داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

بهشت قسمت اول


سلام دوستان اینم داستان قدیمی اما زیبای بهشت که خیلی لز دوستان درخواست کرده بودن تا براشون بذارم………تقریبا دوسال ازازدواج من وپرستو گذشته بود باید بگم من عاشق پرستو شده بودم و پس از یک دوره تقریبا; یکساله باهم ازدواج کردیم ; پرستوخیلی زیبا وتودل برو; با پوستی سفید; صاف وصیقلی وخیلی خوش هیکل ; کون برجسته; گردوقلمبه وخیلی خوش فرم که مثل یک تیکه جواهرتراشیده شده میدرخشید ; کوس پف کرده وکمی گوشتی; سینه های سربالا وسفت;;واقعا برجستگیهای متناسب بدنش کیرهمه را بلند میکنه منم عاشق همین زیبائی شدم ودل به او باختم ; او دوسال ازمن کوچیکتروحدود سال سن داره; توی این دوسال ازدواج خیلی باهم سکس داشتیم ومن حسابی ازاوکامیاب شده ام.چون کون گوشتی وبرجسته وکمر نسبتا باریکی داره بهمین لحاظ وقتی مانتو کمرتنگ میپوشه برجستگی وگردی کونش ازروی مانتوبخوبی دلبری میکنه و حرکت ژله ای لمبرای کونش; همه چشمهارابه دنبال خودش میکشونه;;.این زیبائی وتناسب هیکل; منو عاشق اوکردوچون خودمنهم هیکل متناسب وورزیده ای دارم وازنظرمالی نیزمرفه بودم خیلی زودتوانستم او وخانواده اش رابرای این وصلت راضی کنم.دردوران نامزدی چون نمیخواستم پرده شوبردارم; بارضایت خودش اورااز کون میکردم به همین دلیل بعدازازدواج هم چون هردومون دیگه باین کارعادت کرده بودیم و خیلی خوب همدیگه را ارضاء میکردیم روی همین اصل بعدازشروع زندگی مشترکمون نیز بکارمون ادامه دادیم وخوشبختانه ماهیچه حلقوی کونش همچنان تنگی اولیه اش را حفظ کرده بود; برای همین هم گائیدن کون تنگ وسفیدش خیلی برام لذتبخش وهیجان انگیزه; اونم چون عطش اشتیاق ولذت بردن دیوانه وارمنوهنگام گائیدنش میبینه همواره وباطیب خاطرابتدابانمایش رقص کون ویاپوشیدن انواع شورتهای سکسی وتکون دادن لنبرای ژله ایش کارراشروع میکنه وچون تواین کار حرفه ای شده خیلی راحت نظر منوبه کونش جلب میکنه وموقع دادن هم حسابی حال میده وخودش هم حال میکنه طوریکه گاهی وقتها که از محل کاربخونه میام میبینم شلوارک تنگ وچسبونی پوشیده وکون برجسته وگوشتیشو با رونهای بهم چسبیده و خوش تراش ومرمرینشو بیرون انداخته وتا اونجا که براش ممکنه کونشوقرمیده ومیچرخونه وطوری جلوم راه میره که لنبرای کونش حالت لرزونکو پیدامیکنه;; وباهرقدم که برمیداره نوبتی بالا وپائین میرن ; و سعی میکنه هرچه بهتروبیشتر زیبائی کونشو نشون من بده ومنوحشری کنه; منم که عاشق این کون گردوقلمبه هستم با دیدنش ضمن اینکه خستگی کار از تنم در میره حسابی شق میکنم ودوزاریم میفته که بعله.پرستوخانم امشب هم هوس دادن کون کرده; واقعا; هم درهمچومواقع برام سنگ تمام میزاره وهرباربایک شکل و پوزیشنی نوباکون دادنش منوبیش از پیش راضی و خودشو ارضاء میکنه وطوری بهم کون میده که همیشه وهرشب گائیدنش برام یک ترو تازه گی خاص داره ; برای همین هم هرچی میکنمش سیرنمیشم.اونم ازکون دادنش پشیمون نمیشه;; یک شب که داشتم باکونش حال میکردم; اودمرخوابیده بودومن هم افتاده بودم روش ; یک دونه متکاهم گذاشته بودم زیر شکمش و تا خایه توکونش کرده بودم.. وآخ واوخش دنیا رابرداشته بود ; همینطورکه ازش لب میگرفتم وتلمبه میزدم درعین حال باهم حرفهای عاشقانه وتحریک کننده نجوا میکردیم.یهوفکربکری به نظرم رسید سریع بهش گفتم: پاشوهمینطوری بریم جلوآئینه ; دوست دارم ببینم چه شکلی کون میدی; ومن چه جوری کونت میزارم;;; ولی طوری پاشو که کیرم ازکون سفید ونازت درنیاد.یکدفعه یک تکون بخودش دادوگفت: امیررر;; دیگه چیکارکنیم;;; میخوای بریم جلوپنجره یا روپشت بوم;;;; بهترنیست;;;.گفتم:عزیزم پاشو میخوام باهات عشق کنم توکه ازاین فکرا نمیکردی;;; آیا تاحالا شده یک ایده بد بهت بدم;;;.چرا خودتو لوس میکنی;;; پاشوعزیزم.وقتی جلوی آئینه تمام قد رسیدیم برای اولین باربود که تصویرواقعی گائیدن ازکون او رامیدیدم; درآن لحظه با چشمان دریده وپرازشهوت به وضوح میدیدم که زن من یعنی پرستو چگونه داره کون میده وچطورپشت اون جام شیشه ای یکنفرداره حریصانه اونواز کون میکنه;; دیدن این صحنه ونحوه گائیدنش خیلی برام جالب ورو;یائی بود; وقتی ازتوی آئینه نگاه به کون قنبل شده اش میکردم خیلی بزرگتر وسفیدترازحد معمول بنظر میومد; از دیدن اون کون گنده وسفید برفی چنان حشری شدم که دیوانه وارتلمبه میزدم هیچی حالیم نبود.فقط وفقط دوست داشتم کون بکنم اونم اون کون سفید وقلمبه ای که اون طرف بود ویک نفرداشت وحشیانه میکردش.مشتاقانه دوست داشتم اون یک نفررا میزدم کنار ومن کیرمومیگذاشتم جای کیرداغش که اونو پرازآبمنی کرده.چون قدرت اینکاررانداشتم.باخوشونت ناشی از شهوت پرستوررا دولاکردم وباتمام قدرتی که داشتم میکردمش وبافشارعجیبی کیرم تاته توکونش میکردم طوریکه پرستوازدرد فریاد میکشیدوجیغغغغغ میزد.دریکی ازدفعات که کشیدم بیرون تا محکمتربه تپونم توکونش ; کونش چنان روی کیرم ناله کرد که رعشه دل پذیری تمام وجودم رامسخ کرد.یک حالت خلسه بهم دست داد; سست شدم.این اولین باری بود که پرستو روی کیرم میگوزید;;.کمی خجالت کشید ولی درعوض من چه شوروحالی پیداکردم.پشت سرهم تشویقش میکردم که اگرمیتونه تکرارکنه;; ولی نتونست یا نخواست نمیدونم;;.آنشب من وپرستوجلوی آئینه خیلی حال کردیم وچون برای اولین باربود که کون دادن پرستو را میدیدم; مخصوصا; وقتی تصویر خودمو ازناف به پائین میدیدم در فانتزی ذهنم این تصوربوجود میومد که کس دیگه ای داره کون پرستو میزاره خیلی لذت بردم وحال کردم آنشب باوجود اینکه دوبار جلوی آئینه آبم اومد ولی فانتزی کون دادن وگائیدنش ازخیالم دور نمیشد طوریکه فردای آنروز توی اداره ; تا پایان وقت کیرم شق بود وهمه اش توفکراون صحنه رو;یائی بودم که شب گذشته توی آئینه دیده بودم ودرخیال میدیدم چگونه یکی داره روبروم زنم روحریصانه ازکون میکنه.چه صحنه جالبی!! پرستو دمر خوابیده یاکونشو قنبل کرده ویکی روش خوابیده وداره اونو میکنه.اونم چه کونی کون سفید وخوش ترکیب پرستو;;.وااایییییی که اززور شهوت داشتم میترکیدم.شب که اومدم خونه ; پرستو را بایک شلواراستریج چسبون با کونی برجسته وگرد دیدم بهش گفتم:خوب عزیزم خوبی;;;; دیشب چه جوربود;; خوب بود;; منکه هنوز ازدیشب تا حالا توکفم توچطور;;;; کمی قرمزشدو گفت :مرسی امیرجون دیشب خیلی خسته وسست شدم برای همین هم خیلی راحت خوابیدم طوریکه صبح نفهمیدم کی پاشدی ورفتی اداره;/; همینطورکه حرف میزدیم ; پرستوهم میز شامو حاضر میکرد گاها; هم که پشتشو بمن میکرد طبق عادت همیشگی کونشو یه قری میداد وسعی میکرد منو حشری کنه; منم که از دیشب هنوز فانتزی کون دادنش تو ذهنم بود حسابی شق کرده بودم ; اونم وقتی بزرگی کیرمواز روی شلوارکم دید حین چیدن بشقابها روی میز; کونش را به کیرم میمالوند وگاها لحظه ای همان جا نگرش میداشت وحال میداد.بعدازصرف شام که نفهمیدم چی خوردم سریع باکمک پرستو میزراجمع کردیم ویک مسواک زدیم ورفتیم تو اطاق خواب ولخت شدیم وپریدیم توبغل هم درحالیکه ازش لب میگرفتم و با انگشت سوراخ کونشوخیلی آروم مالش میدادم توگوشش گفتم: دیشب جلوی آئینه خیلی حشری شدم وحال کردم; مرسی عزیزم.همیشه هم این توئی که این حالو بمن میدی نمیدونم توچی;;;خوشت اومد;;;حال کردی یانه;;;.پرستومثل اینکه ازگوزیدن دیشبش روکیرم خجالت میکشید;صورتشوکمی رو به پائین کرد وخیلی یواش گفت:امیرجون منم دیشب وقتی اون حالت هیجان و پرشورتو را نگاه میکردم که چطورباحرص و ولع و درعین حال عاشقانه داری منوارضاء میکنی وباسنمو سفت گرفتی توبغل و باحرکاتی موزون اما محکم عقب جلو میکنی خیلی حال کردم مخصوصا وقتی تصویرتورا ازناف به پائین دیدم ازبس شهوتی شده بودم که اگرناراحت نشی باید بگم بنظرم اومد یکی دیگه غیرازتو داره منومیکنه براهمینم ازحال رفتم.ولی بار دوم چیزت خیلی کلفت شده بود حس میکردم کلاهکش بادکرده; طوریکه داشتم جرررر میخوردم.موقع تلمبه زدن با وجود اینکه درد داشتم ولی حسابی حال کردم چون توش خیلی میخارید.کلاهکش موقع تلمبه زدن نمیدونم اون تو به چی میخورد که رعشه بهم دست میداد براهمین زود ارضا و سست وبیحال شدم.درحالیکه اونو سفت تو بغلم فشارمیدادم و زبونم تودهنش وانگشتم را توسوراخ داغ کونش کرده بودم گفتم:منم وقتی توآئینه دیدم چطوریک نفراون کون سفید وخوشگلتو توبغل گرفته و داره میکنه خیلی حشری شدم راستش امروز از صبح تا حالا همش تو فکراین کون قلمبه و داغت بودم هیچ زمانی این همه برای کون سفید وتنگت حشری نشده بودم.احساس کردم با حرف زدنم پرستو داره داغ میشه و سوراخ کونش داره باز و بسته میشه.درحالیکه تقریبا یه بند انگشتم تو کونش بود شروع کرد کونشو تکون دادن و با سوراخ کونش انگشتمو گازگرفتن خیلی یواش گفت: امیر با این حرفات دارم یک حالی میشم.وااایییی نفسم داره بند میاد سردم شده امیرررر منو بیشتربخودت فشاررررربده مثل دیشب بغلم کن وای که دارم میمیرم امیرررر.من زن بدی شدم;;; نه;;; یادمه تو دبیرستان بعضی بچه ها میگفتن فلا ن دوستشون کونیه وقتی خوب میپرسیدم میگفتن یعنی خیلی کون میده اونموقع منظورشونو خوب درک نمیکردم ونمیفهمیدم یعنی چی;;;; حالا امیر یعنی من بااینکارکه تو باهام میکنی کونی شدم;;;.گفتم:عزیزم اینحرفا چیه میزنی;/;.ما زن وشوهریم چه ربطی داره.توبهترینی برامن;;;.خودشو بیشتر بهم چسبوند و بالحن تحریک کننده ای گفت:پس اگرامشب خواستی کاری کنی دیگه نریم جلو اون آئینه قدیه خوب;;;; آئینه میز توالت بهتره چون کوچیکتره.باشیطنت و درحالیکه تمام  وجودم پرازشهوت شده بود و کیرم داشت ازشقی میترکید گفتم:چرا ازآئینه میز توالت که کوچیکتره;;; قدیه که خیلی بهتره;;;هم بزرگتره و هم بهترهمه جا رامیبینیم;;.پرستو درحالیکه سفت بهم چسبیده و کمی قرمز شده بود گفت:نمیدونم;;/; دوست دارم صورتامون پیدا نباشن فقط پائین تنهامون پیدا باشن مخصوصا; وقتی ازپشت اون کار را باهام میکنی مثل دیشب وهی میری ومیای و تلمبه میزنی خیلی باز میشم همش تقصیر توئه که این کارا را باهام میکنی;;; درحالیکه اونو از کون توبغل گرفته وسینه های سفت و سربالاشو میمالوندم گفتم:عزیزم تو برام بهترین زن دنیا هستی هرطور توبگی و بخوای منم همونکار و میکنم.میدونی که من کشته اون دنبتم و رفتیم جلوی آئینه میز توالت وقتی دولاشد و کونشو قنبل کرد دیدم اطراف سوراخ کونش قرمزه کمی هم  پفکی  ورم کرده و تنگتر بنظر میرسه برای لیس زدن سوراخ کونش داغ شده بودم برای اولین بار حریصانه شروع کردمم بازبونم اونو لیس زدن با هرلیس دنیائی لذت میبردم ازاینکه کون زنم گشاد نشده وهنوز مانند ایام دختریش تنگ و داغه خیلی حال میکردم و خیلی خوشحال بودم.بعد از چند  لیس بلند نوک زبونمو فشاردادم توسوراخ کونش ماهیجه حلقه کونش جواب داد و باز و بسته شد همینطورکه  زبونمو فشار میدادم اونم بازی کردنشو ادامه داد.صدای ناله پرستو بلندشده بود خوب با توفم  اونو خیس کردم  وسرکیرمو که حالا مثل گرز شده بود توف زدم و اونو درسوراخ کونش گذاشتم و با دودست آبگاهشو گرفتم و کونشو بطرف کیرم کشیدم و فشار دادم ولی تنگی کونش مانع میشد که کیرم بره توش انگشتم کردم دهنم واونو خوب با توف خیس کردم و مالوندم درکونش و شروع کردم با انگشت ماهیچه دورسوراخ کونشو مالش دادن ازپرستو خواستم خودشو شل کنه تا بتونم راحت تر اونو بازکنم همینطورکه بدن و مخصوصا کون داغشو بطرف خودم و کیرم میکشوندم  پرستو ناله ای کرد وگفت: اوووووخ امیراین همه مدت سال با پشتم بازی کردی چرا بازنمیشه;;; هنوز درد داره;;; ولی دردشو دوست دارم الا نم توش میخوارههههه اونوبمال سوراخشوبمال امیررررررر اوه ه ه ه اوووووخ.درحالیکه سگی بهش چسبیده بودم آروم آروم کیرمو تا خایه کردم توکون تنگ و داغش وااااااییییییییی سرتا سر کونش دل میزد حس کردم جداره وغشاء کونش مثل یک کاندوم رو کیرم کشیده شده و ماهیچه حلقوی وسط کونش سفت کمرکیرمو گرفته اومدم تلمبه بزنم ولی پرستوسفت کونشو بهم چسبوند وگفت: نه تکون نخوررررررر اوووووووف بزارهمین جا باشهههههه تکون نخوررر گیرکرده خیلی بازشدممممم اوه ه ه ه ه درد داره ولی خوبههههههه امیررررررر سفت بهم بچسب سفت آهاااااااان منوبکش طرف خودت یک کم شکافشو بازکن تالبش بیاد بیرون پاهامو باز میکنم اونو بیشتر بکن توششششش وااااااییییییی چه درد خوبی آهااااااان دارم وا میشمممم اوه ه ه ه ه دارم از لذت میمیرم امیرررررر خوبهههههه;;;; خوشت میااااااد;;; اوووو ه ه ه ه چرااااا گیرکرده و تکون نمیخوره;;; من دارم یه حالی میشمممممممم.منم از لذت و شهوت دست کمی از او نداشتم دل زدن و بازی کردن ماهیچه حلقوی کونش ازیکطرف و حالت مکندگی کونش از طرف دیگه کیرمو به حد اعلای کلفتی رسانده بود تمامی پوسته درونی کونش به کیرم چسبیده و قفل کرده بود داغ داغ این داغی و گرمی کونش تمام وجودمو میسوزوند و لذت بهم میداد دستامو دور شکم صاف و نرمش حلقه کرده بودم و سفت بطرف خودم و کیرم کشیده بودم و تکون نمیخوردم هردومون همونطور و توهمون حالت بی حرکت مونده بودیم و حال میکردیم نمیدونم چه مدت تو اون حالت مونده بودیم;;; ولی برای تغییر پوزیشن شروع کردم با زبونم پشت گردنشو لیسیدن آهسته بیخ گوشش گفتم: پرستوجان منم از دیشب بعد ازدیدن تصویرانجمن کیر تو کس کون دادنت توی آئینه بقدری شهوتی وحشری شدم که نگو راستی اگر یک پیشنهاد بهت بدم قبول میکنی;;; ولی باید قول بدی راستشو بگی خوب;;; میخوام ببینم نظرت چیه;; پرستو درحالیکه کونشو که قفل کرده بود تو بغلم تکون میداد بایک حالت آه ه ه و ناله حاکی از شهوت توام با هیجان گفت: بگو اگر جالب باشه حتما قبول میکنم منم دوست دارم بیشتر حال کنم.گفتم: خوب تو آئینه نگاه کن ببین الان فقط  تصویرکامل تو که زانو زدی و کونت تو بغل منه و نیم تنه پائین منکه دارم  کونت میزارم دیده میشه ببین..دیدی;;; چه صحنه جالب و دیدنی و انجمن کیر تو کسه;;; اووووووووووووف.پرستوهمانطورکه به آئینه چشم دوخته بود کمی کونشو جلو کشید وگفت: امیرجون یه کم بکش بیرون دوباره با فشاربکن توشششششش دارم به اوج میرسم  اوووووفففففف خوب بگوووو دارم میببنم و میشنووم این صحنه توآئینه خیلی گرفتتم خوب بگووووووو;;;.گفتم: دوست داری یه تنوعی بهتر به اینکاربدیم خیلی جالب میشه منکه تمام فکر و ذهنم شده اون.پرستو درحالیکه آروم عقب جلو میکرد و دستاشو رو لبه میز توالت جابجا میکرد گفت:باید پیشنهاد خوب و جالبی باشه که اینقدر مزمزه اش میکنی;;; بگو حتما منم خوشم میاد;; گفتم: ببین دوست داری تو این حالت غیرازمن یک نفردیگه هم باشه که اونم همینطور جلوی من تو را ازکون بکنه;; پرستو یه تکون خورد و با زحمت سرشو به عقب برگردوند و پرید توحرفم و گفت: امیرررر;;; منظورت چیه;;;; گفتم: ببین این فقط یک پیشنهاده بزار حرفمو بزنم و تموم کنم کمی هم حوصله کن میتونی رو پیشنهادم فکرکنی اگه نخواستی هیچی.پرستوحرکتش و تندتر کرد و گفت:خوب بگو ادامه بده من الا نشم خیلی دارم حال میکنم بگو شاید من خوب متوجه نشدم;;;.گفتم: آره اگه قبول کنی یه نفر دیگه هم باشه چه جوری بگم;;; مثلا یکی ازدوستام و بیارم تا اونم ترا ازکون بکنه ولی جلوی من ترا بکنه ومن نگاه کنم خیلی برام جالب و لذت بخشه وقتی ببینم تو دولا شدی یا دمرخوابیدی و اون داره تو را از کون میکنه.آخه حیف این کون به این خوشگلی نیست که کس دیگه ای نبینه نکنتش;;; من که خیلی دوست دارم.دوست دارم همه این کون خوشگل ببینن و بکنن و ازتنگی و زیبائیش لذت ببرن و برام از سفیدی و زیبائیش وخصوصا; از اینکه چه کون تنگی داری تعریف کنن و با هیجان شروع کردم به تلمبه زدن حالا دیگه با هرفشاریکه درانتها به کیرم میدادم که تا ته بره توکون پرستو کونش یه صدای ریزی میداد این صدا منوبیشترحشری و تا حد جنون شهوتیم میکرد تو این حالت صدای آه ه ه و ناله پرستوهم  دراومده بود وداشت به اورگاسم میرسید که با یک لرزش خفیف سست شد و بنظر رسید که آبش اومده چون خیلی بی حال شد منم اونوسفت گرفتم وبا چند حرکت سریع آبموبا فشارخالی کردم تو کونش طوریکه مقداری ازآب منی از کنار کیرم به صورت حباب و کف زد بیرون کیرم از فانتزی ذهنیاتم همچنان شق و راست تا دسته توکونش بود همینطورکه نگاه به ته کیرم میکردم اونو یواش یواش بیرون کشیدم.از بس کلفت شده بود بیرون نمیومد.ترسیدم بیشتربکشم بیرون کونش پاره شه پرستوهم جیغ کوتاهی کشید وگفت: امیرررر یواشترررر مردممممم اونو نکش بیرون بزار باشه مثل اینکه گیرکرده یک کم آروم ترعجله نکن.احساس کردم کمی هول شده و ترسیده دستی به کمرو باسن گرد و سفیدش کشیدم گفتم: چیزی نیست عزیزم سعی میکنم آروم بکشم بیرون خودتو یکم شل کن تا راحت بیاد بیرون.لحظه ای بعد احساس کردم کونش شل شده و کیرمو که هنوزآب منی ازش می چکید کشیدم بیرون.پرستو را که ارضا وسست شده بود بلند کردم و دمر خوابوندم روتخت و یه نگاه به کونش کردم دیدم عجب کون سفیدیه.با دستم چاک کونش کمی باز کردم دیدم سوراخ کونش کمی باز و قرمز و پرازآب منی.ماهیچه حلقوی دورش که از آب منی خیس خیس بود و برق میزد داشت به آرومی باز و بسته میشد که جمع شه داشتم دیوونه میشدم کمرکیرمو سفت گرفتم و کله شومحکم به لنبرای کون پرستو زدم دوباره سرکیرمو گذاشتم در سوراخ نیمه باز کونش وخودمو انداختم روی کون نرم و برجسته اش.کیرم لغزید وآروم تاخایه رفت توکونش.پرستو ناله ای کرد و.گفت: اوخ خخخخخخخ.بسه امیرررررر.مردم مممم.خیلی بی حالم.حرفات خیلی منو حشری کرده همونا باعث شد زود ارضا شم.درحالیکه روکون نرم و برجسته پرستوخوابیده بودم و آروم کیرموعقب جلومیکردم و بادستام سینه های نازشو میمالوندم گفتم: خوب که خوشت اومد;;; ولی نگفتی نظرت راجع به این موضوع چیه;/; بالاخره دوست داری یکی دیگه هم بکندت یانه;;;; من که خیلی دوست دارمممممم. پرستوکمی کونشو بالا آورد وگفت: امیر;;; خجالت هم خوب چیزیه حالا کارتو تموم کن بعد از اینکه دوش گرفتیم توهم سرعقل اومدی فکرامومیکنم و میگم.اووووووخ امیرررررررر داشتم جرررر میخوردم.حالاهم حس میکنم تا نافم رسیده یک کم خودتو بکش بالا آخه همه سنگینی هیکلت رو کونمه کمرم ازسنگینی هیکلت دردگرفته حالا تواین مدت خودش کم بوده میخواد یکی دیگه را بیاره کمکی.کمی خودمو کشیدم بالا و شروع کردم تلمبه زدن نمیدونم چی شد که یکدفعه هوس گائیدن کوسشو کردم.کیرموکشیدم بیرون وگفتم: پرستوجان تا من میرم دستشوئی خودموتمیزکنم توهم برگرد کوستوآماده کن که هوس گائیدنشو کرده ام.سریع رفتم دستشوئی و کیرمو با آب سرد و صا بون غسل دادم وبرگشتم اینکارهمیشه منه دوست ندارم کوس نازش آلوده وعفونی بشه.پرستو طاق بازخوابیده بود برای یک لحظه ایستادم و نگاهش کردم دیدم عجب هیکل تمیز پوست صاف براق و سینه های گرد و برجسته ای داره رونهای سفید گوشتی و بهم چسبیده ساق پای کشیده با ناخنهای لاک زده که باب پرستش فوت فتیش ها ست.آروم بین پاهاش زانو زدم اونم کمی زانوهاشو بالا برد و پاهاشو جمع کرد پرستو تازه رفته بود اپیلاسیون براهمین یکدونه موهم روبدنش دیده نمیشد پوستی صاف و صیقلی کوسی با لبه های صورتی و برجسته که پف کرده بودن از دیدن کوس به اون زیبائی و بدون مو حال کردم ازاون لحظه جلوی آئینه دیگه خودم نبودم همه اش تو این فکربودم کاش الان یکی دیگه هم بود و باهم پرستو را میکردیم و درباره کوس و کونش حرف میزدیم و اون برا م تعریف میکرد باراول که پرستورا ازکون گائیده چه حالی بهش دست داده;;; آیا فکرمیکرده روزی کونی به این خوشگلی و تمیزی را بکنه;;; آیا خوشش اومده;/; آیا موقع گائیدنش پرستو بهش حال داده;;; پرستو زیرپاش چه حالی پیدا کرده;;; پرستوهم ازاینکه یکی دیگه جای من داره میکندش خوشش اومده;;; و…. درحالیکه غرق این افکارلذت بخش بودم دستمو کشیدم روبرجستگی بالای کوسش ازصافی و لغزندگیش حظ کردم.با دست دیگم پستونهای سفت و سفیدش را که نوک صورتی رنگشون به اندازه یک سانت اومده بودن بیرون; میمالیدم با یک هیجان پرازشهوت سرکیرمو که توف زده بودم و برق میزد گذاشتم دربهشتیش و فشار دادم.با وجود اینکه کیرمو توف زده بودم و کوس او از اورگاسم چند دقیقه پیش بصورت عسلی خیس و لغزنده بود اما چون خیلی تنگ بود راحت نرفت توش تنگی کوسش درحد یک کوس دختربیست ساله و باکره بنظرم رسید ناچار فشارررر بیشتری دادم تا تونستم کلاهک کیرمولای چاک کوسش جا بدم کمی تامل کردم پرستو مثل کسیکه تنگی نفس گرفته وهوا به ریه اش نمیرسه نفس نفس میزد.دستامو در دوطرف بدنش ستونی کردم ومحکم کیرمو فشاردادم توش.کیرم باتانی و آرام لیزخورد و رفت توش.پرستو ناله ای کرد و پاهاشو بلند کرد وگذاشت روشونه هام وگفت: وااااایییییییی امیررررررر چه خوبهههههه;;; یک کم بیشتر فشارررررررررربده میشه محکمتررررر بزنی بره توشششش.واااااایییییییییی خدااااااا جووووووووون مردمممممممم.امیر برو و بیااااااا.چه جای خوبی رفتههههههه;;; نمیشه حالا به دوستت بگی بیاد کمکت کنههههه;;.اووووووووووف.هنوزحرف پرستو تمام نشده بود که با فشاررررردیگه کیرموتا اونجا که جا داشت کردم توکوووووووس نازش صدای جیغش منو از رویا درآورد.باچند بارتلمبه زدن همراه با لب گرفتن ازپرستوی خوشگلم آبم داشت میومد سریع کشیدم بیرون و آبم را با فشار ریختم روشکم صاف و ناف گودش و بی حال افتادم روش.چند دقیقه ای به همون حال موندم پرستو درحالیکه دستشو روموهای سرم میکشید گفت: امیرجان پاشو که خیلی خستمه پاشو بریم دوش بگیریم وبخوابیم هردو باهم همانطور لخت پاشدیم رفتیم حمام زیردوش اونوبغل کردم وگفتم:عزیزم نظرت رونگفتی اگردوست نداری نشنیده بگیر و اونو بوسیدم.نوک داغ پستونهای سفتش که به سینه ام خورد گرمی مطبوع و جانبخشی به تنم داد سرشو گذاشت رو شونه ام گفت: امیرآخه من چی بگم درمقابل این خواسته غیرمعقولی که داری;;; آیا واقعا دوست داری یک نفردیگه بامن این کاروانجام بده و تو ازکارش لذت ببری;;; اصلا نمیفهمم اینکاریعنی چی;;; اصلا همچین چیزی ممکنه که یک مرد اجازه بده یک غریبه بازنش همبستر بشه;;; اخه من زنتم همسرتم;;;.پرستوبعد ازکمی مکث خیلی یواش وآرام ادامه داد راستشو بگو منظورت ازاینکار لذت بردنه;;; آیا جدا دوست داری من با یک مردغریبه رابطه سکسی داشته باشم;;;.من ازآخر وعاقبت این فکر و خیال تو میترسم نمیدونم چی بگم;;;; ساکت شد وسرشو به شونه ام فشارداد و باناخنش روی سینه ام خط میکشید موهاشو بوسیدم و دست راستمو ازپشت کشیدم پائین روی کونش ازحالت تاقچه ای کونش لذت بردم.پیش خودم گفتم واقعا پرستو چه کونی داره;;;گفتم: عزیزم ترس نداره ازچی میترسی;;; حالا یک کم بیشتر فکرکن.میدونی آدم وقتی ازیک عمل یا کاری یا یک خواسته شخصی خوشش بیاد که ازانجامش لذت میبره بدون اینکه اون عمل یا خواسته به کسی لطمه ای بزنه یا باعث ضرر و زیان شخص دیگه ای بشه بنظرمن باید انجامش بده تا بعدا پشیمان نشه وهی افسوس بخوره.ببین عزیزم من دارم بدون پرده پوشی بهت میگم توهم رک و راست بهم بگو.فکرکن ببین اصلا دوست داری;;;; منکه دوست دارم هیچ اشکالی هم نمی بینم اگر توهم راضی باشی چه بهترحالا به هرعلت هم دوست نداری که فکرنمیکنم زنی باشه و بدش بیاد بجای یک نفر دونفرباهاش سکس داشته باشن.بگو و قال قضیه را بکن منم هیچ ناراحت نمیشم توکه منو خوب میشناسی و توی این سه سال به اخلاق و روحیاتم خوب پی بردی.میدونی که خیلی هم دوستت دارم و حاضر نیستم یک مو ازسرت کم بشه خجالت هم نداره;; تعارف هم نداریم ولی این حال وهوای جوانی دیگه برنمیگرده و تکرارنمیشه;; هیچم ناراحت نشو منم دیوونه نشدم.فقط میخوام هردومون نهایت خوشی و لذت را تواین سن وسال بیشتر ببریم نمیخوام تصمیمم یک طرفه باشه دوست داری بگو خوشت میاد بگو.ازاین تنوع لذت میبری حال میکنی منم همینطورهرموقع هم نخواستیم یا تو نخواستی خلاص.

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها