داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

دام هوس

نمی خواستم باهاشون برم مهمونی . چون از هیشکدوم از اون پسرای دانشجوی همکلاسم خوشم نمیومد . اصلا تحویلشون نمی گرفتم . به اصرار شیلا و لیلا و چندتا دیگه رفتم . تولد فتانه بود . همه  دخترا خودشونو به اندازه کافی ردیف کرده و اصلا هرچی داشتن دیگه ریختن بیرون . دق و دلی های دانشگاه و کلاسو دیگه داشتن خالی می کردند. راستش من دوست پسر نداشتم و غرورمم اجازه نمی داد که به کسی روی خوش نشون بدم . چون از بقیه هم خوشگل تر و هم جذاب تر بودم با چشایی درشت و مژگانی بلند .. لبایی هوس انگیز و اندامی متناسب و باسنی برجسته با گودی انتهای کمر که قالب زیبایی به اندامم بخشیده بود واسه همین پسرا چششون دنبال من بود ولی من دوست داشتم اونی که جذاب تر از بقیه پسراست تازه ناز منو بکشه اگه سلیقه ام گرفت باهاش یه سلام علیکی بکنم و تو اینا خوش تیپ تر از بقیه روزبه بود . چند بار پا پیش گذاشته بود که باهام دوست شه . بهم می گفت مهرانه یه چیزی در تو هست که منو به طرف خودش می کشونه .  همین حرفاش بهم اطمینان داد که دیگه واسه همیشه طالب اینه که  تو ذهنش دنبال من باشه و اینو و در نتیجه اونو واسه خودم یه تضمینی می دونستم و واسه همین بازم دچار یه غرور خاصی شده بودم . دوسه ساعتی از مهمونی گذشته بود که دختراو پسرا رفتند تو هم . انگار که فضا رو با سکس پارتی اشتباه گرفته بودند .راستش منم دوست داشتم تو بغل یکی باشم ولی هیشکدوم از اونا رو در خور خودم نمی دونستم . حتی یه بار روزبه اومده بود طرفم باهاش یه سلام علیک معمولی داشتم . دلم میخواست همه حسرت منو داشته باشن . خیلی بی پروا شده بودند . می دیدم که در محیط دانشگاه با هم شوخی کنند ولی انتظار اینو نداشتم که تا این حد پیشرفت داشته باشند . حتی خونواده فتانه خونه رو به امید دخترشون و اطمینانی که بهش داشتند ول کرده بودند . لحظه به لحظه صحنه هیجانی تر می شد . هر پسری به جون یه دختری افتاده بود . هر گوشه کناری .. زیر راه پله تو اتاق خواب و .. چقدر سختم بود . ولی آتیش گرفته بودم . دلم می خواست یه جوری منم خودمو خالی می کردم . خونه چهار اتاق خوابه بود و اگه هال و پذیرایی و حموم و گوشه کنارای دیگه رو بهش اضافه می کردی  بازم جا داشتیم که چند نفر دیگه هم بیان .. اوخ که چه صحنه هایی .. کون لخت کیر بیرون کشیده شده . دوسه تا از جوونا هم داشتند خودشونو می ساختند .دختر و پسر . فکر این جور تولدو نداشتم . یاباید می موندم و حال می کردم یا از اونجا می رفتم . من با این که غرور خاصی داشتم ولی خجالتی هم بودم . دیدم یکی از حموم در اومد که این یکی کاملا لخت بود . سهیلا بود دستمو کشید و به زور آورد تو -دختر چرا مثل عقب افتاده هایی بیا تو هم یه حالی بکن دیگه . اون و فرشیده کاملا لخت تو حموم بودن . -بیا مهرانه خودتو این قدر لوس نکن . دونفری منو لختم کردند . خیلی سختم بود که منو برهنه ببینند ولی دوتایی شون چسبیدن بهم و منو کف حموم دراز م کردن . فرشیده پاهامو از وسط باز کرد و شروع کرد به لیسیدن کوسم و سهیلا هم دستشو رو شکم و سینه هام می کشید و با لباش به لبام و صورتم حال می داد و گاهی هم نوک سینه هامو می ذاشت تو دهنش .. دیگه خجالتم ریخته بود . -فرشیده جون گله داشتی که پسر به تورمون نخورد بیا و ببین که یه پری دریایی خوشگل تر و باحال تر از پسرو تور کردیم .  چشامو بسته بودم و داشتم حال می کردم . محیط یکدست بود و دیگه خودمو با اونا وفق داده بودم . تازه ازهمه شون جذاب تر هم بودم . گذاشتم باهام حال کنند و خودم کیف می کردم و تنبل شده بودم . دیگه زورم میومد و حالشو نداشتم که برم رو اونا . تمام بدنمو غرق بوسه کرده بودند .  نمی دونستم این فرشیده هست یا سهیلا که داره باهام ور میره . چشامو بسته بودم . چقدر دیوونه بودم که تا حالا با این دیوونه ها هماهنگی نمی کردم . حس کردم که یه چیزی داره سینه هامو سیخ میده . یه چیزی شبیه یه سبیل مردونه . یه لحظه چشامو باز کردم .. وای نه روزبه رو رو سرم دیدم . دستمو گذاشتم جلو کوسم . در حالی که پاهاش رو کوسم قرار داشت . -فرشیده سهیلا .. کجایین .. اونا رو دیدم که تو یه قسمت از کف حموم بزرگ قمبل کرده و کیر یکی از پسرا رفته تو کونشون و چه جور دارن حال می کنن . روشونو کردن به من و گفتن ما رو ببین و حال کن . تازه خوشحالم باش که خوش کیر ترین و خوش تیپ ترین پسرو تقدیم تو کردیم . تا برم یه حرفی بزنم روزبه رفت پایین تر و با بستن  دو لبه کوسم با لباش لبای منم بست و نذاشت که حرف بزنم .. با این که نمی خواستم بهش بگم که چقدر دارم حال می کنم ولی دستم رفت رو موهای سرش . جاوید و حسام در حال گاییدن فرشید و سهیلا بودند .. -خوشگله بالاخره تورت کردم . گفتمت که آخرش مال خودمی . و تو رو زیر بال و پر کیر خودم می گیرم . منی که دوست داشتم حرفای عاطفی ازش بشنوم از این جور حرف زدنش لذت می بردم و هوسم زیاد تر می شد . -یه چیزی بگو مهرانه .. تو که می دونی مهرت به دلم نشسته .. واسه این که یه چیزی گفته باشم و نشون داده باشم که همین که داره با کوسم حال می کنه خودش کلیه گفتم ادامه بده همین جوری کوسمو بخور حال کن .. یه نگاهی بهم انداخت و گفت جاوید بندازش .. جاوید یه قوطی کرم براش پرت کرد و تا بیام اعتراض کنم منو بر گردوند و یه دستی منو میون دستش گذاشت و کمرمو بالا آورد و سوراخ کونمو کرم مالی کرد -نه نه   روزبه .. چیکار می کنی . من نمی خوام کون بدم . دردم میاد .. -مگه خون تو از خون بقیه رنگین تره . فقط تو تو این میون هنوز کون ندادی و پلمب تو یکی توسط خودم باز میشه . فایده ای نداشت کونمو با کرم چرب و لغزنده اش کرد و با مالش سینه ها و کوس و بوسیدنم یه خورده نرمم کرد و سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم و فشار آورد . جاوید : خوش به حالت روزبه -فرشیده  : چی داری میگی یعنی کون من بهت حال نمیده ;/; حالا دیگه مرغ همسایه غازه ;/; حسام  :غاز چیه . مهرانه یه جوجه خوشگله .. نازه .. تو دل بروست . سهیلا : می بینی مهرانه حالا تو بیا و ناز بکن . پسرا همه کشته مرده توان .. با این حرفاشون می خواستن غرورمو زیاد کنن و بهم حال بدن و منم خودم لذت می بردم و عشق و حال دادنشون باعث شد که دردو بخورم و کیر کلفت روزبه رو تو کونم تحمل کنم هرچند بی اختیار تا چند دقیقه فریاد می زدم و از پشت پاهای روزبه رو داشتم و اشکم در اومده بود . حواس همه ما بود که هیشکدوممون کوس آزاد نشیم . دانشگاه آزاد که نبود . همه مون سراسری بودیم . خوشم میومد روزبه داره با کونم حال می کنه . سینه هامو هم گرفته بود تو دستاش و اونا رو می گردند . من دیگه مال اون بودم .  حسام آبشو ریخت تو کون سهیلا . چقدر این صحنه رو زیبا می دیدم . دلم می خواست وقتی که روزبه تو کون منم آب می ریزه شاهد این صحنه مهیج باشم . ولی من که نمی تونستم کون خودمو ببینم که با همون حالت داره از سوراخش آب می چکه .. هیجان زده شده بودم . خودمو به کیر روز به می مالیدم و با حرکتای اون منم سوراخمو به سمتش حرکت می دادم -وایییییی کیییییرررررم مهرانه مهرانه .. -بریز حال کن . صفا کن با کونم .. چقدر مزه ام داد وقتی که سوراخ کونمو از آب کیر عزیز دلم داغ داغ حس کردم . می خواستم هوس خودمو نشون بدم و فریاد بزنم که دیدم دهنم بسته شده . حسام کیرشو فرو کرده بود تو دهنم . اولش سختم بود ولی وقتی که این جوری کنار هم داریم سکس می کنیم پس باید بقیه مسائلو هم یه جوری  حل کنیم . روزبه کیرشو از کون من بیرون کشید و رفت اون طرف . جاوید هم تو کون فرشیده خیس کرد ولی حسام و جاوید به جای این که جاشونو عوض کنند دوتایی اومدن طرف من و روزبه رفت طرف اون دو تا دختر و نوبتی اونا رو می گایید . جاوید هم کیرشو فرو کرده بود تو کون من که هنوز قطرات آب کیر روزبه ازش در حال چکیدن بود .. واقعا چه صحنه ای شده بود . جای استادان زن و مرد دانشگاه ما خالی که اگه ما رو این جوری می دیدند بدون امتحان همه ما رو قبول می کردند . کیر جاوید تو کونم جا خوش کرده بود . هم سوراخم نرم تر شده بود و هم کیر جاوید قلمی تر بود .. -وایییی مهرانه .. اووووففففف داره میاد -پسر تو که همین الان ریختی تو کون فرشیده -نگا روزبه زودتر از من دوباره خالی کرد .. راست می گفت کون فرشیده رو پر آب کرده رفته بود سراغ سهیلا .. خلاصه جاوید و حسام هم نوبتی کارشونو تو کون من انجام دادند و پسرا رفتن پی کارشون . ما دخترا در حمومو از داخل بستیم و در حالی که خوشی و سر مستی سکس با پسرا رو سرمون بود واسه دسر یه لز مشتی و جانانه با هم انجام دادیم . وقتی جمعمون دوباره جمع شد حس کردیم که خیلی با هم صمیمی هستیم و  دیوار فاصله ها رو شکستیم . دیگه کسی منم منم نمی زد . هر چند همه دانشجویان حضور نداشتند ولی همین جمع صمیمانه ما که می دونم بعد ها افراد دیگه ای هم می تونستند به این جمع اضافه شن کلی بهمون حال می داد . روز بعدش تو دانشگاه که همه دور هم بودیم انگار نه انگار اتفاقی افتاده همه مون دلمون می خواست یه بر نامه ای پیش بیاد و دوباره کنار هم باشیم . فکر نمی کردم سکس تا این حد دلها رو به هم نزدیک کنه .. پایان .. نویسنده .. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها