داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

راز نگاه 71


خیلی تیز و کلفت و دراز بود -اوخ جوووووووون سلیم چه خوشگل برقش انداختی . خوب شد همون چهار تا خال موی اضافه اشم گرفتی . من با تمام متعلقاتم فدای کییییییییررررررت وکیر سلیم رو محکم با یه دستش گرفت و به آرامی گذاشت تو دهنش -یادت باشه وقتی میای پیشم دیگه صاحب کیرت نیستی . مال خودمه . هرکاریم دوست دارم باهاش می کنم . جوووووون لیسسسسششششش می زنم ومیککککششششش می زنم . دارم واسسسسسسست ساک می زنم . می خوام واسسسسه کوسسسسسسم تیزش کنم . واسه کونمم تیزش می کنم . باید هر دو جا رو امشب جرررررششششش بدی . کاشکی دهنم این قدر گشاد بود که تا ته کیرت توش جا می شد . برای یک لحظه کیر رو از دهنش بیرون آورد و گفت کیرتو محکم بزن به سر حلقم . می خوام حلق و دهنمو جر بده .خفه ام کنه .نذاره نفس بکشم . تعجب می کردم که زری چه طور با چند جلسه گاییده شدن این همه استاد سخنوری شده -بگگگگیرشششش زریییی این کییییییرررررر ررر همشششششش مال تو . ساکشششششش بزن . هر چی می خوای بخوررررششششش نوشششش جونت مواظب باش حنجره ات پاره نشه . فقط واسه کوس و کونت آماده اش کن که می خوام وقتی فرو می کنم توی کوس تنگت و کون قشنگت واسم جیغ بزنی . بگی کیر میخوام . بیشتر از نصف کیر رفته بود توی دهن زری و نمی تونست حرف بزنه .. سلیم هم دهن زری رو کوس گیر آورده بود و می گایید . یه وقتی متوجه شدم که دهن زری پر شده از آب کیر سلیم -آه جااااااااان دختر بالاخره کار خودتو کردی ;/; دیدی چطور گولش زدی ;/; -خوشت اومد عزیزم ;/; هنوز کجاشو دیدی ;/; زری زرورق مثل برق همه جاتو می گیره -حالا میشه من یه خورده برق بهت بدم ;/; هنوز زری همه منی سلیمو فرو نبرده بود که مرد کیرشو بیرون کشید و قدرتمندانه با سرعت هر چه تمامترپاهای زری رو گرفت و انداخت رو دوش خودش . کونشو از روی تخت بالاتر آورده وکوس زنو محکم چسبوند به دهن خودش . هرزنی از این که کوس واسه طرفش مثل آدامس و شکلات بشه خوشش میاد ولی زری حسابش چیز دیگه ای بود . فریاد ها و ناله هاش وحتی التماسش نشون می داد که با تمام وجودش داره لذت می بره وهیچی هم جلودارش نیست -اوووووففففف سلییییییمممممم . دیگه هیچی واسم نذار همششششششو بخوررررررر . اگگگگگه آببببببمو بیاری دیگه همیششششششه کنییییزززززتم .-مگه اوندفعه نیاوردم -آره آررررررره راسسسسسس میگیییی . من الان واسسسسسه همیششششه کنیییییییزززززتم . کوسسسسسس من مال توست . هرجورررررررراحتی . من دیگگگگه نمی تونم جیغ نکشششششم نمی تونم هوسسسسس خودمو نشششششون ندم . دیگه نمی تونم حرففففففف بزنم . تو فقط بخور . من با کییییررررررت کار دارم . باید یه پذیرایی حسابی ازش بکنم . سلیم خودش وکمر زری رو بالاتر آورد و گفت بیا یه دستی به سر و صورت کیرم بکش و دم در یه احوالپرسی بکن و یه خورده بغلش بگیر تا برسیم به پذیرایی اصلی . زری هم به زحمت دستشو به کیر سلیم رسونده وباهاش بازی می کرد .  منم فقط شاهد این صحنه ها بوده و فقط با کوسم بازی می کردم . بیشتر از این دیگه نمی خواستم -زررررری زرررررری چه کوسسسسسسی داری ;/; کی گفته تو کنیزمی ;/; کی ;/; کنیز که این قدر اربابشو تسلیم نمی کنه ;/; اینقدر دودمونشو به آتیش نمی کشه ;/; -اوهههههه نهههههه بسسسسسسه اینقدر نگو طاقت ندارم . دلم می خواست یه دوربین بزرگ نما داشتم از این فاصله چند متری زوایای کوس زری رو بهتر می دیدم . کیر که خودش معلوم بود . برای چند لحظه وسوسه شدم که برم یه دستی به کوس زری بکشم ولی از گردن افتادگی سلیم می ترسیدم که نکنه یه وقت درازم کنه وخیر بیماری رو بخوره و تا ته بذاره تو کوسم . هر چند بعضی از این مردا هم بهم گفته بودند که کاندوم هم میذاریم و ریسکشو به جون می خریم بهانه آورده و گفتم اون داخل درد شدیدی دارم و گاییده شدن از کون رو هم به یه بهونه ای رد کردم . زری طوری با کیر سلیم بازی می کرد که انگار داره براش جلق می زنه …. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی 
language=javascript> function noRightClick() { if (event.button==) { alert(“! حق کپي کردن نداري “) } } document.onmousedown=noRightClick

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها