داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

بانو و من و دیگری

من همسرم رو بانو صدا میکنم شما هم من رو به نام بردیا بشناسید
بانو قد 170 داره نسبتا لاغر ولی تو پر با اندام سکسی، امکان نداره تو جمعی باشیم و نگاه مردها روش نباشه، خب البته خیلی خوش تیپ می کرده و لباس هاش هم آزاده کلا
رفته بودیم مالزی برای تفریح، یه جزیره بنام لندکاوی، خیلی جزیره سکسی و باحالیه، من و بانو خیلی تو سکس در مورد فانتزیامون حرف میزدیم ولی هیچ وقت اونقدر جدی برای انجامش بهش فکر نکرده بودیم، همیشه بانو از سکس های قبل ازدواجش برام تعریف میکرد و اینقدر سکسی بود و سکس باهاش لذت بخش بود که دوست داشتم میدیدم کسایی که باهاش سکس کردن چه لذتی بردن، برکردیم سر خاطرمون، تو یه هتلی بودیم که مدیر اون هتل یه آقای خوشتیپ و هیکلی و سیاه چرده بود، از اول اینکه ما وارد هتل شدیم رو بانو زوم بود و به هر بهونه ای سر صحبت رو باز میکرد، از اونجایی که بانو زبانش بهتر از من بود هم طبیعتا طرف صحبتش بیشتر با بانو بود تا من
اگه فحش نمیدید و بی احترامی نمی کنید باید بگم منم یه آدم زن ذلیل و اصلا تو مشاجره ها حریف بانو نمی شدم، کم کم صحبتاشون حس میکردم داره صمیمی میشه و با خنده، هر چی به بانو میگفتم چیکارت داشت و چی میگفت جواب درست نمی داد و میپیچوند، منم قشنگ متوجه شدم که بانو داره باهاش میلاسه و از مرده خوشش اومده، یه شب هنگام سفت برعکس همیشه که من صحبت رو شروع میکردم بانو شروع به صحبت در مورد فانتزی و تریسام مرد، وقتی داشتیم سکس میکردیم کفت بردیا دوست داشتی الان یکی دیگه هم بود منو باهاش شریک میشدی؟ منم که کاملا با این قضیه تحریک میشدم تایید کردم
کفت مثلا دوست داشتی سامی منو بگاد؟ سامی همون مدیر هتل بود، منم که تو اوج لذت بودم گفتم اره از خدامه
بانو: بردیا دارم حدی میگما، دوست داری؟
من: اره عشقم، تو هم میخوای؟
بانو: اره که میخوام، دیدی چه هیکلی داره؟ بانوت رو پاره میکنه ها، دوست داری؟
من: اره عشقم
بانو: یعنی ببینی داره منو میکنه پشیمون نمیشی؟
من: نه
خلاصه سکس تموم شد و این بار برای اولین بار بعد ارضا شدن این بحث ادامه پیدا کرد از طرف بانو که بازم ازم میپرسید ناراحت نمیشی باهاش سکس کنم؟
منم که زیاد جدی نگرفته بودم و فکر میکردم مثل همیشه در حد حرفه مخالفتی نکردم
یکی دو شب گذشت و کم کم سامی کارش رو ول کرده بود و دائم دور بانو میچرخید
تا اینکه یه شب رفته بودیم استخر هتل و هیچ کسی به جز ما تو اب نبود، خیلی دیر وقت بود و کلا محدوده استخر خبری نبود که دیدم سامی بل یه مایو اومد سمت استخر، از من اجازه گرفت که میتونم بیام تو آب؟ مزاحم شما نیستم؟
تا اومدم جواب بدم بانو سریع جواب داد و گفت خیر ایرادی نداره، با یه لوندی خاصی که توش تبحر داشت گفت خوشحالم میشیم
سامی اومد تو اب و رو به بانو ازش تعریف کرد و به من گفت خوش بحالت چه زن سکسی داری، معلومه که شبهای خوبی رو صبح میکنی،
خب این حرفها تو فرهنگ خارج از ما اونقدری هم ضایع نیست که ما بد میدونیم، اومد سمت بانو و یه دستی رو بازوش کشید و کنارما ایستاد و حرف زدن
ما هم مشروبامون لب استخر بود و داشتیم مشروب میخوردیم، یکم صحبت کردیم که دیدم هی سامی خودش رو میماله به بانو، نمیدونستم چیکار کنم، هم لذت داشت هم پیش خودم میگفتم سامی چه فکری راجع به من میکنه و از همه مهمتر خریف بانو نمیشدم،
بانو بهم کفا بردیا میری واسه من یه آبجو بیاری؟
منم گفتم اره، رفتم ببینم چه اتفاقی قراره بیافته، وقتی برگشتم دیدم سامی از پشت چسبیده به بانو حفت دستش دور کمرشه و بانو هم داره باسنش رو میماله به کیر سامی، وقتی رسیدم بانو یه نگاهی بهم کرد لبش رو گاز گرفت و اومد سمتم، ابجو رو ازم گرفت گفت من میرم تو اتاق تو هم یه سیگار بکش بیا، در رو باز میزارم، تا اومدم حرف بزنم گفت هیس، اینقدر خالی میبندی جنبه اش رو داشته باش، گفتم اخه یهویی نمیشه که تو اصلا ازم نپرسیدی
کفت دیشب پرسیدم یادت نمیاد؟
تا اومدم حرف بزنم گفت من میرم تو هم دوست داری بیا دوست نداری نیا و رفت
داشتم دیوونه میشدم، نمیدونستم چیکار کنم ولی خب کیرم هم کاملا راست شده بود و دوست داشتم تجربه اش کنم، بانو دست سامی رو گرفت و کشوند سمت اتاق، منم یه سیگار روشن کردم، لامصب هیچ وقت سیگارم اینقدر طول نکشید تا تموم بشه، عجله داشتم برم ولی میدونستم این تایم رو باید بگذرونم
خلاصه کشیده نکشیده رفتم سمت اتاق
در باز بود اروم رفتم تو در رو بستم صدای اوووم اوووم بانو رو میشناختم، داشت برای سامی ساک میزد، رفتم جلوتر، حالا کاملا میدیدم سامی رو تخت خوابیده بانو کسش رو صورت سامی و داره کیر بیست سانتی و ملفت سامی رو میخوره، سامی هم دستهاش رو دور باسن بانو حلقه کرده و داره کسش رو میخوره
نشستم رو کاناپه و تماشا کردن، میرم بلند شده بود و داشت میترکید که بانو بلند شد حالتش رو برعکس کرد و با یه دست کیر سلمی رو تنظیم کرد رو سوراخش و آروم نشست رو کیر سامی و همزمان یه اخ کشیده کفت، حالا باسن خوشگل بانو رو میدیدم که رو یه کیر سیاه بیست سانتی داره قر میده و کیر سامی تا ته میره تو کسش، دیگه نمیتونستم تحمل کنم لخت شدم و رفتم کنار سامی بلنو هم در حالی که رو کیر سامی بالا پایین میشد شروع کرد به خوردن کیر من
یکم بعد داگ استایل شد و اوندم برم سراغ کسش که یه دست گذاشت رو سینه ام و گفت فقط ببین این کس فعلا برای سامیه
رو به من داگ استایل داشت به سامی میداد و لباش رو گاز میگرفت و نگاهش فقط بهم بود، هر از گاهی برای منم ساک میزد، میگفت: خوبه؟ بازم هوس میکنی بدم؟ دارم میدم بردیا، التماست میکنم همیشه این اجازه رو بده
خلاصه سه چهار مدل گاییده شد و تو حالت اخر جفت پاهاش بالا بود و سامی افتاده بود روش و تلمبه میزد منم بزور حلو ارضا شدنم رو میگرفتم که یهو سامی دادی زد و با چند تا فشار محکم کاملا خالی کرد تو کس بانو
یه چند دقیقه ای لب گرفت ازش از منو بانو تشکر کرد و رفت تو حموم که بانو کفت بردیا بیا روم کیرتو میخوام، هنوز بانو ارضا نشده بود، وقتی مست بود همیشه داستان همینجوری بود، رفتم روش گفت بکن تو آبم رو بیار، گفتم خب خودتو بشور، میرم رو گرفت لب کسش کفت نیکنی یا نه، که ناخودآگاه کیرم رفت تو کسش، اب سلمی رو حس میکردم که همون لحظه ارضا شدم، بانو هم شاکی شد و گفت خاک تو سرت با این کمرت، بلندم کرد و گفت تو حموم نیا و رفت تو حموم پیش سامی

نوشته: بردیا

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها