داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

داستانهای علی : استخر

سلام من اسمم علی هستم و از زمانی که فهمیدم گرایش جنسیم چیه دلم میخواست مفعول باشم 19 سالمه قدم 182 و وزنمم 78 کیلو هست ، خوشگلم رنگ پوستم سفیده موهام قهوه‌ای بی مو هستم حتی یه تار مو هم ندارم چون از دوم دبیرستان شروع کردم به لیزر کردن ، بدن خوش فرمی دارم تمرینات بدنسازی زیاد انجام میدم مخصوصاً پایین تنه خیلی! ولی بالاتنه به جز شکم زیاد کار نمیکنم ، حجم پاهام از هم سِنآم بیشتره و باسن گرد و بزرگی دارم با کمر باریک طوری که مجبورم لباس گشاد بپوشم تو اجتماع چون زیاد تو چشمم ، چندتا دوست دارم هم که شبیه خودمن ، اگر خواستید تو قسمت های بعدی ((داستانهای علی)) از سکسی که من و دوستام با هم یا با کسایه دیگه داشتیم ، همچنین با ژانرهای مختلف بهم بگید که براتون بزارم خب بریم سراغ اولین داستان سکس من :

یه روز بعد از تمرین باشگاه ساعت 4:30 ظهر رفتم استخر که یکم تمرین شنا کنم ، بلیط ورود رو گرفتم زیاد هم شلوغ نبود سر هم 12با 10 نفر بیشتر نبودن که اومده بودن استخر ، رفتم لباس‌هام رو تو رختکن عوض کنم که تو همین مدت یه پسری هم اونجا بود داشت لباساش رو عوض میکرد ، پسره هیکلی خیلی قشنگ و مردونه ای داشت قدش یخورده از من بلندتر بود در ادامه اسم و سنش رو بهتون میگم ، موقعه ای که من پیرهنم رو در اوردم یه لحظه نگام کرد چیزی نگفت منم چیزی بهش نگفتم ، زمانیکه شلوارم رو در اوردم دید پاهام نسبت به بالا تنم بزرگتره و کمرم باریکه گفته عجب هیکلی داری پسر گفتم ممنون نزدیک 20 ثانیه خیره شده بود بهم چیزی نگفت بعدش گفتم مگه نمیری تو استخر اینو که گفتم رفت منم شورتمو پوشیدمو از رختکن زدم بیرون بعضی‌ها نگام میکردن چون کمر باریک داشتم شرتمم گشاد بود ولی پاها و باسن رو بزور مخفی میکرد اگر از بغل نگاه میکردی قشنگ بزرگی و بیرون‌زدگی باسن معلوم بود خلاصه رفتم داخل استخر 20 یا 30 دقیقه تمرین کردم تو همین حین پسره که تو رختکن دیده بودم رو دوباره دیدم ، گفت؛ خوب شنا میکنی ، گفتم؛ ممنون ، اسمو سن‌وسالم رو پرسید بهش گفتم ، من ازش اسمش و سنوسالش رو پرسیدم ، اسمش آرمان بود 24 سالش بود و هی تعریف میکرد …شنات خوبه اینا…، منم ازش تعریف میکردم میگفتم هیکل تو هم خوبه خلاصه یه چند دقیقه‌ای حرف زدیم که دیدم استخر خلوت تر شده که بهش گفتم من میخوام برم سونا تونمیای گفت تو برو من یخورده دیگه شنا میکنم بعد میام ، ( حالا کسایی که استخر میرن میدونن ااگر از آب در بیای شورتت چون خیسه به بدنت میچسبه) ، منم وقتی از آب در اومدم بااینکه شورتم گشاد بود چسبیده بهم ، یه لحظه وایستادم از کمر شورت رو بالا پایین کردم که بهتر بشه هیچ تغییر نکرد تازه چاک کونم راحت معلوم بود ، دیدم آرمان همینطور که شنا میکنه منم زیرچشمی دید میرنه ، مثل اینکه حسابی مبهوت من شده بود ، رفتم قسمت سونا داخل سونا کسی نبود فقط مسئولش بود که داشت نظافت میکرد تا دیدم گفت بفرمایید به سمت اتاق سونا راهنماییم کرد گفت شرمنده من از صبح داشتم نظافت میکردم خستم خدمات ماساژ و چیزایه دیگه نمیتونم بهتون بدم به همکارام میگم موقعه ای که خواستید برید پخشی از پول بلیط رو بهتون برگردونن رفت پیش همکاراش که استراحت کنن منم رفتم یه دوتا ابمیوه هم از بوفه گرفتم با خودم بردم ، روی کمر سر سکو دراز کشیدم یه لحظه در باز شد دیدم آرمانه سلام داد و گفت؛ اتاق سونا ردیفه گفتم؛ آره بیا بشین بلند شدم نشستم اونم اومد روی سکو جفتم نشست ، آبمیوه بهش تعارف کردم و خوردیم شروع کردیم صحبت کردن گفت؛ چطوره که بدنت یه همچین فرمی داره گفتم؛ چیزیه که خودم انتخاب کردمو تمرین کردم تا بدستش بیارم ، گفت: خب نظر و نگاه دیگران برات مهم نیست گفتم؛ نه! گفت؛ نظر و نگاه خونوادت چی؟ ، گفتم؛ باهاش کنار اومدن و چیزی که هستم رو قبول دارن ، گفت؛ عالیه خوبه…منم بهش گفتم تو چی؟ چیزی هست که خونوادت یا مردم باهاش مشکل داشته باشن؟ ، گفت؛ علی از چیزی که میخوام بگم بدت نیاد ، گفت؛ من همجنسگرا هستم علی! مشکلم اینه! ، گفتم؛ مطمئنی…؟ گفتم؛ خب منم همجنسگرا هستم! ، گفتم؛ مشکل تو اینه که راهای پیدا کردن و ارتباط آدمای مثل خودت نداری بایستی بری تحقیق کنی و یاد بگیری اینطوری حل میشه ، گفت: علی جدی جدی تو گی هستی؟ گفتم؛ آره ، گفت؛ خب تو با اینکه سنت از من کمتره بیشتر سرت میشه میتونی بهم یاد بدی ، گفتم؛ آره ، شماره تلفن ، پیچ اینستاگرامش رو ازش گرفتمو بهش گفتم؛ خودم بهت یاد میدم چطور آدمای مثل خودم و خودت رو پیدا کنی و با کسایی که مثل خودمونن آشنات میکنم تا احساس تنهایی نکنی, گفت: خیلی ممنونم دستت درد نکنه اینا…! حرفامون که تموم شد بدجوری عرق کرده بودم بلند شدم که آب خنک به خودم بریزم و خودمو خنک کنم و نظر آرمان بهم جلب شد بود چون جلوش دولا شده بودم تا سطل آب رو بردارم همش نگام میکرد داخل اتاق سونا راه میرفتم و هی نگام میکرد با این بدنی که من داشتم کی که جذبم نمی شد اما من با هم کس جور نبودم تنها با گی ها ، یه لحظه بهش نگاه کردم دیدم کیرش داره بلند میشه گفتم: از من خوشت اومده گفت؛ بگم نه دروغ گفتم! ، خندیدیم و بهش گفتم؛ میتونی ماساژم بدی امروز رفتم باشگاه بدنم کوفته شده ، گفت؛ نه مشکلی نیست ، من رفتم رو سکویی که داخل سونا مخصوص ماساژه دراز کشیدم اونم روغن برداشت اورد ریخت رو کمرم شروع کرد به ماساژ دادن 2 یا 3 دقیقه کمرم و دستام رو ماساژ داده بود که رفت سراغ پاهام از نوک انگشتام شروع کرد به ماساژ دادن اینقدر خوب ماساژ میداد نمیخواستم تموم بشه ، گفت؛ علی پاهات چون بزرگه نمیتونم کناره که نشستم خوب ماساژ بدم باید وایستم بالا سرت گفتم؛ باشه مشکلی نیست ، اومد بالا سرم از نوک پاهام شروع کرد آروم ماساژ دادن تا رسید به باسنم وایستادم…؟ گفتم؛ چرا وایستادی؟ گفت؛ باسنت هم ماساژ بدم؟ گفتم؛ آره! شروع کرد به ماساژ دادن باسنم از رو شرت چند دقیقه‌ای با باسنم ور رفت ،جوری ماساژ می‌داد که درد کوفتگی‌هام همه برطرف شد ، بعضی وقتا هم از عمد باسنم رو یه کوچولو بالا پایین میکردم ، اما یه لحظه حس کردم یه چیز داغی بین پاهامه برگشتم نگاه کردم دیدم کیرش سیخ شده داخل شورت میخواد شورت رو پاره کنه ، گفتم آرمان ، گفتم؛آرمان گفت ؛جانم؟ گفتم؛ شورتم رو در بیارو بدون شورت ماساژم بده ، اینو که شنید شورت رو از پاهام درآورد و گفت؛ وای چقدر قشنگه پاهات علی ، بدجوری عاشق پاهام شده بود ، روغن ریخت و شروع کرد ماساژ دادن لپ‌های باسنم رو از هم وا میکردو ماساژشون می‌داد حتی سوراخ کونمم با انگشت ماساژ میداد تا اینکه…؟ بهش گفتم؛ آرمان وایستا خوبه اونم بلند از سکو اومد پایین و من رو زانو حالت سجده لبه سکو نشستم بهش گفت؛ بیا …! اومد گفتم؛ از من خوشت اومده آرمان گفت؛ آره ولی نمیخوام ک…همون موقع لبام رو گذاشتم لباش شروع کردم لب گرفتن لبای همدیگه رو می‌خوردیم و زبونامون تو دهن همدیگه میچرخوندیم یه لحظه وایستاد گفت؛ مطمئنی میخوای اینکار رو بکنی علی؟ گفتم؛ آره ، شروع کردیم لب گرفتن تو همون حالت من دوباره دراز کشیدم سر سکو حالا صورت من جلوی کیر آرمان بود ، شورتش رو کشیدم پایین کیرش یه لحظه زد تو صورتم که خندیدیم کیرش خوش تراش بود زیاد بزرگ نبود اما کوچیک هم نبود نزدیک 17 یا 18 یا 16 یه چیزی تو همچنین مایه‌ها ، گذاشتمش تو دهنم شروع کردم ساک زدن صدای ناله آرمان رفته بود بالا تو همین حین از دهنم بعضی وقتا درش میاوردم لیسش میزدم تخماش رو میکردم تو دهنم ساک میزدم بعد 8 دقیقه ساک زدن پر آب و تف ، کیرش رو ول کردمو گفت؛ علی کارت حرف نداره چطور اینقدر خوب ساک میزنی از دخترا هم که تعریف میکنن بهتری گفتم؛ بزار تا با کسایی که میشناسم آشنات کنم…! گفتم سرت رو بیار پایین سرش اورد پایین و یه لب خوب از هم دیگه گرفتیمو بهش گفتم بکنم اونم اومد روی سکو بالا سرم نشست رو پاهام و شروع کرد به لیس زدن و بوس کردن باسن و سوراخم زبونش رو هل میداد از سوراخم رد میکرد منم با آه و ناله میگفتم؛ بیشتر آرمان بیشتر لیس بزن اون سوراخ رو حسابی لیس بزن اونم نفس نفس همین کار رو میکرد تف مینداخت وسط سوراخ کونمم و زبونش رو هل میداد داخل ، یه لحظه دستش رو برد زیر شکمم فکر کردم میخواستم برگردونم اما نه! کیرم رو به سمت پایین هل داده بود که از زیر باسنم بزنه بیرون تو همون حالت که روی پاهام نشسته بود با دستش سوراخ باسنم رو ماساژ میداد با یه دستش هم کیرم رو ساک میزدو می‌گفت؛ علی کیرت خبلی خوشمزسو نازهِ چون من کیرم کیرکوچیکه همچین کیرمو با سوراخ باسنم رو میخورد و ماساژ میداد آه و اوه من بلند شده بود مثلاً میگفتم؛ اووووووه ااااااااه آرمان کیرمو بخور هااااا سوراخ رو ماساژ بده اونم نفس نفس میگفت؛ اممهه اامه جووونم ، تا 10 تو همین حالت بودیم بعدش گفتم؛ آرمان من تا حالا ندادم آروم بکن داخل اونم دوستم داشت گفت؛ باشه حتماً یه تف انداخت در سوراخم انگشت کوچیکش رو آروم یواش هل داد داخل سوراخم که من یا آهه سکسی کشیدم خیلی دردم گرفت حتی با انگشت کوچیکش چون من تا حالا هیچی رو وارد باسنم نکردم بعد کم‌کم که انگشت کوچیکش راحت می‌رفت داخل میومد بیرون یه انگشت دیگه هم اضافه کرد که وقتی دو تا رو باهم داد داخل آی نازکی کشیدم و اومد بهم گفت؛ علی حالت خوبه ، گفتم؛ آره تو ادامه بده بعدش که دو تا انگشت هم راحت می‌رفت داخل میومد بیرون خواست کیرش رو بزاره که بهم گفت؛ علی میخوام کیرم رو بزارم گفتم؛ خیلی آروم آرمان خیلی آرومو یواش گفت حتماً ، تو همچنین شرایطی خیلی خوب شهوتش رو کنترل میکرد آرمان ، آروم یواش فشار میداد که فقط سرکیرش رفت داخل من یا آیییییی طولانی کشیدم و از پشت کمر و گردنم رو بوسید گذاشت تا جا باز کنه یواش یواش نصف کیرش رو کرد داخل که بازم وایستاد تا جا باز کنه سوراخم بعد یواش کشیدش بیرونو و کردش داخل کم‌کم آروم آروم ادامه داد تا کامل کیرش تو باسنم رفت خیلی درد داشتم و از پشت سرم رو برگردوندو ازم لب می‌گرفت تو همین حالت بعدش آروم آروم شروع کرد به تلمبه زدن منم دردم کمتر شده بودو حال میکردم آه و ناله میکردم اونم تلمبهاش رو سریعتر کرد صدای شالاپ شلوپ اتاق سونا رو برداشته بود 6 یا 7 دقیقه تو همین حالت دراز کش کردم بعد بلند شدم بهش گفتم؛ می‌خوام داگی استایل بکنیم چهاردست‌وپا شدم و باسنم رو قلبمه کردم جلوش اونم شروع کرد به لیسیدن سوراخم و یه تف انداخت رو سوراخمو کیرش رو هل داد داخل و شروع کرد به گاییدنم تو همون حالت هم بلندم میکرد و ازم لب می‌گرفت دوباره چهاردست‌وپا میشدم ، دیدم سرعتش کمتر شده گفتم؛ دراز بکش رو سکو من بشینم رو کیرت همین کار رو هم کردیم دراز کشیدو من نشستم رو کیرش و خودمو بالا پایین میکردم 5 دقیقه تو همین حالت بودیم و آه نالمون داخل اتاق سونا پیچیده بود بعدش آرمان منو سفت تو بغل خودش گرفتو حالتی شدیم که من روی کیرش بودم اون از پایین شروع کرد تلمبه زدن محکم و محکم تر ، گفت؛ علی داره آبم میاد چیکار کنم گفتم بریزش داخل اونم لبش رو گذاشت رو لبام و محکم تلمبه زد و کمرو باسنم رو فشار داد پایین سمت کیرش ، نبض کیرش که داشت آبش رو داخل باسنم خالی میکرد حس کردم حالت سوزش مانندی داشت و اینقدر زیاد بود که از لابه‌لای سوراخم زد بیرون همزمان من هم باهاش ارضا شدم آبم ریخت رو شکمش تو همون حالت از هم لب میگرفتیم و نفس نفس میزد و میگفت؛ اولین و بهترین سکسی بوده که تا حالا داشتم علی! ، منم ازش لب میگرفتیم کیرش هم خوابید و از کونم زد بیرون بعدش بلند شدیم خودمونو مرتب کردیم رفتیم یه حموم گرفتیم تو حموم هم آبش رو از باسنم خالی کردم و رفتیم رختکن که لباسام رو عوض کنم آرمان هم همینطور داشت لباس می پوشد گفت؛ علی خیلی ممنونم خیلی خوش گذشت گفتم؛ منم همینطور گفت شمارم رو که داری بهم یه تک زنگ بزن یه تک زنگ زدم که شمارم براش بیفته گفت؛ باهات در تماسم بهش گفتم؛ ببین علی کارا و چیزایی که ما امشب بهم گفتیم و انجام دادیم بین خودمونه تا موقعه ای که یادت بدم چطور آدمای مثل خودم و خودت رو پبدا کنی گفت؛ باشه حتماً ، لباس پوشیدیم و رفتیم بیرون و از هم دیگه یه لب گرفتیم و خداحافظی کردیم ، خیلی خوشحال بودم هم خودم حال کردم اون روز هم به یه نفر هم کمک کردم هم حال دادم…

دوستان اگه خوشتون اومد از این داستان ، داستان بعدی رو بگید چطور میخواهید باشه، با چه کسایی چه جاهایی…؟

نوشته: Xmartinconnorx

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها