داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

خانواده خوش خیال 20

عرفان پسر خیلی خوش سر و وضع و خوش هیکلی بود ولی کمی هم خجالتی بود . چند بار مادرش فیروزه بهش گفته بود که اگه دوست داره می تونه بیاد و ردستش آرایش زنونه رو یاد بگیره و دستیارش بشه . البته زمانی که فشار درساش کمتره .. و مثل تابستونا که بیکاره ولی عرفان قبول نکرده بود . حالا می تونست  قبول کنه .. الان هم که تا چند ماه دیگه درسی نداشت .. هیجان زده شده بود . نگران بود از این که نکنه اونا یه آرایشگر دیگه برای خودشون گیر بیارن . دیگه از حال رفته بود که این همه کس و کون و سینه های رنگ و وارنگ می دید و نمی تونست از اونا  بهره ای داشته باشه . چی می شد ما هم می تونستیم چند دقیقه ای یکی از این کس ها رو می زدیم . فقط باید شاهد این باشم که یکی از این ور میره اون ور و یکی از این ور میاد این ور .. آخه چی به من می رسه .. دختر امریکایی رو دید که رفته بود با سپهر و ستاره و سحر حال کنه .. سلنا عروس سحر بود و در واقع سپهر و ستاره می شدند  پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری سمیر شوهر سلنا .. سپهر به طورمتناوب و پی در پی کیرشو از کس زنش بیرون می کشید و فرو می کرد توی کس دخترش و بر عکس .. حس کرد خسته شده ولی وقتی سلنا رو دید که اومد سمت اونا یه هیجان خاصی بهش دست داد و حس کرد که کیرش یه نعوذ و سختی خاص دیگه ای رو پیدا کرده . از ترس این که نکنه سلنا از یه مسیر دیگه بره و سرش بی کلاه بمونه کیرشو از کس دخترش سحر کشید بیرون و در جا کمر سلنا رو چسبید . سلنا یکه خورد ..-واااااااووووووو…واوووووووووووو… نوووووووونوووووووو  -یسسسسسس بسسسسس .. بده اون کست رو از بس کس ایرونی آب افتاده گاییدیم خسته شدیم .. ستاره : آهای مرد چی داری میگی ; به کس من میگی آب افتاده ; -من کی همچین حرفی زدم زن . این همه کس اینجاست . تو چرا به خودت شک می کنی ; کس به این تر و تازگی اصلا نشون نمیده شصت و پنج سال از عمرش می گذره .. -خیلی مار مولکی سپهر .. الان میرم پیش نوه هام تا بببنی اونا چقدر با لذت و با اشتیاق میفتن روش . همین طورم شد .. سهیل و سمیر دو تایی مادر بزرگ ستاره رو بغلش کرده و رو هوا کیرشونو فرو کردن توی کس و کونش . ولی چه کون جا داری هم داشت . سمیر یه ضرب کیرشو فرستاد توی کون مادر بزرگ مادریش . سهیل هم که از اون زیر کرده بود توی کس ستاره جونش .. -جووووووووون .. فدای جفت کیرای تازه تون بشه ستاره .. نگاه کن سمیر .. پدر بزرگت داره چه جوری کس زنت رو می کنه . انگاری از نو جوون شده  . کیرش تا یه کس جوونو می بینه مثل این که رشد می کنه .. دراز تر و کلفت تر میشه . کوفتش می گیره به کس ما که می رسه این جور هیجان داشته باشه . اگه شما رو نداشتم چیکار می کردم . سلنا حس می کرد که این جوری خیلی بیشتر و بهتر می تونه لذت بیره و خیلی هم کیف میده . تازه داشت سر در می آورد که این مدت این جا چه خبر بوده .. داشت حسرت می خورد که ای کاش خیلی زو د تر از اینا خودشو با گروه هماهنگ می کرد . شاید ملاحظه اونو می کردند . به اونا هم حق داد چون اون تا آخرین لحظه مقاومت می کرد و تا زمانی که لذت تنوع رو حس نکرده بود بازم با این شرایط مخالف بود . یه نگاهی به پشت سرش انداخت و شوهرش سمیر رو دید که چه جوری داره کون ستاره شصت و پنج ساله رو می کنه . خیلی حال می داد تماشای این صحنه ها .. اون دیگه از این که شوهرشو با یکی دیگه  از جمع خودشون ببینه حسادت نمی کرد بلکه لذت هم می برد و هوسشم زیاد تر می شد از این که راحت تر و با هیجان بیشتری میتونه خودشو در اختیار یکی از اعضای فامیل قرار بده .. سپر حس کرد قلبش به شدت می زنه . ترسید از این که هیجان کار دستش بده . از همون روزی که سلنا زن سمیر شده بود اون هوس گاییدن این دختر نازو داشت . کیرشو از توی کس سلنا بیرون کشید  و اونو گذاشت زمین و شروع کرد  به کس خوری .. سلنا داشت کیف می کرد و جیغ می کشید و یه چیزایی هم به زبون امریکایی می گفت .. عرفان نمی دونست چه جوری خودشو برسونه خونه .. انگار قفل کرده بود . نه کیری مونده بود واسش و نه کمری . حتی دستاشم بی حس شده بود از بس جلق زده بود …. ادامه دارد … نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها