داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

راز نگاه 62


بابا به فکر من بود یا به فکر خودش بالاخره حالتو عوض کرد و دو تا پاهای مامانو گذاشت رو شونه هاش . خودش و اونو یه خورده کج کرد این جوری کیر و کوس رو خیلی راحت می دیدم . بابا با آخرین زورش کیرشو می فرستاد توی کوس فروغ جونش . همش از این ترس داشتم که دایی مامان و مامان بزرگم از خواب بیدار شن و از این جیغ و دادای مامان پاک آبروشون بره .به من چه . چیزی که از من کم نمیشه -آخخخخخخ فرزاد به داااااااادم برسسسسسسس جاااااااااان کییییییییررررررررر تا آخرررررررششششششش توی کوس منه توی کوسسسسسسسمه . همشششششش مال منه واسششششش می میییییرررررم . بزنششششش -فروغ به من بگو این کوسسسسسست فقط مال کییییییه . فقط واسسسسسسه کی می سوزززززه -مال تو شوهر عزیزززززم . مگه قرار بود کوسسسسسسم مال کس دیگه ای باشه . از اولش مال تو بوده و تا آخرششششم مال توهه . هیچ کییییییررررردیگه ای رو هم ندیده و نمی بینه . کیییییرر فقط کیییییررررررتو -بگو نوک سینننننه هات واسسسسسسه کی سیخخخخ شده ;/;-اوووووففففف تو که خودتتتت می دونی واسه کی ;/;مگگگگه غیر تو هم کس دیگه ای هست ;/;همش دوست داشتم تو فقط با من حال کنی . کیییرررت فقط مال من باششششه . حالا دیگه دارم به آرزوم می رسسسسسسم . کیفففففف می کنم که بهت کیفففف میدم -فروغ ! -قربون فروغ گفتنت برم من … ضربه های کیر بابا به کوس مامان نه تند بود نه کند . با این حال هردوشون خیلی حال می کردند . مخصوصا مامان که می دونستم صادقانه خودشو در اختیار بابا گذاشته . حالا بابا رو حتم داشتم که یه خورده پیاز داغشو زیاد کرده .-فرزاد آبم دارم میاد جااااان اومد ادامه بددددددده ولللللم نکن . همین جوررررری به گاییدنت ادامه بده . منو ولم نکن داره میاد آهههههه .. مامان دیگه ساکت شده بود و داشت در عالم هپروت کیف دنیا رو می کرد و بابا هم برای خالی کردن آبش توی کوس مامان نیاز به اجازه نداشت . چه صحنه تماشایی و جالبی شده بود ! منم حس کردم که این موز درشت هم کارشو کرده پس از مدتها یعنی از زمان آشنایی با کوروش برای اولین بار حس کردم که یه چیز گرم داره ازم می ریزه . سبک شده بودم . اما دلم هنوز پر اشک خون بود . یهویی دیدم مامان زاز زار زد زیر گریه -زن ! زن چت شده چرا گریه می کنی ;/;(من فکر می کردم که این اشک شوقه که مامان داره می ریزه )-فرزاد نمی دونی که به خاطر این دختره چقدر دلم خونه ;/;فرشته من مثل فرشته هاست . اول جوونی کیف دنیا رو نکرده از شوهرش جدا شده . اونم نیاز داره اونم احساس داره . اون وقتا که سر خونه و زندگیش بود هیچوقت شوهرش  نمی تونست راضیش کنه وقتی که بهش گفتم زنا این جوری ارضا میشن و یه تخلیه ای هم اونا دارن داشت تعجب می کرد . حالا هم که مردی بالا سرش نیست بمیرم واسش . مامان خیلی چیزای دیگه هم گفت که صدای هق هقش نذاشت که خوب بشنوم . وای خدای من چقدر دوستم داشت و به فکر من بود ;/;همه مادرا بچه هاشونو دوست دارن . به پسرا خیلی علاقه دارن ولی اگه دخترشون تو بد بختی بیفته یه دلسوزی خاصی نسبت بهش احساس می کنن . حالا من براش چیکار کرده بودم . بیچاره خبر نداشت که من برای اولین با با کیر بابا بود که به اوج لذت رسیدم . با کیر شوهر جونش که حالا این قدر به اون می نازید . تف بر من که چقدر پست و بی عاطفه و خود خواهم و نمی تونم جز خودم فکر کس دیگه ای باشم . شانس آوردم که مامان زود تر آب غوره نگرفته بود وگرنه تمرکزم بهم می خورد و نمی تونستم ار گاسم شم . مامان مثل ابر بهار اشک می ریخت و بابا یه کار با حال و با مزه انجام داد که آروم شدم و اشکای مامان از یادم رفت . کیرشو گرفت تو دستش و با اون اشکای مامانو پاک کرد . هر قطره ای که روی صورت مامان حرکت می کرد با سر کیرش جلوشو می گرفت و این کارش این قدر غافلگیر کننده بود که بی اختیار مامانو هم مجبور به خندیدن کرد . فرزاد جون من فروغ خوشگله رو بوسید و ازش خواست که قمبل کنه . بابا از حالت سگی خیلی خوشش میومد . از کون کردن هم همین طور -عزیزم من الان حدود ساله که دارم باهات زندگی می کنم . می دونم چقدر کونمو با اون سوراخ وسطشو دوست داری . حرف الکی نزدم . به میمنت این تغییر روحیه ات دوست دارم کیرتو خشک خشک بفرستی توی کونم و جرم بدی من بسسسسسوزم . کمررررمو پشششششتمو شونه هامو کبود کنی -فروغ توکه می دونی من دلشو ندارم درد کشیدن تو رو ببینم …..حالا رو نمی دونم ولی کلا با با چاخانش خوب بود .مامان که داشت سر زایمان من درد می کشید بابا رو کوس یه جنده خوابیده بود و عین خیالش نبود .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی 
language=javascript> function noRightClick() { if (event.button==) { alert(“! حق کپي کردن نداري “) } } document.onmousedown=noRightClick

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها