داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

تجاوز سه نفره به من نوجوون

کلا ۱7 سالم بود که با خاله داییم و بچه هاشون رفتیم پارک. یه پارک بزرگ نزدیک ترمینال جنوب. احتمالا بشناسیدش. مامانم اینا نزدیک دریاچه ش نشستن. من با بچه ها اومدم زمین بازی. این زمین بازی چند تا سرسره سیمانی بزرگ داشت که باید وارد یه راهرو مانند میشدی و از راه پله بالا میرفتی و سوار سرسره میشدی. من خیلی سر خوردن از اونو دوست داشتم. اما از همه بچه ها بزرگتر بودم نگاشون میکردم میدویدن این ور اون ور. همیشه چادر ملی یا عربی سرم بود واسه همین خجالت میکشیدم و راحت نبودم باهاش بازی کنم. سر ظهر که زمین بازی خلوت شد خواستم برم سر بخورم. به جز ما فقط چندتا پسر دبیرستانی اونجا بودن که بلند بلند حرف میزدن و بازی میکردن و میخندیدن. همو هول میدادن و اسباب بازی هارو داغون میکردن. منم بی توجه بهشون میدویدم و سر میخوردم که یهو متوجه شدم چقدر ساکت شده. از بالای سرسره دیدم پسرا دور هم جمع شدن پچ پچ میکنن نگاهم به نگاه یکیشون برخورد کرد. سریع سر خوردم اما بچه هارو گرفتم که بازی میکردن. پسرارو دیگه ندیدم رفتم که سر بخورم دوباره وارد فضای پایین راه پله سرسره که شدم یهو یکی جلو دهنمو گرفت. دست و پا میزدم. یکیشون پرید جلو در نگهبانی یکی جلو دهنمو گرفته بود و اون یکی چادرمو دراورد تاریک ترین قسمت راهرو سرسره پهن کرد. هولم دادن سمت زمین دراز کشیدم. این که جلو دهنمو گرفته بود به اون یکی گفت شورتتو درار بکن تو دهنش اونم انجام داد شورتش بو گند میداد داشتم بالا میاوردم با گوشه چادرم دستامو بستن و بعد دکمه های مانتومو باز کردن و تیشرتمو دادن بالا و سوتینمو دادن بالا که کفشون برید از بزرگی ممه هام. اون یکی شلوارمو تا مچ پام کشید پایین و رفت لای کسم مشغول شد گفت عزیزم پشماتو بزن این چه وضعیه. اون یکی لباسهای بالا تنه مو کلا درآورده بود.
کیرشو گذاشت لای پام و شروع کرد تکون دادن اون یکی گفت احمق بکن توش اونم گفت من پاره ش نمیکنم بیا خودت بازش کن. گفت بلند شو بیا کنار. اون موقع چندان اطلاعی از بکارت نداشتم فقط گریه میکردم. اومد لای پام چندبار دست رو کیرش کشید سر کیرشو به سوراخ کسم که با پیشاب اون یکی خیس شده بود خیس کرد سعی کرد فشار بده تو. هنوز خیلی تو نرفته بود چون خشک خشک بودم که یهو آبش اومد و یه جاهایی همون جلوی کسم خالیش کرد. اون یکی گفت مجید خره حامله نشه. بعدم بهش خندید گفت تو با این دار دارت زود انزالی که هرهر بهش خندید. فهمیدم اسمش مجیده. رفت لباساشو پوشید اون یکیو صدا کرد. مجید رفت جلو در شروع کرد سیگار کشیدن ناراحت بود انگار دلش نمیخواست زود ارضا شه برنامه هاش به هم خورده بود. همون اولی اومد لای پام روم دراز کشید لبامو گرفت تو لباش یکم میک زد بعد رفت رو ممه هام که نسبت به سن و سالم بزرگ بود رد یکی توف زد و شروع کرد با انگشت با نوکش بازی کردن اون یکیم لای لباش گرفته بود زبون میکشید اینجا بود که حس لذت کردم به کمرم یه تاب دادم کیرشو گذاشت لای چاک کسم بالا پایین میکرد. داشت بهم حال میداد فقط پشمام باعث میشد کسم بخاره. کمرش سفت بود مجیدم با حرص بهش نگاه می انداخت که یهو من لرزید و حس کردم کسم داره منفجر میشه با ارضا شدن من اونم ارضا شد آبشو همون جا لای پام خالی کرد از روم که بلند شد یه لبخندی زد بهم اون یکیم شلوارشو موقعی که این یکی داشت ممه هامو میخورد تا زانو کشیده بود پایین و کیرشو میکشید به صورتم تا نوبتش شه. دومی لباساشو مرتب کرد رفت بیرون پیش مجید اما مجید دوباره برگشت تو شورتش هنوز تو دهنم بود. این یکیم اومد وسط پاهام که چون ارضا شده بودم تا میخورد کسم میپریدم از جا. گوشه چادرمو گرفت آب قبلیو از لای کسم پاک کرد و مشغول شد. بهم گفت پاشو ۴دستو پاشو. نگاش کردم گفت د زود باش. شروع کرد به انگشت کردن کونم. فکر کنم انگشتش کثیف شد چون کشید به کونم و مجیدم زد زیر خنده. مجید گفت شورتمو از دهنت میکشم صدات در بیاد اینو میکنم تو گردنت چاقوشو نشون داد. سرمو تکون دادم. اونم اون پشت مشغول سوراخ کسم بود انگار شک داشت بکنه تو یا نه مجید شورتشو دراورد از دهنم. شلوارشو تا نصفه کشید پایین سرمو هول داد رو کیرش. کیرش خیلی کوچک بود نسبت به اون دوتا. شروع کردم براش خوردن و لیس زدن زیاد بلد نبودم. سرمو فشار میداد به کیرش. نمای پستونام که آویزون بود بدجور مستش کرده بود فشارشون میداد و می کشید که یهو حس کردم آب پشتیه ریخت لای چاک کونمو سرازیر شد رو زانوهام. سریع شلوارشو کشید بالا گفت مجید بدو. مجیدم کیرش تو دهن من قد کشیده بود و نمیتونست از پستونام دست برداره. هی اونا بهش میگفتن اینم مست مست بود. این بار زود ارضا نشد. قربون صدقه م میرفت منم از مالیدن پستونام نرم شده بودم صدای بچه های دایی و خاله م نمیومد. به مجید گفتن فامیلاش رفتن الان میان دنبالش سرمو از کیر مجید بلند کردم مجید میخواست بره که نتونست همون جور هولم داد رو چادر نشست رو سینه م و گفت بدو پستوناتو سفت بچسبون انجام دادم چند بار لای پستونام تلمبه زد و آبش ریخت. اون دوتا رفته بودن اینم سریع کشید بالا در رفت. من مونده بودم لخت مادرزاد. یه بچه اومد بره رو سرسره دیدم سریع رفت بیرون آب مجیدو با چادرم از رو سینه م پا کردم. لباس میپوشیدم که یهو صدای مامانم اومد‌. صداش کردم اومد تو نیمه لخت که دیدم و بوی آب منی که بهش خورد فهمید چه بلایی سرم اومده لباسامو تنم کرد. آبشونو رو چادرم نشونشون دادم. گفت سریع حاضر شو بریم. بقیه رو ول کردیم فقط رفت مامانم سوییچو کیفشو اورد رفتیم جلو پزشک قانونی بسته بود. رفتیم بیمارستان پیش دکتر زنان دکتر معاینه م کرد و گفت چادرو نشورین فردا برین پزشک قانونی و خودمم گفت حموم نرم. فرداش پی پزشک قانونی و دفتر خدمات قضاییو اینا بودیم. مادرم اصلا به روم نیاورد ولی خیلی ناراحت بود. بابامم همینطور ولی هر دو به شدت پیگیر بودن. اولش برام سخت نبود ولی بعدش از این اتاق به اون اتاق همه شلوارمو میدادن پایین زل میزدن به کسمو سوراخ کونم خیلی برام سخت بود سوال جوابا. یه بار یه جا از دادگاه کل ماجرا رو یه زن و مرده که خیلیم بداخلاق بودن خواستن تعریف کنم. نزدیک ۴۰ بار قبلش با جزئیات تعریف کرده بودم اما اینا بد نگاهم میکردن انکار من کاری کردم و ازم میپرسیدن چرا رفتی اونجا لخت شدی من میگفتم لختم کردن ولی باز اونا حرف خودشونو میزدن. بابام وکیل گرفت پیگیر شد و اخرش یه مدرسه نزدیک پارک بود با وکیل رفتیم اونجا گفت ببین اینجا دقت کن میبینیشون. اون دوتا رو پیدا کردم اما مجید نبود. روز بعد بابام رفته بود مدرسه اسماشونو گیر آورده بود. ازشون شکایت کردیم اومدن دادگاه ازشون آزمایش گرفتن و بعد یک ماه مشخص شد اسپرم رو چادرم با اونا همخوانی داره. اونا که دیدن دارن لو میرن خودشون مجیدم لو دادن و کل نقشه رو انداختن گردن اون و ادرسشم دادن. مجید آوردن. برام جالب بود چرا دیدنشون حس بدی توم ایجاد نمیکنه برعکس دلم‌ می خواست دوباره مجیدو بغل کنم و هم آغوشی باهاش داشته باشم. تو کسم حس گرمی میکردم انگار دلم میخواست کیرشو فرو کنه توم. بعد دادگاه که ۳تایی محکوم شدن و فرستادنشون کانون اصلاح و تربیت هر روز مادراشون میومدن در خونه التماس. یکیشون حتی به بابام گفته بود خودمون دخترتو میگیریم. بابامم بیشتر عصبی شد و دیگه کوتاه نیومد. ماهم خونمونو عوض کردیم و کلا از اونجا رفتیم. و دیگه پیگیر نشدیم که چی شد و چی نشد. پدر مادرم خیلی پشتم بودن حتی نذاشتن حرفش تو فامیل بپیچه. چندین سال بعد که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم رفتم همون محل قدیمی همون پارک. دیدم اعلامیه مجید و زدن به دیوار از هم محله ای هاشون پرسیدم گفتن تو جاده چالوس با ۳ تا از دوستای دیگه ش تصادف کردن و همه ناکام مردن. عکس اون ۳تای دیگه رو نگاه کردم یکیشون همونی بود که آخر از همه داگیم کرد و انگشت کرد تو کونم ولی اولیو ندیدم شایدم نشناختم عکسشو. ولی حس بدی بهم دست داد هنوز وقتی یاد شکل ارضا شدن دوم مجید میفتم کسم خیس میشه و دلم میخواد ازدواج که کردم شوهرم همون مدلی لای سینه هام ارضا شه.

نوشته: بهناز۷۳

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها