داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

راز نگاه 17


هرکس گوشه ای از تن و بدم محجوبه رو می کشید  .مردادست و پاشو بر داشته و من و مر ضیه هم سرگرم لخت کردنش شدیم . عجب چیزی اون زیر قایم کرده بود . چه تن و بدنی !چه کونی !چه قمبلی !عجب سینه های مر مرینی !بعضی جاهاش از منم بهتر بود . داشت کمی حسودیم می شد . ولی خلقت خدا رو نمی شد کاریش کرد . -اشغالا !کثافتا !چوبشو می خورین … جمال خوش زبون در جا جواب داد اگه ما نفری یه چوب بخوریم فعلا تو یکی دوتا چوب می خوری . ما چهار نفر که از اول حمله کاملا لخت بودیم و دو تا مردا هم کیراشونو دست گرفته مانور می دادن .. واسه این که مانوری داده باشم گفتم این آخوندا عجب حرصی دارن همه چی رو واسه خودشون میخوان . زنه رو قایم کردن ولی خودشون چند تا چند تا می کنن . -بیشرفا این وصله ها به شوهر مومنم نمی چسبه . غیبت نکنین  .گناهتونو چند برابر نکنین . غلام گفت حرف حق زدن که غیبت نیست .-مگه روی خواهرتون سوار شده ;/;(یه خورده از عفت کلام گردش به چپ کرده بود )-باعث افتخاره که کیر یه آخوند بره تو کوس آبجیمون شاید این جوری بختش باز شه . محجوب جوش آورده بود . نه .. نه .. توبه کنید تا من از شما بگذرم وخدا هم از شما بگذره . جمال :صبر کن اول کوس و کونتنو یکسره کنیم و خوب بگاییمت بعدا توبه می کنیم ..ا ون وقت تو ما رو ببخش . هیچ کاری نکرده که آدم توبه نمی کنه . غلام :داش جمال من فکر می کنم هر دومون می خواهیم توی کوسش آب بریزیم . اگه حامله شد و بچه زایید پدر بچه کی میشه ;/;محجوب خانوم از کجا متوجه بشه ;/;جمال : داداش تو چقدر خنگی بچه ها که یزرگ شدن دماغشون به پدر میره اگه دماغ گنده در اومد پدرش تویی اگه دماغش قلمی شد پدرش منم . اینم محض اطلاع گل روی محجوب خانوم . طعمه دمر افتاده بود. گوشتالو و سفید برفی حداقل کیلویی می شد . یک شورت و سوتین باقیمونده پوششش بود که اونم تا چند لحظه دیگه در میومد .لباسای زیر محجوبه مطابق مد روز بود . شورت لامبادای مشکی کون سفیدشو زیبا و هوس انگیز تر کرده بود . سینه هاش از سینه های منم درشت تر بود . ما دو تا زن یعنی من و مرضیه جامونو با دو تا مرد عوض کرده بودیم . چون مقاومت محجوب کمتر شده و ما زنا می تونستیم دست و پاشونو محکم داشته باشیم . غلام سینه هاشو می مالید وجمال هم دستشو از زیر شورت باریکش به کوسش رسونده و با کف پهن دستش یک کس مالی حسابی راه انداخته بود . محجوبه تقلا می کرد تا حالتشو عوض کنه . ولی جمال با دست چپ و غلام با دست راستش روی کون زن اسیر فشار آورده و اجازه تکون خوردن بهش نمی دادند .. اشک چهره محجوب محجوبه رو پوشونده حجاب جدیدی واسش ساخته بود . فکر می کرد که با گریه کردنش دلمون می سوزه و دست از سرش ور می داریم . اما واقعیتش این بود که ما چهار نقر لذت بیشتری از این کار خودمون می بردیم .. مرضیه می گفت آها بکش . بخور . چوب خدا صدا نداره . تو اشک دخترای بیچاره رو در میاری ;/;به خاطر این که چهار تا تار مویشون بیرونه  میندازینشون تو ماشین می برینشون ;/;یه خورده که آرایش می کنن اختبار داریشونو می کنین ;/;(آخه محجوبه به من گفته بود که در ماشین گشت زنان میشینه و آدمای بی حجاب یا بد حجابو ارشاد یا دستگیر می کنه . منم اونو لو داده بودم .)حالا خوب متوجه شدی که اگه یکی می خواد به گاییدن بره وضع ظاهریش ملاک نیست ;/; همچین حالتو جا بیاریم و تو رو به کیر خوردن عادت بدیم که این دفعه دوستات بیان و تو رو از توی خیابون جمع کنن . ببرن . آشغال عوضی !گریه کن !بیشتر گریه کن !با صدای بلند تر تا ما بیشتر حال کنیم . محجوبه فهمیده بود که تمام این کارها بی فایده هست . من هم از بس سرم گرم بود و در کیف و حال غوطه می خوردم دیگه دنبال این نبودم که چشای کی چی میگه .. نیازی هم نبود . دلداری و نصیحت محجوبه رو شروع کردم -خانوم عزیز چه بخوای چه نخوای گاییده میشی . کیف کن . حال کن از این موقعیت ها مخصوصا واسه تو کم پیش میاد . حالا نمی دونم می تونی با برادرا حال کنی یا نه . غیبت نمی کنم . چیزی رو که اطلاع ندارم حرفشو نمی زنم . ولی کیف کن . مجانی حالشو ببر . حیف تن و بدن به این خوشگلی نیست که میدی دست یه نفر . اسراف یعنی این ;/;یکساعت می خوای بدی دم یه نفر و دهها ساعت بی نصیبش بذاری ;/;گناه می کنی . این همه کوس نکرده و کوس ندیده در جامعه بسیارند و تو می خوای صاف صاف بگردی ;/;آمپر چرندیات رفته بود بالا و مجبور شدم ادامه ندم . شورتشو من از پاش در آوردم . جای زری خالی که اگه اینجا بود از کیر می گذشت ولی از کوس و کون محجوبه نمی گذشت . یک لز کار تمام عیار بود . معلوم نبود موبایلمو چیکارش کردن که صداش در نمیومد .فکر کنم تا حالا هزار دفعه واسم زنگ زده بود . صدای خانم با حجاب لخت در اومد. منم که داشتم درز کونشو باز می کردم تا کوسشو بهتر ببینم باز خواست کرد .-زشته زننده هست . واسه حرکت قبلی بهونه داری . اینجارو که کسی مجبورت نکرده ;/;من زنم تو هم زنی . عمل تو شنیع تر از عمل مرد با زنه و غیر قابل بخشش . -برو بابا کوس و کونتو بده . هیچی نمیگم پررو شدی حیف که الان قراره کیر بره داخل کوس و کونت وگرنه خودم با یک خیار سالادی کلفت میفتادم به جون کوسسسسست . محجوبه خورد و دم نکشید . جمال که به نفع من کنار رفته بود منتظر بود تا من دوباره کوس و کون محجوبه رو تحویلش بدم .. یه دقیقه مهلت خواستم و در این یه دقیقه با کف دستم کوس و چوچوله هاشو مالوندم . خودم یه زن بوده و می دونستم چیکار کنم تا بیشتر نحریکش کنم . بر آمدگیهای چوچوله رو با دو انگشت سبابه و شست مثل حالت تسبیح زدن می گردوندم -آه نکن فرششششششته تو رو خدا نکن . گناه من و خودتو زیاد نکن . آهههههههههه نه .. نه .. نه  جمال که تا چند لحظه پیش سیخم می داد که محجوبه رو بهش بسپارم با دیدن این وضعیت کلی خوشحال شد و گفت فعلا داشته باشش یه خورده بیشتر بسازش . آفرین به تو فرشته خانوم تو اگه نبودی ما امروز چیکار می کردیم ;/;هم سوراخ کون و هم سوراخ کوس محجوبه گشاد تر از اونچه که فکرشو می کردیم بود . از این لحاظ من بر او برتری داشتم . شوهرش ظاهرا رحم نداشت . خیلی کوس و کونشو می گایید . انگشت شست دست راستمو کردم توی سوراخ کونشو چهار انگشت دیگه رو هم فرو کردم داخل کوسش و پی در پی میذاشتم تو در می آوردم -نه .. نکککککن نکککککن گناهش گردن توست -باشه قبول می کنم . تو حالشو ببر گناهش مال من . رفاقت این درد سرا رو هم داره . محجوبه از هوس زیاد دستشو به قالیی که روی اون دمر افتاده بود رسونده و چنگ می زد فرصت نداده بود که تشکی .. ملافه ای چیزی پهن کنیم مرضیه و جمال و غلام هم به کمک من آمدند هر کدوم یه گوشه ای از بدن محججوبه رو می مالیدند.-آههههههههه کوسسسسسسم حاجی کجایی به دادم برسسسسسسی ;حاجی کیییییییررررررررت کجاست ;/;جمال : محجوبه خانوم دلواپس نباش حاجی وکیل گرفته . محجوبه :من کییییییییییییییرررررررررررررمی خوام . گناهش گردن شماست . جمال و غلام یک صدا گفتند که می پذیریم و امامن حسابی خیطش کرده و گفتم بند ایمونت همین قدر بود ;/;طاقتت همین بود ;/;اولدروم بولدروم هات کجا رفته ;/;دوتا کیر مردارو گرفتم تو دستم و گفتم بهت گفته بودم که اینا معجزه کرده دوای درد هر زنیه . تو اگه نتونی از داروخونه سر کوچه ات دوا تهیه کنی نمی تونی یا نباید بری یه داروخونه دیگه ;/;حرامه و این حرفا چیه ;/;منم اولش مث تو فکر می کردم . تو الان نیاز داری . نیازتم کیره که سر حالت بیاره -بسه دیگه این قدر زر نزن کوس شعر نگو من کیر میخوام . کمی بهم بر خورد ولی بیشتر خوشحال شدم . راستی راستی این همون محجوبه پنج دقیقه پیش بود ;/;ما زنا رفتیم کنار و عرصه رو به مردا سپردیم . جمال نمی دونست از کجا شروع کنه . به چشای جمال نگاه کردم می ترسید کم بیاره و در مقابل این هیکل شرمنده شه . غلام هم که تا چند لحظه پیش مثل گرگهای گرسنه بود منتظر بود ببینه برادرش از کجا شروع می کنه -چیه زود باشین دیگه !کوسسسسسمو داغ کردین حالا کنار کشیدین ;/;این همه هارت و پورت بود ;/;-حریفت میشیم محجوب جون . تا حالا سر یه سفره نشستی که چند تا غذای خوشمزه روش باشه ندونی کدومشو بخوری ;/;-خب از هر کدوم یه مدلشو بخور -اول کدومشو بخورم ;/;-اونی که بیشتر دوستش داری بخور -ممنونم از راهنماییت محجوبه خانوم . حقا که دنیا دیده ای . از همون طرف افتاد روی کونش دو تا قاچشو کنار داد . کیرشو تا ته فرستاد داخل . خیلی راحت رفت -آههههههه جمال تو چقدر حریصی ;/;!غذارو یک دفعه که قورت میدی مزه ات می کنه ;/;-تو چی ;/;من دوست دارم مزه بگیری . هردومون حال کنیم بعد برسیم به اینجا . جمال دو سه دقیقه ای کوس محجوبه رو گایید و اونو به اوج شهوت رسوند . با این که کیر در هر مرحله تا ته کوس می رفت ولی زن اصلا خیالش نبود -اووووووففففف بزززززن جمال خارششششش کوسسسسسسمو با کیییییییرررررر ت بگیر من الان رو می کنم . کوسسسسسمو لیسش    بزن بخوررررررششششش . زنیکه عاشق این بود که کوسشو بخورن .. ادامه دارد .. نویسنده .. ایرانی 
language=javascript> function noRightClick() { if (event.button==) { alert(“! حق کپي کردن نداري “) } } document.onmousedown=noRightClick

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها