما سبب شده که بیگانگان از این وضع سوء استفاده کنند و به خوبی در مسیر اهداف خودشون پیش برن که این نمی تونه به نفع ملت و آینده اونا باشه . اما چه جوری میشه این توطئه ها رو کشف  کرد چه جوری میشه کاری کرد که ملت رو بیدار کرد ;! کاری کرد که اونا به خوبی آگاه بشن از  اون چه که عده ای به عنوان دوست می خوان بر سرشون بیارن . عده ای همگام با بیگانگان بوده  این نمی تونه به نفع انسانهایی باشه که در پاسداری از  اهداف مقدس آزادی و عدالت خواهی خون دادند …  به یاد این افتادم که یک بار وارد مجلس  شدم و با خیلی از این نمایندگان حال کردم .. دوست د اشتم یک بار دیگه هم برم اون جا .. برم به هر جلسه ای که  مسائل امنیتی درش رعایت می شد . بدون شک می تونستم از این مجالس خیلی چیزا رو متوجه شم . بنا بر این ,  این می تونست کمک بزرگی باشه برای من که بتونم به اون چه که می خوام برسم . راستش با این قدرتی که داشتم نیاز چندانی هم نبود که از دیگران بترسم . با صحبتایی که بابا ناصر کرده بود و مطالعاتی که از تاریخ کشور داشتم و شرایط اجتماعی اون روز ها ر و از زبون بابا شنیده بودم ,  وضعیت مشابهی رو بین این روز ایران و آن روز ها احساس می کردم . شاید مردم فعلی نسبت به ساده دلان آن روز ها که سر نوشت خودشونو به دست عده ای نا دان  و هوشیار و طماع و دزد و احمق سپرده بودند از رشد و بینش فکری بهتری بر خوردار بودند اما با این حال هنوز زمینه های لغزش و انحراف از مسیر خواسته ها وجود داشت . این ملت تا چیزی روبه  چشم نبینن به باور نمی رسن .. و اگر هم چیزی رو بدون پایه و اساس به عنوان باور تلقی کنن براش جونشونو هم میدن و همین احساساتی بودن اونا ست که باعث می شه ازشون سوء استفاده شه  .. دیگه سعی کردم تا غروب کارم باشه رفتن به نقاط و اماکن حساس تصمیم گیری … جلسه وزارت اطلاعات و مامورین امنیتی … مجلس شورا … منزل رهبری با به اصطلاح دهن پر کن و عربی صفتانه بیت رهبری … تمام این اطلاعات رو کنار هم جمع می کردم تا به یک جمع بندی اساسی برسم … داشتم فکر می کردم که از این شرایط چه بر داشتهایی میشه کرد و چه نقطه ضعفها و مثبت هایی میشه گرفت . رفتم پارک تا کمی قدم بزنم … حال و هوای چند تا دختر جوون منو به  عالم تحصیلم برد . دوران لذت بخش و پر خاطره ای که دیگه بر نمی گشتند . یه احساس قشنگ .. بیشتر اونایی که توی پارک نشسته بودن دخترا و پسرایی بودن که شاید آخرین باری بود که با هم بودند .. عشقا و روابط این دو ره زمونه بی دوام و پایه هاش سست شده . این روزا واژه عشق رو به بازی می گیرند . در یه گوشه خلوت اون جا که  گلها و گیاهان زیادی جلوی نیمکتی رو گرفته بود  دختر و پسری در شرایط عجیبی در کنار  هم نشسته بودند . پسره دستشو از داخل شلوار اون دختر رد کرده بود . چشای خمار اون دختر نشون می داد که دست اون پسر رسیده به جا های حساس … کیر پسر هم داخل شلوار تیز شده بود .. این یه تیکه رو گذاشتم واسه خودم کنار و گفتم یه دوری بزنم و بر گردم . در گوشه ای دیدم که دو تا جوون دیگه  دارن بر نامه های زندگی خودشونو تنظیم می کنن و ازموانعی که بر سر راه ازدواجشونه شکایت دارن . یه گوشه پارک چند تا جوون نشسته بودند که همه شون پسر بوده یه چیزایی رد و بدل می کردند . به نظر میومد که مواد مخدر ی چیزی باشه . دیگه اینا همه عادی شده بود . اینا رو که می دیدم اعصابم داغون می شد چرا باید به جای راه انداختن تولیدی ها و ایجاد کار , شرایط باید طوری شه که جوونا بیان این جا و خودشونو با این آشغال ها سر گرم کنن .. فکر کردم به جای این اعصاب خرد شدنها بهتره برم کمی سر به سر اون پسری بذارم که کیرش شق شده و داره شلوارشو پاره می کنه …. ادامه دارد … نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها