داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

دخترخاله با حجاب

سلام برای اینکه ببینین داستانی که میگم واقعیه عکس هم میزارم

من ابوالفضلم و 18 سالمه و ترکم
2 سالی هست که به صورت جدی باشگاه میرم و 1 مدال نقره استانی دارم. من یه دختر خاله دارم که28 سالشه و اسمش نسترنه. داخل خانواده ای به دنیا اومده که محجبس وخیلی زیباس
پدر و مادر اون خیلی زیبا هستن و پولدار و نسترن هم تک فرزنده
و نسترن هم به پدرو مادرش رفته و خیلی زیباست. سینه هایی خوش دست و بدنی ژله ای داره. موهاشم همیشه بلوند میکنه.
و خیلی حشری بود و مدام با من خودشو ارضا میکرد
عکسشو براتون میزارم
خلاصه برم سر اصل ماجرا
خانواده نسترن خیلی رو ما رفت و آمد دارن و ما هم زیاد میریم خونشون. من یادمه زمانی که 13 سالم بود دقیقه 5 سال پیش ماجرا از همون روز شروع شد .
خاله من یعنی مادر نسترن و خانواده من قرار بود برای 1 روز برن
خونه عمه من شمال و قرار بود نسترن از من مراقبت کنه تا اونا بیان. چون من امتحاناتم شروع شده و نسترن همیشه با من میخوند.
شب بود مامانم کلی نصیحتم کرد گفت درساتو خوب بخون
نگران هم نباش ما میریم و میایم و در نبود من نسترن غذا
برات درست میکنه و اگه بهم بگه که درساتو نخوندی یا شیطونی کردی بد جور باهات برخورد میکنم.
صبح شد ساعت 6 بود من لباسامو عوض کردم که برم مدرسه و
خانواده من وخالم و شوهرش اول منو رسوندن مدرسه بعد رفتن شمال من امتحانمو دادم ساعت 9 تاکسی گرفتم و اومدم خونه.
رسیدم خونه و زنگ خونه رو زدم و نسترن برام در رو باز کرد
از تعجب داشتم میمردم اون دختری که محجبه بود کنار من
چادرش اصلا در نمیورد با یه لباس تنگ که تمام برجستگی های بدنش پیدا بود و شال آبی و یه تیشرت چسپون باورتون نمیشه چقدر این دختر رو فرم بود.
بهم گفت اقا ابوالفضل چرا نمیای داخل بیا دیگه… منم اینقدر خجالتی بودم اومدم داخل و رفتم تو اتاقم. نسترن صدام زد گفت
ابوالفضل گرسنت نیست؟! دارم برات میوه میارم. منم گفتم نه ممنون داخل مدرسه لقمه پنیر خوردم فعلا سیرم من یه دوش بگیرم بیام اگه میشه برام آب‌گرم کن رو روشن کن. گفت چشم الان روشن میکنم
من رفتم دوش بگیرم اینقدر فکر و خیالم درگیرش بود نمیدونستم چیکار کنم. سریع دوش گرفتم اومدم بیرون لباسامو پوشیدم
رفتم تو اتاق پدرو مادرم با کامپیوتر نشستم یکم بازی کنم
اخه چون اوضاع درس بود مادرم کامپیوتر اورده بود تو اتاق خودش که من بازی نکنم.
دقیقا یادمه داشتم بازی gta5 میکردم خیلی دوسش داشتم
یه هو در اتاق رو زد و گفت اجازه هست؟! من گفتم بفرمایین

برام میوه اورده بود منم نمیدونستم نگاه میوه ها کنم یا موهای بلوندش یا سینه های رو فرمش
میوه رو گزاشت رو میز گفت ای شیطون داری بازی میکنه؟
لبخندی زد گفت مگه مامانت نگفته بود کامپیوتر ممنون!!
منم خندیدم گفتم نسترن خانم اخه امتحانمو خوب دادم
قول میدم کم بازی کنم تو هم به مامانم نگو

نسترن یه صندلی کنارم گزاشتو نشست منم مونده بودم چیکار کنم اینقدر این بشر بدنش سکسی بود کیرم سیخ شده بود
اونموقه هم دودولم کوچیک بود😅…
گفت چه بازی میکنی تا نوبتی بازی کنیم. گفتم gta هست
خیلی بازی خوشیه بیا تا بازی کنیم.
گفتم. پلیس دنبال خودمون میندازیم هرکی مُرد باخته و نوبت بعدی میشه. گفت باشه اول تو بازی کن یادم بده

من شروع کردم به بازی یواش یواش شالشو در اورد
زیر چشمی بهش نگاه میکردم که گردن سفیدی داشت
بالای سینه هاش تمام پیدا بود به اندازه برف سفید بود.
پلیس منو کشت من باختم نوبت توعه بیا جا من بشین
اومد جا من نشست گفت من بلد نیستم بیا کنارم بشین نشونم بده منم اومدم کنارش وایسادم که نشونش بدم منو نشوند رو پاش گفت اینجا جات بهتره حالا نشونم بده. منم از تعجب داشتم میمردم و حشریتم به ته کشیده بود رو پاش نشسته بودم اینقدر پاهاش گرم و نرم بود که نگو
بهم گفت تو یه بار جا من بازی کن تا من یاد بگیرم گفتم باشه
کمکم که داشتم بازی میکردم و توضیح میدادم هی میگفت خب
و دستاشو یواش میبرد به سمت شلوارم
من که رو پاش نشسته بودم یه هو تعجب کردم یواش یواش
میومد پایین دستشو گزاشت رو کیرم از رو شلوار و شروع کرد
عقب جلو کردن و هی میگفت خب چجوری باید شلیک کنم
و این حرفا و کارشو ادامه میداد بهم گفت تکچرخ زدنو نشونم بده
خیلی دوست دارم یاد بگیرم منم کیرم شق شده بود
دستشو یواش کرد تو شلوارم کیرم و گرفت ودر گوشم گفت این چیه قایمش کردی.
منم پیشم زشت بود فک کردم میخواد منو امتحان کنه چون اصلا اهل این کارا نبود و خودمو نفهمی زدم
من باختم و گفتم نوبت توعه بلند شدم رو اون صندلی نشستم
شروع کرد بازی کردن بهم گفت میشه راحت باشیم؟
منم مرده بودم نمیدونستم داره امتحانم میکنه یا چیز دیگه گفت
لباسم داره ازیتم میکنه میشه کمکم کنی درش بیارم منم بهش گفتم چیکار کنم دستاشو اورد بالا گفت درش بیار منم رفتم بالا سرش یواش یواش داشتم درش میاوردم. چه سینه هایی داشت!!!
بدن سفید و زیبا لباسو در اوردم یه تاپ مشکی زیرش داشت
بهم گفت ممنون خیلی ازیتم میکرد منم گفتم اگه راحت نیستی برم برات لباس بیارم گفت نه اینجوری راحت ترم
. باخت بعد نوبت من شد باز منو نشوند رو پاش گفت حالا نوبت توعه.
یه دستشو کرد تو شلوارم و یه دستشم سینه هاشو میمالد
و میگفت میخوای بزاری بینش؟! منم گفتم شوخی میکنی؟
ساکت شدو بعد چند دقیقه باختم و نوبت اون شد گفت ابوالفضل
یه چیزی داره ازیتم میکنه میشه تاپمو باز کنی؟! منم تعجب زده شده بودم چون بچه بودم رفتم عقب موهاشو یه ور انداخت و
و گفت درش بیار منم از پشت چسپ تاپشو باز کردم.
یواش تاپیشو در اوردم اینقدر حشری بودم شرو کردم خوردن گردنش اونم گفت خیلی شیطونی میخوای روی پاهات پرواز کنم؟!
منم حشری بودم رفت خوابید رو تخت پدرو مادرم منم رفتم تو بغلش یه دستم رو سینه هاش بودو لب بازی میکردم
دستشو کرد تو شلوارم گفت میخوام قایمش کنم برات
منم یواش یواش از لبش رفتم سراغ گردنش وای چقدر سفید بودد!!! رفتم پایین شروع کردم خوردن سینه هاش
چه اه اه میکرد
گفت بیا راحت باشیم ابوالفضل جونم شلوار و لباس منو در اورد
و گفت حالا منم راحت کن. منم شلوارشو در اوردم
و خوابید رو تخت کیر منم سیخ بود دو تا پاشو داد بالا گفت شروع کن عشقم. جرم بده منم کیرم رو گزاشتم لا کسش و عقب جلو کردم و اونم خیلی اهه میکشیدو کیرمو تا ته کردم تو کسش یه اه
بلند گفت
گفت جررم بده منم آبم داشت میومد گفتم داره آبم میاد گفت صبر کن. کیرمو از کسش در اوردم موهاشو از پشت بست گفت هالا ببیا کنارم بخواب منم رفتم کنارش گفت هنو ارضا نشدم بزار کیرت بخوابه دوباره شروع کنیم بهم گفت خب اینجا بخواب تا بیام
رفت یه قرص اورد نمیدونستم چی بود بهم داد گفت اینو بخور
منم خوردم به خدا راست میگم
یه رب ساعتی باهام لب گرفتو سینه هامو خورد
کیرمو حس نمیکردم فک کنم تأخیری بود
دیگه احساس میکردم آب کیرم نمیاد
گفتم دوست داری کیرمو تا ته بکنم تو کصت گفت آرررههه
بلدن شدم کنار تخت واسادم اونم اومد کنار تخت نشست
گفتم بیا میخوام امروز خوشحالت کنم گفت جوووون
شروع کرد کیرمو خوردن منم سینا هاشو میمالیدم
کیرم شق بود گفتم داگی بخواب گزاشتم پشتش محکم میکوبیدم آه
میکشید و انگار که آبم نمیخواست بیاد سینه هاش مثل ژله تکون میخ‌ورد شدتشو بردم بالا و خشن میکردم توش اونم کونش و سینه هاش مثل ژله تکون میخورد موهاشو از پشت گرفت و میکشید م عقب نمیدونم چرا آب کیرم نمیومد. آه میکشید و میگفت ابوالفضل جرم بده.
کیرمو در اوردم گفتم رو کمر بخواب میخوام بکنم کست گفت جوننن
خوابید رو کمر منم پاهاشو بردم بالا با شدت کردم تو کسش یه
آه بلند کشید تند تند میکردم یه دستم رو سینه هاش یه دستم زیر سینه هاش مثل ژله بود
نمیدونم چیشد تو شدت سکس آبم یهو روخت تو کسش انگار دست خودم نبود منم کاندوم نداشتم
گفت چیکار کردیییییی؟!؟!!
منم از استرس داشتم سکته میکردم گفتم وای اگه مامانم بفهمه منو میکشه
نسترن گفت چه غلتی کردی الان من چیکار کنم
منم بهش گفتم عشقم خودت گفتی تند تند بکن دست خودم نبود
خلاصه ساعت 11 ظهر بود لباساشو پوشید سریع رفت بیمارستان نمیدونم رفت چیکار کنه اما خدا رو شکر یه جور جمعو جور شد
بخدا این واقعی بود یه کلمه هم اینور اونور اضاف نکردم
بعد هم ادامه داره که تو پست جدید میگم
بعد این جریان هر هفته یا دو هفته ای یه بار میاد پیشم
که جررش بدم الان 18 سالمه بیش از 100 بار کردمش

نوشته: Abolfazl

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها