داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

زن نامرئی 109

مثل این که این دو تا پسره خیلی سریع تر از اونی که تصورشو می کردم گزارش منو به این خانوم دادند . ولی خیلی تپل بود . اصلا حسشو نداشتم . خیلی خسته بودم . دلم می خواست از این آرامشی که در یا بهم میده لذت ببرم و بعدشم بیام بگیرم بخوابم . -شهره خانوم شما شمالیها چقدر خونگرم و مهربون و با محبت و مهمون نوازین ولی من راضی به زحمت شما نیستم . -اتفاقا من خیلی خوشحال میشم . دلم می خواد باهات دوست شم . شاید اومدم تهرون یه سری بهت زدم -اتفاقا با چند تا خانوم خوب شهرستانی دوستم همین حرف شما رو می زنن ولی وقتی که اومدن تهرون از دست ترافیک و این بر نامه هاش عاجزن -عشق و دوستی و محبت که این چیزا سرش نمیشه . مثل این که کسش خیلی می خارید . چون اول دختر خاله شده بود و بعدش اومد نشست . چقدر زودم باهام جیک شد. می دونستم اون دوپسر  از سیر تا پیاز ماجرا رو واسش تعریف کردن . -اتفاقا من بیشتر دوست دارم با هم جنسای خودم بر بخورم . باهاشون درددل کنم . چون یک زن مشکل یک زنو بهتر درک می کنه -راس میگی شهره جون  از بس این دوره زمونه بد شده اعتماد کردن آدما به هم خیلی سخت شده مخصوصا اگه از دو جنس مخالف باشن . پاهاشو خم کرد و از زانو به پایین به طرف دریا دراز کرد . دو تا دستشو هم ستون کرد و بهم گفت نادیا جون اگه کمرت درد می گیره سرتو بزار رو پام . -پس تو چی ;/;-من عادت دارم . تازه از نظر بدنی قوی ترم . -یه موقع اینایی که رد میشن فکرای بد نکنن -نادیا جون چه فکرایی . مگه ما داریم خلاف می کنیم . سرمو گذاشتم رو پاهاش . مث یه بچه ای که خودشو می ده به دست مامانش ..تازه  از من جوون ترم بود . چقدر خوشم میومد . با دستاش موها ی سرمو نوازش می کرد و با کف دستش رو صورتم می کشید و با جفت انگشتاش با نرمه گوشم بازی می کرد .  . حس کردم دارم می خوابم . -شهره جون داره خوابم می گیره . -بخواب اگه تا صبح هم بخوابی همین جا کنارت می شینم و نوازشت می کنم . .. مثل این که خیلی دوست داشت باهام حال کنه که این جوری بهم محبت می کرد . با خودم گفتم شهره جون بد موقعی به پست من خوردی . آخه دیگه حالی نمونده . ولی راستش  خوابم برد . وقتی چش باز کردم که کمی احساس سرما کرده بودم . هرچند دست شهره رو قسمت سینه هام بود چیزی نگفتم چون دیگه این برام عادی شده بود . حس می کردم خیلی سبک شدم . واسه این که یکه نخوره از این که بیدارم گفتم بهتره صبر کنم که اون دستشو از رو سینه ام بر داره . ولی ظاهرا نمی خواست این کارو انجام بده و دلش نمیومد . منم یواش یواش داشت خوشم میومد و دلم می خواست که باهم حال کنیم . خستگی ام در رفته بود . خواب هم نداشتم . فقط گرسنه ام بود و هوس داشتم . دستمو گذاشتم رو دستش . یکه خورده بود ولی کف دستمو منطبق با کف دست اون کرده و به طرف سینه هام فشار آورده و اونو به اطراف  حرکتش می دادم . تا متوجه شه که منم هوس دارم و از این حرکتش خوشم اومده -شهره جون گرسنه مه .. -می دونم خسته و گرسنه ای . بریم با هم یه چیزی بخوریم و بعد اتاقتو آماده می کنم که بخوابی . اصلا بیا اتاق خود من اونجا کامل تر و تمیز تره . همه جور امکانات هم داره . اگه دوست داشتی زود بخواب اگرم نه که می تونیم با هم درددل کنیم . واسه این که یه روحیه ای بهش داده باشم و دلش خوش باشه گفتم من فکر کنم دو ساعتی رو خوابیده باشم و دیر تر خوابم بگیره . خیلی دوست داشتنی هستی شهره . چه طور دوساعت منو تحمل کردی . -نادیا شاید هنوز منو نشناخته باشی ولی شهره در رفاقت کم نمیاره . -می دونم واسه همینه که این سه ساعتی بهت خیلی علاقه پیدا کردم . یه بوسه از لباش بر داشتم که فکر کنم شوک بسیار هیجان آوری بهش وارد کرده باشم . اگه از جام بلند نمی شدم همونجا منو بلندم می کرد و می خوابوند . و عین خیالش هم نبود که اینجا دریاست و کجاست و کجا نیست . با هم رفتیم یه چیزی خوردیم . کسی هم کاری به کارمون نداشت . فقط با چند تا پسر سلام علیک کردم و شهره هم اونا رو معرفی کرد که نمی دونم این داداشمه و اینم فلانیه  و از این حرفا . فقط به این فکر می کردم که  چه جوری حریف این خوش اندام قوی هیکل شم . یه شیشلیک گوسفندی دبش واسم آورد و منم با اشتهای زیاد نشستم همه رو خوردم . شاید همین هوس منو زیاد تر کرده باشه . رفتم یه دوشی  بگیرم که بعدا تر و تمیز در خدمتش باشم . هر چند در این مورد حرفی نزده بودیم ولی هر دومون می دونستیم که حرکات و رفتار های ما از کدوم خواسته مون میگه …. ادامه دارد .. نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها