داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

زن نامرئی 164

وقتی که پام به خونه باز شده بود بازم همون داستان همیشگی بازم همون شور و حال هایی که داداش نویان نشون می داد . مدتی بود که از خواهرم خبری نداشتم . اصلا حوصله داداشو نداشتم . نمی دونستم اون چرا واسه خودش دوست دختر نمی گرفت .  نمی دونم چرا حس می کردم کمی بد خلق شدم . منی که دلم نمی خواست داداش بره با دختر دیگه ای باشه .. شاید احساس خستگی می کردم . یا از این که منو به چش یه کالا نگاه کنن خسته شده بودم . انگار من به دنیا اومده بودم که بابا و داداش با من سکس کنند . یه حرفی یه صحبتی . یه شور و حالی . این که نشد کار که تا منو ببینند فکر کنند که اگه با من حال نکنند سرشون کلاه رفته . نویان هم تا منو دید صبر نکرد که عرقم خشک شه -داداش من که زنت نیستم -نادیا حالا چرا این قدر عصبی میشی . ..نمی دونم چرا داشتم به یک بحران می رسیدم . دلم می خواست به درو دیوار مشت می کوبیدم . مامان گلی کمی مضطرب شده بود . دوباره این موضوع رو پیش کشید که نادیا نیاز به همسر داره و اگه یه خواستگاری برام اومد سخت نمی گیره. -مامان بازم که شلوغش کردی من تا آخر عمرم نمی خوام شوهر بکنم واسه چی این قدر اصرار می کنی . اصلا من چه هیزم تری بهت فروختم که تو همش  می خوای منو ردم کنی . تازه من الان دستم به دهنم می رسه . این قدر اقتصادی فکر نکن .. دیگه ساکتش کرده بودم . از اون طرف بابا هم اومد سر وقتم و گفت عزیزم نادیا خوشگله ام . امشب که همه جا امن و امانه من یه چند دقیقه ای میام سراغت یه دستی به سروگوشت می کشم تا حالت جا بیاد اینا همش اون آتیشیه که بلند شه نمی دونه چه جوری باید بخوابه . من راه خوابوندنشو خوب بلدم . مامان و داداشت نمی دونن که جریان چیه . نمی دونن که یه دختر داره با کیر باباش حال می کنه . -چی داری میگی بابا . اصلا به خاطر سکس و مسائل سکسی نیست . من به خاطر این چیزا ناراحت نیستم . من اصلا به فکر این مسائل نیستم . نمی دونم چرا داغون بودم . یه چند مدتی رو باید دور این چیزا رو قلم می گرفتم . شاید به اشباع خاصی رسیده بودم  که سفر چاره اش بود . خنده ام گرفته بود . چون همین الان از سفر شیراز بر گشته بودم و نمی شد دیگه اینو به بی سفری و گشت و گذار نداشتن نسبت داد . سرمو به تماشای فیلمهای سکسی گرم کرده بودم . اما اونم دردمو در مون نکرد ولی فیلمهای خشن سکسی و تجاوز و سکس زورکی تا حدودی آرومم کرده بود . این صحبتها از دو زاویه آرومم می کرد .  هم در قسمتهایی که مرد خشن می شد و به زور زنو می کرد و هم در مواردی که زن خشن می شد و گاهی هم در حالت میسترس اسلیوی تا می تونست سر مرد بلا می آورد ولی آخرش هم از مرد لذت می برد .  نمی دونم چرا تمام یا بیشتر این فیلمهای سکسی طوری نشون میدن که انگاری این زنها هستند که فقط کشته و مرده سکسند . در حین عمل سکس بیشتر از طرف زن هیاهو میشه .. چشامو گذاشتم روهم . هیچی مثل یک خواب خوب آرومم نمی رد تمام تنم کوفته بود . احساس خستگی شدیدی می کردم . شهین هم رفته بود خونه شون . خوب شد رفت حوصله اونو هم نداشتم . آخ که هیچ چیز شیرین تر از خواب در این دنیا وجود نداره . آدم بعد از سکس شیرین و لذت بخش همش می رسه به خواب . آدم که می خوابه تمام غمهاشو فراموش می کنه . وقتی هم که بیدار می شه شاید همون غمها دوباره بیان سراغش ولی در عوض این بار غم کمتری رو نسبت به قبل از خواب در خودش حس می کنه .  نفهمیدم کی خوابم برده . خواب های در هم و بر همی هم می دیدم ولی حس کردم یکی داره باهام ور میره . منو بیدارم کرده بود . خودمو خیلی راحت انداخته بودم رو تخت و با یه شورت فانتزی خوابیده بودم .  دیگه هیچی تنم نبود . به این که در رو از داخل قفل کنم توجهی نداشتم . بر شیطون لعنت الان حال و حوصله این کارا رو نداشتم . فکر کنم نویان بود . بوی عطر ملایمش میومد و اون دستای ظریفی رو که گذاشته بود روی کونم حس می کردم . دلم می خواست اونو بزنمش ..  تازه شروع کرده بود و به این زودیها هم قصد رفتن نداشت . پاشد در رو از داخل قفلش کرد .  حس می کردم از خواب سیر شدم . کف دستاشو روی بر جستگی های کونم می مالوند .خوشم میومد ولی به خاطر اون لج و لجبازی که داشتم و ازش خواسته بودم که این قدر پررو بازی در نیاره  دوست داشتم که بره اتاقش و دست ازم ور داره . ولی دستاش همچنان مشغول بود . -نادیا .. خواهر جون . بیداری ;/; فدات شم . حالت خوبه ;/; نگرانت بودم اومدم حالتو بپرسم . توی دلم گفتم آره جون خودت داداشی . تو نگران من بودی ;/; کیرت کلفت شده اومدی اینجا تیزش کنی . …. ادامه دارد …. نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها