داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

بچه من و پدر شدن دوستم

من تا حالا با چندتا زوج رابطه داشتم و هر کدوم داستان های جالبی دارند

اما چیزی که می‌خوام اینجا تعریف کنم ، راجب یکی از دوستامه که تو باشگاه باهاش رفیق شدم ، اسمش نادر بود ، حدود 35سالش بود و خیلی پسر مودب و خوبی بود

تقریبا هر روز یا یک روز در میون که میرفتم باشگاه ، میدیدمش ، چون ساعت باشگاهمون یکی بود

یک بار منو دعوت کرد خونش و باهم چایی خوردیم ، بعدش به شوخی گفت تو باشگاه حواسم به کیرت هست ، خیلی کلفته ، منم گفتم ممنون ، قابلتو نداره

گفت اگه یه چیزی بگم ، قول میدی نه نگی ، گفتم چی ، گفت در بیار بخورم ، راستش منم خیلی به مردها حس ندارم ، ولی کشیدم پایین و اونم نشست و برام خورد ، حتی آبمو هم تا ته خورد که کثافت کاری نشه

چند روز بعد گفت میتونی پنجشنبه شب شام بیای خونمون ؟ گفتم آره میام ، ولی وقتی رفتم ، خیلی تعجب کردم ، چون نمیدونستم زن داره ، شام خوردیم و بعدش که نشستیم برای چایی ، به زنش اشاره کرد که بره تو اتاق ، بعد اومد نزدیک من ، گفت ببین ، من و زنم 5 ساله ازدواج کردیم و بچه دار نمیشیم و رفتیم دکتر و گفته مشکل از منه

هم حوصله دوا درمون نداریم هم نمی‌خوایم پولمونو هدر بدیم ، یک راهی هست و اونم اینه که بریم یه جایی به اسم بانک اسپرم ، که مردایی که اسپرم اونجا گذاشتن ، یکیشو بریزم تو زن من و حاملش کنن ، اما اینو هم دوست نداریم چون نمی‌دونیم اون طرف که اسپرمشو به ما میدن ، چه شکلی ، قدش چقدره ، موهاش چه رنگیه و…

گفت من با زنم صحبت کردم ، گفتیم خب خودمون انتخاب میکنیم اسپرم کی باشه ، برا همین امشب دعوتت کردم

منم یه کم تعجب کردم ، ولی گفتم خب اوکیه

گفت الان زن من میاد بیرون ، بدن و هیکل همدیگرو ببینین ، اگه از همدیگه خوشتون اومد ، برین آزمایش ژنتیک بدین ، اگه به هم می‌خوردین ، تو برا ما بچه بکار

زنش اومد بیرون ولی جفتمون خجالت میکشیدیم لخت شیم ، نادر گفت اول خودم لخت میشم ، بعد من لخت شدم ، بعد نسترن

از همدیگه خوشمون اومد و قرار شد کارا رو بکنیم ، فقط نادر گفت لطفاً دو هفته جق نزن و سکس نکن که آبت پر باشه

آزمایش دادیم و همه چی اوکی بود ، بعد دو هفته من دوباره رفتیم خونشون ، دیگه سه تایی میدونستیم که برنامه چیه

نسترن شام گذاشته بود که واقعا خوشمزه بود ، بعدش هم چایی ، بعدش من فلشمو وصل کردم و یه کم فیلم سوپر دیدیم که دیگه خجالتی بینمون نباشه ، بعدش نادر گفت من اینجا نشستم ، شما دوتا برید تو اتاق ، نمیدونم چرا ولی من یه دفعه نادر رو بغل کردم و گفتم قول بده برا بچم پدر خوبی باشی

تو اتاق اول یه کم برا هم خوردیم ، بعدش هم یه سکس حسابی کردیم ، جوری که نسترن می‌گفت آروم بکن سامان ، من امشب تا صبح مال تو ام ، آبمو ریختم توش ، بعد لخت اومدیم بیرون ، دیدیم نادر شیرموز درست کرده ، بهمون تعارف کرد و گفت آماده شین برا دور بعد

سرتون درد نیارم ، تا 3 شب 4 بار سکس کردیم ، بعدش هم خوابیدیم رو تخت ، صبح که بیدار شدیم دیدیم نادر صبحونه آماده کرده ، خوردیم و بعدش من رفتم سرکار ، دیگه تو باشگاه با نادر خودمونی تر و راحت تر بودیم ، تا چند ماه بعدش گفت زنم حاملس ، بعدا فهمیدم بچه شون دختره ، بعد دیگه خونشون کم و بیش سر میزدم

تا اینکه بچه بدنیا اومد و یکی دو سالش که بود ، رفتن ترکیه برا همیشه ، الآنم کم و بیش حال احوال میکنیم ، ولی دیگه رفتن ، الان بچه شون 3 سالشه ، یه دختر خوشگل به اسم فاخته

نوشته: سامان

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها