داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

دوران دانشجویی سونیا

این داستان واقعیست. من سونیا هستم. الان سی ساله هستم ولی این داستان مربوط به دوران دانشجویی و زمانی هست که ۲۱ سال بیشتر نداشتم. من دختر قد بلندی هستم با قد ۱۷۵ سانتی متر و اون زمان حدود ۸۰ کیلو هم وزنم بود. پوست گندمی و سینه های بزرگی دارم. و همین درشت بودنم باعث شده بود که خیلی از کارمندها یا اساتید دانشگاه به من تمایل نشون بدن. ترم سه بودم که برای کار دانشجویی اقدام کردم و توی واحد سمعی بصری دانشکده مشغول به کار شدم. این واحد دو تا اتاق داشت. یکی اتاق بزرگ که میز و صندلی کارمند واحد داخلش بود و یکی کوچکتر که وسائل سمعی بصری نگهداری می شد. یک آقای حدودا چهل ساله به نام آقای توکلی کارمند واحد بود.خیلی مرد خوش چهره ای نبود ولی خوش تیپ بود و به خودش می رسید. همیشه با صورت اصلاح شده و ادکلن زده میومد سر کار و خیلی هم مرتب بود. بعد از چند ماه کاملا به من اعتماد کرد و اگر کاری داشت واحد رو می سپرد دست من و میرفت. پشت سیستم که مینشست موزیک سنتی پخش میکرد و اخبار رو میخوند و برای من هم تعریف میکرد. کم کم باهام خیلی صمیمی شده بودیم. کم کم شروع کرد ابراز محبت کنه. یادمه اون موقع ها کلاس زبان میرفتم و کتاب هامو می بردم توی واحد درس میخوندم. وقتی کلاس داشتم کتابمو میگرفت معنی کلمه ها رو برام پیدا میکرد. کم کم شروع کرد راحت تر برخورد کنه و یک روز یک عکس سکسی از توی یک سایت پورن بهم نشون داد. قلبم تند تند شروع کرد بزنه و پاهام میلرزید. آخر وقت بود. متوجه تغییر حالت من شد. از واحد رفت بیرون، دوری توی راهرو زد و وقتی خیالش راحت شد که خلوته اومد تو د من رو برد توی اتاق کوچیکتر و در رو قفل کرد. یک لیوان آب بهم داد و دستمو گرفت. من هم همونطور که میلرزیدم شروع کردم به گریه کردن. ازم عذرخواهی کرد و پیشونی مو بوسید و بهم گفت برم توی پارکینگ که خودش منو تا یه جایی برسونه. هم دلم نمی خواست سوار ماشینش بشم و هم دلم میخواست. خلاصه رفتم پایین توی پارکینگ و سوار ماشینش شدم. یک ساعتی توی خیابون ها چرخید و باهام حرف زد و کم کمک احساس رنجشم جای خودش رو داد به احساس آرامش و محبت. اتفاق اون روز باعث شد باهام راحت تر بشه. آدرس سایت پورن رو بهم داد و گفت اگه دوست داشتی برو نگاه کن. منم هر وقت نبود می نشستم پشت سیستم و توی سایت میچرخیدم. اوایل دست و پام میلرزید اما کم کم عادت کردم و وقتی میرسیدم خونه می رفتم توی اتاق و با نصور ذهنی عکسها خود ارضایی میکردم. یه روز که آقای توکلی نبود نشستم پشت سیستم و شروع کردم عکس های مختلف رو باز کردن. حسابی حشری شده بودم و نمیتونستم صبر کنم که برسم خونه. در واحد رو نیمه بسته کردم و رفتم توی اتاق کوچیکتر. وقتی در اصلی نیمه بسته بود کسی وارد واحد نمیشد. دکمه های مانتو رو باز کردم و تیشرتمو زدم بالا و از بالای سوتینم سینه هامو دراوردم و شروع کردم با نوکشون بازی کردن. یه دستمم بردم بین رونم و شروع کردم کسمو بمالم. که یه دفعه صدای بسته شدن در اصلی اومد. سریع خودمو جمع و جور کردم. سینه هامو هل دادم توی سوتین و تیشرتم رو کشیدم پایین. داشتم دکمه های مانتو رو می بستم که آقای توکلی اومد تو و گفت عه اینجایی فکر کردم رفتی دستشویی اخه در نیمه بسته بود. کاملا به هم ریخته بودم و درست نمیتونستم صحبت کنم. داشتم توضیح میدادم که برای چی اومدم توی اتاق که آقای توکلی گفت نیاز به توضیح نیست. از پنجره ی اتاق دیدمت و برای همین در رو بستم که راحت باشی. بعد هم اومد جلو دستامو گرفت و گفت نمیخواد ببندی شون و لبشو گذاشت روی لبم. خیلی تشنه ی سکس بودم و هیچ مقاومتی نکردم. مانتو رو از بدنم درآورد. مقنعه مو از روی سرم برداشت و نشوندم روی یه صندلی چرخان که توی اتاق بود. تی شرتمو داد بالا و سینه هامو از توی سوتین کشید بیرون و شروع کرد با زبون نوکشو لیس زدن. منم سعی میکردم مث پورن استارهای توی عکس ها عمل کنم. با دو تا دستم سینه هامو گرفته بودم و هر دفعه یکی شونو به زبونش نزدیک میکردم. نوک سینه هامو لیس میزد و میمکید و میگفت وای چه خوشمزه ن. نوک سینه هام سفت و بزرگ شده بود. داشتم از شهوت منفجر میشدم. دستشو بردم بین رونام. گفت دوست داری نانازتو بخورم‌. با سر تایید کردم. دستمو گرفت از روی صندلی بلندم کرد و شلوارمو کشید پایین ولی کامل از پام در نیاورد. بعد هم شرتمو در اورد و دومرتبه نشوندم روی صندلی. روی زمین جلوم زانو زد و پاهامو باز کرد و شروع کرد لیس زدن چوچوله م. وای که هیچ وقت لذتشو فراموش نمیکنم. کسمو با اشتها لیس میزد و چشماش رو میاورد بالا که عکس العمل رو ببینه. غرق در لذت بودم و با رعشه ای که همه ی بدنمو گرفت ارضا شدم. بلند شد شلوارشو تند تند دراورد و کیر کلفت و سیاهشو از توی شرتش کشید بیرون و گفت میخوری ش؟ با دستم کنارش زدم. گفت باشه اشکالی نداره. از روی صندلی بلندم کرد و رو به دیوارم کرد. گفتم میخوای چه کار کنی؟ گفت نترس توش نمیکنم. گفت کف دستاتو بذار به دیوار و پاهاتو محکم بچسبون به هم. کیرشو فرستاد بین رونام و شروع کرد عقب جلو کردن. نوک کیرش که میخورد به چوچوله ام درد خفیفی احساس میکردم و ناله ی ریزی میکردم. چون ارضا شده بودم کسم حسابی حساس شده بود و هیچ چیز نمیتونست بهش نزدیک بشه. با دو تا دستش سینه هامو گرفته بود و فشار میداد و کیرشو بین رونام عقب جلو میکرد. یه دفعه هجوم برد به جعبه ی دستمال کاغذی. کیرشو از بین رونام کشید بیرون و آبشو خالی کرد توی دستمال. بعد به من گفت لباساتو بپوش تا من برم دستشویی و بیام برسونمت. اون شب تا صبح ده بار با فکر اینکه آقای توکلی چوچوله مو با اشتها لیس میزد خودارضایی کردم

نوشته: سونیا

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها