داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

زن نامرئی 182

-ویییییییی کریم کریم چه قشنگ دست عوض می کنی .. خودت رو خسته نکن انگشتتو همون توی کونم فرو کنی کافیه . آخه پی در پی انگشت رو از توی کس در می اورد و فرو می کرد توی کون . اون لحظه ای که انگشت توی کس بود  به همراه کیر زوج خوبی رو برای گاییدنم تشکیل می دادند . ولی کریم خان حرفمو گوش داد و از اون پس دیگه انگشتشو فقط توی کون من فرو می کرد . دیگه حال و حوصله لیس زدن به کس اکرم رو نداشتم .. در عوض اون اومد سمت ما و زیر کون من گردن کج کرد و پسرش کریم دلش سوخت هر چند تا ضربه ای که به ته کس من وارد می کرد یه بار کیرشو بیرون می کشید و اونو توی دهن مادرش فرو می کرد -کریم جون حواست باشه آبتو توی دهن مادرت خالی نکتی که این بار وقتی ار گاسمم کردی باید خالی کنی توی کس من …کریم بی مهابا و با سرعتی فوق العاده منو مورد لطف و مرحمت کیرش قرار داده بود . طوری که به زحمت فرصت فکر کردن و حال کردن از لذت بردنو داشتم .. -کریم ولم نکن . ادامه بده .. زود باش .. زود باش .. کریم داره میاد .. اکرم : کی داره میاد .. -اووووووففففففف چی داری میگی . چی داری میگی . نگو کی داره میاد . بگو چی داره میاد . ولم نکن کریم داغ داغه .. نان داغه کباب داغه .. اوووووفففففف سوختم سوختم سوختم .. آخخخخخخخخ فدات آقا کریم .. همیم جورررررررداررررررم حاللللللللل می کنم .. حالا می تونی خودتو راحت کنی .. اکی می تونی سرت رو بذاری زیر کون من اگه برگشتی داشتیم نوش جونت .. گوارای وجودت حلالت .. مال پسرته .. اکرم مثل خر کیف می کرد انگاری چه شخصیت بزرگی به اون بخشیده بودیم . کریم چند ضربه پشت هم و سریع به ته کسم وارد کرده و بعد سرعتشو کم کرد و با همون داغی در حالی که خیلی آروم تر به گاییدنم ادامه می داد توی کسم خالی کرد . اکرم در حال زبون زدن به قسمت اتصال کیر و کس بود . وقتی کریم کیرشو از کسم بیرون کشید و مقداری از آب برگشتی در حال ریزش بود اکرم حریص طوری دهنشو گذاشت زیر کس من و زبونشواون زیر نگه داشت وگاهی هم لیس می زد که نشون می داد چقدر حشری شده و بازم هوس کیر پسرش رو کرده .. هر کی دیگه هم جای اون بود تحریک می شد از این که پسرش جلو چشم اون یک زن دیگه رو بگاد و برای دقایقی کاری از دستش ساخته نباشه . -چقدر مزه داد و حال کردم .. کریم از لذت و خوشی و سر مستی زیاد و شاید هم خستگی خودشو طاقباز کنار من و روی تخت ولو کرد .اکرم کیر پسرشو گذاشت توی دهنش . نوبت اون بود که مستقیما با کیر حال کنه .-کریم انگاری کیرت درشت تر شده ها .. -به برکت وجود مادر و همزاد عزیز .. خیلی قوی تر شدم و دارم عادت می کنم .. در حالی که دستمو رو موهای اکی می کشیدم گفتم من اگه یه وقتی ترکتون کردم شما به هم وفا دار بمونین . سعی کنید به وقت خواب در آغوش هم بخوابین .. تن لختتون به هم بخوره . این عشق و صمیمیت رو افزایش میده . نیاز هاتون بیش از پیش مشترک میشه . خیلی راحت تر می تونین همو درک کنین و به کنه خواسته های هم پی ببرین  معشوق و معشوقه هم میشین هم اکی نیازش تامین میشه هم تو کریم خان که نیاز به یک زن رو با تمام وجودت احساس می کنی . هر چند من خودم صحنه های زیبای شما مادر و پسر رو که بر هنه در کنار هم بودین زیاد دیدم ولی شما نمی دونستین که من دارم می بینمتون .. حالا من باید برم . این دوروزه خیلی به من خوش گذشت . از خدا می خوام که تحت هر شرایطی خوب بودن و درک متقابل از یادتون نره . اکرم سرشو گذاشت رو سینه پسرش .. کریم نوازشش می کرد .. اکی پس از لحظاتی خماری چشاشو باز کرد و کیر کریم رو گرفت توی دستش و اونو صاف کرد و فریاد زد کسی اینجا نیست . ;/;-اکرم جان من اینجام .. هنوز فرار نکردم . کیر هم همینجاست اونم قصد فرار نداره فقط این کیر بد بخت گناه نکرده که شب و روز باید ازش کار بکشی . می تونی به اون استراحت بدی . در همین  گیر و دار اکرم گفت ما که اینجا خیالمون نیست ولی باید خستگی در کرد .. سر اکرم رو سینه های پسرش بود و نشون می داد که تا حالا چقدر از سکس لذت برده و چه انرژی مثبتی بهش دادم ….. ادامه دارد …. نویسنده .. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها