داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

باشه فردا می برم

تک دختر و تک فرزند خونواده بودم . مامانم پدرش ارباب بود و کلی زمین بهش رسیده بود و پدرم هم تاجر بود . یک شرکت بزرگ ساختمونی هم داشت که بعد از اون ریاستش به من رسید . دختر زیبایی نبودم .  خیلی ها به طمع مال و اموالم به خواستگاری من میومدن . بابام بیمار شد و دکترا جوابش کردند و منم به خاطر این که اون آرزوش بود که عروسی منو ببینه مجبور شدم دیگه سخت نگیرم . به یکی شوهر کردم که می گفت رئیس بانکه .  البته بود .. بابام یک ماه بعد از از دواجم مرد و مامانم هم دق کرد و هنوز چهلم بابا نشده اونم رفت . من موندم با میلیارد ها ثروت ولی شوهر عوضی من معتاد در اومد . چند بار خوابوندمش درست نشد . از بانک اخراجش کردند و منم دیگه ازش جدا شدم . تصمیم گرفتم دیگه از دواج نکنم ولی یه جوون دیگه از کار مندای شرکت من به اسم پیام  خیلی به پر و پای من می پیچید . از اون دختر بازا بود و می دونستم می خواد یه جوری باهام گرم شه و طمع مال و اموال منو داره . ولی از بس صداقت کاری نشون داد و چند بارم اونو امتحان کردم و ازش رو سفید در اومد یه جورایی بهش علاقه مند شدم . اون موقع من سالم بود و اون هم سالش . اون خیلی خوش قیافه بود و منم پشتوانه ام ثروتم بود . نمی خواستم اونو از دست بدم . من یک زن مطلقه بودم . تیپ متوسطی داشتم . اگه زیاد به خودم می رسیدم می شد گفت بدک نیستم . ولی خیلی از دخترای شرکت می خواستند اونو به طرف خودشون بکشونن . طوری به خشم اومده بودم که حتی راضی بودم اونو با ثروت خودم تورش کنم و از شر دخترا نجات بدم . بذار زنش بشم دیگه اون وقت می دونم چه جوری دم دخترا رو قیچی کنم . این شده بود تز منی که تا عمر داشتم نمی خواستم اسم مردا رو ببرم . هر کی از این حرفا می زنه واقعا یک شعاره . خلاصه با پیام از دواج کردم . اوایل خوب بود . در سکس خیلی باهام تا می کرد . اوووووخخخخخخ طوری بود که وقتی که صبح از خواب پا می شدم  برای رسیدن  شب و لخت در بغلش قرار گرفتن دقیقه شماری می کردم .  معاون شرکت باز نشسته شد و راستش منم یه جورایی بیشتر هواشو داشتم که خودشم بره تا پیام رو بذارم جای اون . پیام شده بود مشاور و همه کاره من .. ولی یه نگاههای زیادی بین اون و دخترا رد وبدل می شد . چندی بود که اون و روجا رئیس حسابداری شرکت خیلی گرم می گرفتند . اون شوهر داشت و شوهرشم اتفاقا در قسمت پشتیبانی کار می کرد و مسئولش بود ولی ساختمونش در کنار ساختمون اصلی شرکت بود . .تازگیها از این می گفت که باید در سکس تنوع ایجاد کرد و در خارج از کشور و داخل ایران خودمون هم این روزها سکسهای ضربدری زیادی انجام میشه . من اولش نمی دونستم ضربدری یعنی چه ولی وقتی که فهمیدم حداقل  دو جفت زن و شوهر خودشونو به اشتراک میذارن نزدیک بود با مشت بکوبم به صورتش و اونم دیگه حرفشو نزد . خونه بزرگ و مجللی رو هم که درش زندگی می کردیم به اسم اون کرده بودم . گفتم باشه حالا خجالت نکشه احساس مردونگی کنه . دیگه یه مدت مثل سابق بهم نمی رسید .. ولی تازگیها از خیانت و سکس مردا با زنای شوهر دار می گفت و همراه با اون دستشو می ذاشت رو کسم و با اون ور می رفت . اون قدر این جوری حشریم می کرد تا با التماس به اون فشار می آوردم که منو بکنه و در این حالت بود که با من سکس می کرد . یواش یواش به داستانهاش عادت کرده بودم . اون می گفت که همه اینا واقعیت داره شایدم دروغ می گفت . شایدم قهرمان مرد داستان خودش بود .. هر چی بود اون که دستشو می ذاشت رو کوس من و با سینه هام و یا سوراخ کونم ور می رفت حس می کردم کیر یه مرد دیگه داره بدنمو نوازش میده . اون وقت اون کیر خودشو وارد عمل می کرد چشامو میذاشتم رو هم یه آهی می کشیدم با تجسم داستانهاش به ار گاسم می رسیدم . بدنم آروم می گرفت . لذت به همه جا پخش می شد . ولی از یکی دو شب بعد, پس از تعریف کردن داستانهش که منو به اوج هوس می رسوند به حال خودم ولم می کرد . نمی دونم چه مرگش بود .. طوری که دیگه ترجیح دادم شبا اصلا به حال خودم بخوابم ولی نمی دونستم هوسمو چیکار کنم . مجبور بودم خود ارضایی کنم .. رابطه روجا مثل گذشته باهام خوب شده بود و می تونستم باهاش درددل کنم .تعجب کرده بودم چرا پیام دیگه باهاش نمی پلکه . اون باید خیلی حشری باشه . اخلاقش هم خیلی مودبانه تر شده بود . با دخترای شرکت نمی لاسید .. ولی اون چیزی رو که بهش نیاز داشتم به من نمی داد ..  من و روجا دوستان قدیم بودیم و درددل هامو نو به هم می گفتیم .. موقع ازداوج هم خیلی به اون و شوهرش کمک کردم . -روجا از زندگیت راضی هستی -خیلی . ساسان هرچی بگه من گوش می کنه اونم هرچی بگه من گوش می کنم . خواسته های همو خوب درک می کنیم . عزیز م تو به هر مردی که بهت چراغ سبز نشون داد و دیدی که  امنیت داری  خودتو در اختبارش بذار . هم حال می کنی و هم این که فکرت آزاد میشه . -این کاری که گفتی بکنم حتی می تونه با رفتگر محله باشه ;/; -حتی با رفتگر . البته رفتگرای خیلی خوش تیپ و سر حالی داریم که اصلا بهشون نمیاد که نظافتچی باشن . تازه اونا مگه چشونه . واسه خودشون شخصیت دارن . مگه اونا زندگی نمی کنن ;/; حالا دارن این جوری شرافتمندانه زندگی می کنن . خیلی باید ببخشی پروانه جان تو رئیس منی روم به دیوار اونا که با کیرشون جارو نمی کشن .. در خودم نمی دیدم که بخوام خودمو این جوری آروم کنم . ولی با خودم گفتم بهتره یه سه روزی جناب معاون رو بفرستم ماموریتی جایی . این موضوع رو با روجا در میون گذاشتم . -حالا من که نمی تونم هوار بکشم از مردا بخوام که بیان سراغم . -ببین پروانه جان اگه یه علامت به مردا بدی از هر تا مرد تای اون میان دنبالت . اون یکی یا خایه نداره یا کس خله .. ولی درمورد ما زنا خیلی کم این اتفاق میفته .. همین طوری که روجا گفته بود عمل کردم . پیامو فرستادم که بره .. کلی فیلمهای سکسی گذاشتم واسه خودم از اونایی که زن در غیاب شوهر خیانت می کنه . کاش اصلا به جای از دواج دوست پسرای با کلاس می گرفتم . پول که داشتم .. پس کاش می رفتم دنبال تفریح.. با این که اندام خوبی داشتم ولی نداشتن زیبایی  و تجربه بهم اعتماد به نفس نمی داد . روز اول همش می رفتم جلو آینه هی کونمو از این طرف به اون طرف می کردم .. با خودم ور می رفتم .. اصلا در خودم نمی دیدم ..  پیام حتی تا دو سال بچه هم نمی خواست و جای این که با کاندوم کار کنه مجبورم کرده بود که قرص بخورم .. همه جوره اذیتم می کرد .. با تن لخت سرمو از پنجره خونه ویلایی دو طبقه ام بیرون بردم .. صبح تا حالا که سه ساعتی می شد که من سه چهار بار به این بیرون سرک می کشیدم یه پیکان وانت سفید اینجا پارک بود و پشتش کلی آت و آشغال قراضه مثل تیکه میله گرد و پلاستیک و از این جور چیزا ریخته شده بود . راننده هم همونجا نشسته بود .نمی دونم منتظر گنجی بود یا چیزی .. دلم می خواست برم اونو بیارمش توی خونه . نسبت به هر مردی که از کوچه خیابون رد می شد همین حسو داشتم . با یه تیپ مجلسی  و کلی کرم پودر مالیده رو صورتم رفتم درو باز کردم تا درو باز کردم دیدم که دست همین جناب هم رو زنگه -ببخشید کاری داشتین آقا ;/;.حالا رو سری هم سرم نبود . طرف که تقریبا  سی ساله نشون می داد یه نگاهی به من انداخت و ماتش برده بود که این دیگه کیه با دامن کوتاه و بدون روسری و این جور میکاپ کرده اومده دم در . -کاری که نه فقط خواستم ببینم اگه وسایل کهنه و از این قراضه آلات و یخچال و ماشین رختشویی سوخته و ال سی دی از کار افتاده دارین من می خرم . خندیدم و گفتم اتومبیل خراب نمی خواین ;/;.. طرف هم خنده اش گرفت ..نمی دونستم چه جوری بهش بگم بیاد بالا . با چه بهانه ای . چه جوری بعضی از زنا معشوق می گیرن و عین خیالشون هم نیست . من می خواستم همین یک مورد رو هم به خونه ام راهش بدم بازم دست و بالم می لرزید و نمی دونستم چیکار کنم . سختم بود . اصلا حس خوبی نداشتم .. یه خورده خرت و پرت هم داشت -ببخشید یه سری وسیله  هست که تقریبا نوست . ولی من عادت دارم هر چند وقت در میون عوضش می کنم .. اینو خودم جدی می گفتم  و از هر وسیله ای دو سه مدلشو توی خونه داشتم و خراب که می شد تعمیر گاه نمی بردم . حال و حوصله و وقت این کارارو نداشتم . سر مایه داری و بی خیال بودن یعنی همین دیگه .. -پس باشه من اونو رو ازتون می خرم . .. -ببخشید خونه کسی نیست براتون بیاره -خواهش می کنم همشیره من خودم اونا رو  میارم . -بهتون نمیاد خونه دار باشین -خب من رئیس یک شرکت ساختمونی بزرگم . شوهرمو سه روز فرستادم  ماموریت . شرکتو دادم دست رئیس حسابداری و گفتم حالا که اون نیست خونه منم واسه خودم یه استراحتی بکنم . -یعنی آقاتون این قدر اذیت می کنه ;/; -خب مردا بریز و بپاش زیاد دارن . هر چند وقت یه استراحت و تنوعی لازمه .  یه خورده سینه هامو داده بودم بالا وهمین جور بهش زل زده بود . -پس شوهرتون خونه نیست . -نه تا سه روز دیگه هم نمیاد . -به خانوم خوشگل و جوونی مثل شما نمیاد که بچه بزرگ هم داشته باشین -نه ولی اگه سخته وسیله ها رو ببرین پایین من کمکتون می کنم -بابا ما رو دست کم گرفتی ما یه یخچالو می تونیم کول کنیم ببریم پایین . -اواااااا کمرتون درد می گیره . طوری با عشوه گری این حرفو زدم که خودمم تعجب می کردم که چطور شده تونستم این کارو انجام بدم . رفت کنار آینه هال و یه ادکلن مردونه توجهشو جلب کرد -ببخشید این برای شماست -نه مردونه هست . خیلی ملایمه . مال شوهرمه .. ششصد تومن خریدم . -خیلی خوب خریدین .. حراجی بود ;/; ..خنده ام گرفت . -نه داداش .. ششصد هزار تومن .. -اجازه هست ;/; -بفرمایید .. .. با ادکلن هوس انگیز شوهرم خودشو خوشبو کرد و گفت چاکر شما گودرزخان .. ما وسایل سنگینو به خوبی حمل می کنیم . حس کردم نگاهشو به طرف من دوخته . سختم بود . قلبم تند تند می زد . نمی دونستم چه عکس العملی نشون میده اگه بدونه من می خوام . می دونستم اونم طالبه ولی یه زن این جور مواقع هر چقدر هم از عطش مرد بدونه دوست داره که اون پیشقدم شه .. باید یه جوری سر صحبتو باز می کردم -ببخشید یه جوری نگام می کنین ;/; -شما خوشگل ترین زنی هستین که من تا حالا دیدم .. می دونستم هوس کردن منو کرده وگرنه این جور حرف مفت نمی زد . -اینو جدی می فر مایید;/; -به جون خودم  قسم .. -به نظر شما باید با زنای خوشگل چیکار کرد .. اینو که گفتم مثل تیر از چله پرید و دستاشو باز کرد و منو بغلم زد و وتا بیام بفهمم چی شده منو رو دستاش دراز کرد . الکی چند دست و پایی می زدم و خیلی معمولی می گفتم منو بذار زمین ولم کن .. بلند جیغ نمی زدم که صدام بره کوچه مثلا بیان کمکم -ببینم رو تخت راحت تری دیگه .. سکوت کردم .. می خواستم بگم رو هوا هم می تونی کیرتو فرو کنی توی کسم زود باش که من دیگه هلاک شدم . از بس این پیام منو از این رو به اون رو کرده دیگه نمی دونم چیکار کنم … منو انداخت روی تخت . قبل از این که منو لخت کنه اول لباسای خودشو در آورد . ووووووویییییی وقتی شورتشو در آورد من داشتم شاخ در می آوردم . این دیگه چی بود . یعنی این می تونه توی کسم فرو بره ;/; نه .. کار من نبود .. هم مثل شورتی که اونو بچلونی از کسم آب و روغن می چکید و هم این که ترس برم داشته بود . ولی اندام سفت و توپی داشت و سینه هاش هم سفت و ورزشکاری بود . -چرا این کارو می کنی .. -تو بگو چرا با من این کارو می کنی . همشیره ما به ناموس مردم چشم نداریم ولی وقتی ناموس مردم به ما چش داره ما روشو زمین نمیندازیم . ..عجب حرفی زده بود . من بهش یه چیزی دستی بده هم شده بودم . نمی دونستم باهاش چه جوری تا کنم . سختم بود . این سومین مردی بود که تا حالا منو می گایید که البته این هنوز کیرشو نکرده بود توکوسم . دو تا شوهر و اینم که مثلا معشوق گذری شده بود .. چندشم می شد وقتی که لباشو می خواست روی لبام بذاره . با این که  اسپری به خودش زده بود ولی بوی اون بیشتر رو لباسا نشسته بود .. سعی کردم خودمو بهش عادت بدم . این همون چیزی بود که می خواستم و بهش رسیده بودم و نمی تونستم اعتراضی داشته باشم . کلفتی کیرشو وقتی روی شکمم حس کردم و اونم خواست که پاهامو به دو طرف باز کنه منم مقاومت نکردم و پامو بیشتر باز کردم .وقتی کیرشو گرفت توی دستش و اونو با سر کس من تنظیم کرد طوری به وجد اومده بودم که که دیگه خودم بی اختیار لباشو می مکیدم گازش می گرفتم .. چقدر کیرش سفت بود . یه فشاری به لبه های کسم آورد و دو طرفشو باز کرد بازم کیرش انگار نمی رفت .. -پسر داری کون می کنی ;/;بفرست بره دیگه .. -این که کوس نیست که تو داری . انگاری سوراخ کونه .. چقدر از این حرفش لذت بردم . منم جواب تعریفشو این جوری دادم .-خواهش می کنم گودرزجون این که کیر نیست دسته بیله . سر کیرشو به زحمت کرد توی کسم . همون اول دردم گرفت . با این که دو تا مرد تا حالا منو کرده بودند ولی کیر کلفت اون که اندازه اش ازبیست هم می گذشت داشت به سختی می رفت توی کسم . یه خورده سرمو بالا گرفتم تا بتونم  ببینم وقتی کیرش رفته توی کسم آیا حالت زیر شکم منم فرق کرده یا نه . لذت می بردم از این حالت .انگاری روی کسم یه ورم خاصی پیدا کرده بود . دوست داشتم دستمو بذارم روش و بمالونمش . این کارو داشتم انجام می دادم که گودرز گفت پروانه جون من خودم برات می مالم -نهههههه تو سینه هامو بمال .. سینه هامو بمال من خودم اینجا رو می مالم .. آتیشم زده بود . نمی تونست کیرشو به سرعت توی کسم حرکت بده . دردم گرفته بود .. لذت می بردم از حرفاش .  نمی دونم شایدم راست می گفت که خوشگل شدم و هستم . شاید هوس زیاد منو این جوری کرده بود یا  واسه اون منو زیبا می دید . سینه هامو حسابی می گردوند . -پروانه جون تازه عروسی کردی . درسته ;/; تن و بدنت فابریکه . اصله .. -اوووووفففففف .. حرفات همه هوس انگیزه . اگه واسه شوهرم نبود می گفتم جرم بدی . جرم بدی .. …حس می کردم تا حالا از زندگی عقب افتادم و عمرم هدر رفته . اصلا شو هر کردن چی بود .. می خواستم چیکار .. با این حال من پیامو دوست داشتم و نمی خواستم کسی اونو از چنگ من درش بیاره . دست و لب روجا هم درد نکنه با این راهنمایی کردنش راه رو برای من باز کرد . کیر دراز و کلفت گودرزدر تمام مسیر رفت و بر گشت خودش بهم لذت می داد . با فشار و اصطکاک زیاد همین جور رو به جلو می رفت و در حال سوزوندنم بود .. -گودرز -جووووون یه کمی تند تر .. اگه دردم اومد بهت میگم .. یه حالی شدم . دارم می رسم به جاهای خیلی عالی .. -دو دقیقه سرعتو زیاد کنم دندون رو جیگر بذاری آب کوست می ریزه .. بیا این بالشو بذار لای دندونات می خوام گازو زیاد کنم .. گازشو زیاد تر کرد به اندازه ای که بتونم خوب پرواز کنم و درد نکشم . انگاری کسم جا باز کرده بود .. نمی تونستم خودمو داشته باشم . گودرز که حال و روزمو فهمیده بود کمی خودشو رو من سنگین کرد . کسم درسته در حال آب شدن بود . حس کردم داره میاد .. همراه با دندونام پنجه هامو به  بالش فشار می دادم . دوست داشتم بالشو مینداختم . دستامو به پهلوهای گودرز فرو می بردم و جیغ می کشیدم و خودمو خالی می کردم ولی کسم دیگه داشت خالی می شد . آبم اومده بود .. -گودرز بریز بریز .. خیالت نباشه .. اونم خیلی راحت اگه بگم یه استکان آب کیرشو ریخت توی کسم اغراق نکردم . طوری از انزال گودرز کیف می کردم که برام همون لذت ارگاسم خودمو داشت . اون ول کنم نبود . منو بر گردوند . کونمو غرق بوسه کرد . نوک کیرشو به کونم مالید -نههههه خواهش می کنم کون نه . جرم میدی شوهرم می فهمه . با این حال گذاشتم که سر کیرشو به سوراخ کونم بماله و حال کنه . بعد خودم برگشتم و همون کیر خیس رو گذاشتم توی دهنم و واسش ساک زدم تا  کونم ازسرش بپره . ولی اوف اوف چند قطره از اون ته مونده های آبش توی دهنم خالی شد و می خواستم تف کنم واسه این که ناراحت نشه تو دهنم نگه داشتم  که یواش یواش حل شد و دیگه این گودرز هم نگاش به من بود و خود به خود قاطی آب دهن همه رو خوردم . بازم منو گایید و کیرشو کرد توی کسم این بار از همون اول با سرعت کارشو کرد ولی قطع و وصل می کرد . دو تایی مون رفته بودیم توی هم . همه جامو می بوسید و بالاخره یک بار دیگه منو به ارگاسم رسوند . وقتی داشت می رفت صداش کردم که وسایلتو نبردی گفت باشه فردا می برم .. خوشم اومد از این پررو بازیش .. منم در جواب گفتم وسایل زیاده یه خورده شو هم باید پس فردا ببری .. سه روز پشت سر هم با هم بودیم . دیگه به کیرش عادت کرده بودم . .. هیجان می خواستم . اعصابم راحت شده بود . دیگه پیام نمی تونست به من زور بگه . پیام از سفر بر گشت . همون شب اول دیدم خیلی حشریه .. من خیالم نبود -چته چه خبر شده پروانه می بینم خیالت نیست .. زود باش بریم توی رختخواب .. -اگه می خوای مثل اون وقتا حالمو بگیری من نمی خوام . باید حسابی بهم حال بدی .. -برات سور پرایز دارم عشقم . کیرم الان چند روزه کاری نکرده تشنه تشنه شه -پیام ! منو مسخره نکن . تو که این چند روز آخر نصفه کاره ول می کردی .. خلاصه دو تایی مون لخت شدیم و شروع کرد به تعریف کردن واسه من .. یه روزی روز گاری یه زنی بود که اولش سختش بود به شوهره خیانت کنه ولی شوهره  بهش نرسید و هواشو نداشت و بهش حال نداد وقتی که رفت سفر زنه یکی رو به عنوان دوست پسر میاره خونه و چند روز باهاش حال می کنه .. اون زنه دیگه عادت می کنه . این دفعه که میره سفر دو تا مرد میان اونو می کنند . دو تایی دستمالیش می کنن یکی میذاره توی کونش و یکی میذاره توی کسش .. زنه داشت به این فکر می کرد که دفعه بعد که شوهره بره سفر حتما سه نفر میان اونو می کنن .. وقتی این حرفا رو می زد داشتم هوس می کردم که کاش برسه یه وقتی که دو تا مرد منو بکنن . باشه بازم شوهرمو می فرستم ماموریت این بار دیگه داره راه و چاه کارو یاد می گیرم . قاچاقی حال کردن وسر شوهر رو کلاه گذاشتن خیلی کیف میده .. در همین لحظه در اتاق که نیم باز بود تمام باز شد و ساسان شوهر روجا که اونم کارمند شرکت من بود کیر به دست و کاملا بر هنه اومد توی اتاق من می خواستم در برم که پیام با کف دست گردنمو به طرف تشک فشار داد و با خشونت منو صاف رو تخت نگه داشت .. -جنده الان می خواهیم دو تایی بکنیمت . -بی غیرت . من این کاره نیستم . من بهت خیانت نمی کنم .. راستش من دوست داشتم بدون این که پیام بفهمه برم زیر کیر یکی دیگه . اون جوری هیجانش بیشتر بود . تازه ساسان کار مند من بود .. ولی کیر و هیکل بدی هم نداشت . نمی خواستم اون تابوی بین من و پیام شکسته شه و تابویی که بین من و ساسان وجود داره .  اون دفعه شوهرم به من راجع به سکس گروهی گفته بود قبول نکرده بودم .. پیام به ساسان گفت برای لحظاتی بره بیرون .. یه فلش   وصل کرد به کامپیوتر ..- پس تا حالا به من خیانت نکردی ;/;.. صحنه های گاییده شدن من در سه روز بر روی این فلش بود .. صدا ها کاملا واضح و بدون حذف وجود داشت .. اما فیلمها خیلی پرش داشت و تنظیمشون دقیق نبود ولی خیلی جاها گاییده شدن به خوبی نشون داده می شد .. -حالا خفه میشی یا خفه ات کنم . اشکم داشت در میومد . ولی به خودم گفتم حالا که این طور شد و تو خیالت نیست منم خیالم نیست .. اولش سختم بود ولی وقتی که حس کردم گودرز نامرد ونفوذی هم منو کرده رفتم رو کیر ساسان نشستم و شوهرم از پشت کرد توی کونم .. -آخخخخخخخ این کیر تو جرم داد . -شانس آوردی گودرز توی کونت فرو نکرد . .. زندگی من اگه می خواست این جوری باشه شوهر می خواستم چیکار کنم . البته شوهر داشتن و این کارا رو کردن این مزیت رو داره که دردسری به وجود نمیاد . همسایه ها فضولی نمی کنند .-آخخخخخخ ..اووووفففففف -خانوم مدیر! من همیشه آرزوم این بوده که شما رو بکنم . پیام خیلی خوش شانس بود که شما به تورش خوردین .. -ببینم اگه یکی دیگه زنتو بکنه تو ناراحت نمیشی ;/; دیدم با دست اشاره می زنه به جایی .. ووووووییییی روجا کاملا بر هنه اونجا وایساده بود -عزیزم خانوم مدیرو زود تر راضیش کن که باید بیایین منو بکنین .. داشتم دیوونه می شدم .. حالا دیگه راحت میون دو تا کیر می تونستم جیغ بزنم . دیدن روجا به من آرامش خاصی داده بود . آخ که هرزه ها چه حالی با هم می کنند . وقتی که همه شون می دونن هرزه ان .- ساسان تند تر .. کوسم داره از جاش می پره .. روجا اومده بود کنارم .. -لب لب .. لب بده روجا همو مثل زنای لز بین می بوسیدیم . به سینه هام دست می زد .. -تموم شد .. حالم جا اومد .. دو تایی شون ریختن تو سوراخام .. تختمون خیلی  جا دار بود رفتم ته به دیوار تکیه دادم . حالا دیگه از این که کیر پیامو توی کس یه زن دیگه می دیدم ناراحت نبودم .. این بار پیام کرده بود توی کس و ساسان هم کرده بود توی کون زنش . -دیدی پروانه جون ;/; این جوری چقدر حال میده !اینو هم یادت باشه ما خودمون هستیم و خودمون . دیگه خارج از دایره کار نمی کنیم . اون اتفاقی که برات افتاد و موردی هم که داشتی قابل چشم پوشیه فقط به این دلیل بود که برای پیوستن به جمع ما بهانه ای نداشته باشی . .. -خیلی شیطون و زبلین شما ها .. ساسانو نمی دونم ولی می دونستم که پیام احتمالا با زنای دیگه هم رابطه بر قرار می کنه ولی واقعا کیف داشت . عیبی نداره منم می تونم وقتی پا داد برم با مردای با کلاس حال کنم . مجبور نیستم که اونا رو بیارم خونه خودم . خودم میرم خونه اونا .. ولی حالا امشبه رو عشق است . دو تایی کوس و کون روجا رو به رگبار بسته بودند . این بار این من بودم که اومدم به کمکش و تا تونستم بهش حال دادم . اونم دستشو گذاشته بود روی کس من .. چه جور با هم حال می کردیم . خلاصه اونو هم سبکش کردن .. . لز هم واسه خودش یه حالی داشت و نمی دونستم . کارمون که تموم شد مردا شام شام می کردند .. که اونا رو فرستادیم برن بیرون غذای آماده بیارن و خودمون افتادیم به جون هم . انگاری این دیگه یه مدل دیگه اش بود . اعصابمون آروم بود و سکس روی سکس شده بود و لذت روی لذت ..ولی نمی دونم چرا نمی تونستم کیر گودرز رو فراموش کنم ….. پایان .. نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها