داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

خاطرات یک ترنس

من اسمم مانی هست از بچگی همیشه حس میکردم متفاوت هستم و همیشه به لباس های دخترونه و بازی های دخترونه علاقه داشتم بعد تو سن نوجوانی به مشکلی برخوردم که کونم خیلی از بقیه بزرگتره و حس زنونه داشتم به طوری روی پسرا کراش داشتم و سینه هام شروع به بزرگ شدن کردن اما چون در خانواده مذهبی بودم همیشه این امر باعث میشد که من احساساتم را خفه کنم تا اینکه چندتا هم مدرسه داشتم که اونا از قبل نقشه کشیده بودن بهم تجاوز کنن و یک روز طبق معمول در اوقاتی که مدرسه نبود در تابستان میخواستیم در زمین فوتبال مدرسه بازی کنیم من زودتر از بچه ها رسیده بودم اون سه نفر قبل من رسیده بودند من بعد از چندین تلاش نتونستم هیچ کاری کنم اونا شلوارمو شورتمو کشیدن پایین با صحنه کون بزرگم متوجه شدن چون بدن من سفید بیمو طبیعی کونمم گنده طاقچی بود منو گذاشتن روی زانو یکیشون اومد جلوم دونفر دیگه از پشت لباسام در میاوردن و هرسه نفر گفتن اگر بکنیمت زود تموم میشه این جریان میخوابه ،منم که در حالت شوک بودم از یi طرف میخواستم امتحان کنم اما انتظار چنین امتحانی نداشتم
کیرشون اوردن جلو گفتن بساک منم گفتم تاحالا ساک نزدم چندشم میومد اما مجبور شدم بساکم بعد منو داگی کردن اول نفر کیرش ۲۱ سانت میبود یا بیشتر کلفتیش خیلی زیاد بود همین که دیدمش ترسیدم اون امتحان کرد نرفت داخلم بهم میگفتن شل کن منم شل میکردم نرفت دومی ۱۵ سانت بود انداخت تو دوباره نرفت سوم همین داستان دیدن نمیره تو دیگه افتادن به مالیدن و ابشون روی باسنم خالی میکردن منم لباسامو پوشیدم برگشتم خونه رفتم حموم چون توی شوک بودم گریه میکردم و بعد چند روز اینا دوباره امدن شده بودم بازیچه ای دستشون هر وقت سیخ میکردن منو وادار میکردن بکشم پایین به کونم بمالن ارضا بشن از این قضیه و داستان ادامه داشت و چند نفر از محله ما بودن به داستان بو بردن اولش امدن از من دفاع کنن اما بعد اوناهم به تجاوزگرا ملحق شدن تا دوسال همین داستان داشتم قشنگ خودمم دوست داشتم تا از اون محله خونمون رفت به محله دیگه که اونجا خونه خودمون بود دیگه اونارو ندیدم اما خودم دوست داشتم تجربش کنم دوباره پس یک هم کلاسی پیدا کردم نمی دونستم اینقدر کیرش بزرگه ازش خوشم امده بود براش ساک میزدم اونم میمالید هردومون ارضا میشدیم تا اینکه دانشگاه بودم ترم دوم یi روز امد گفت مانی بزار امروز داخلش کنم و گرنه دیگه نمی تونم ادامه بدم منم گفتم باشه امتحان کن اون هم امتحان کرد اینبار با فشار انداخت تو کونم منم میگفتم دربیار اونم فشار میداد تا خایه چسپوند بهم چون خایه هاش به خایه‌هام میخورد من گفتم بزار چند دقیقه باشه که قالب کیرت بگیره و من اینارو در چت سکس فهمیده بودم اما اون تلمبه میزد منم درد داشتم اولش گفتم ابتو توش نریز گفت باش همون روز چهار بار ابشو تو کونم ریخت منم ازش ناراحت شدم و گفتم دیگه تموم بعد یک ماه بهش زنگ زدم و دوباره رابطه انجام دادیم تا اینکه من دیگر کونی شده بودم کنارش تحقیرم میکرد فوشم میداد سرم پایین بود برای اخرین بارهم بیغیرتم کرد درباره مامانم حرف زد من زیرخوابش بودم اونم گفت کونت به مامانت رفته و من هیچی نگفتم بعد دو هفته گفت ماندانا لباسای زیر مامانتو بپوش بیا منم بی چون و چرا گفتم باش لباسای زیر مامانم شورت و سوتین صورتی پوشیدم رفتم پیشیش از اونجا شروع شد بیغیرت شدم اب بیغیرت بودنم چندین بار موقع رابطه امده مرسی و الان چند سالی است که هیچ رابطه سکسی ندارم منظورم از این داستان که همه ما قربانی طرز تفکر بعضی از شهوت بازها میشیم ،منم به عنوان یک ترنس آرزو دارم مرسی برای خوندن

نوشته: ماندانا

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها