داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

بابا بخش بر چهار 41

-الهه می دونی داری چیکار می کنی ;/; -آره بابا من می دونم دارم چیکار می کنم . تو می دونی من دارم چیکار می کنم ;/; اگه نمی دونی توضیح بدم .  امان از دست این الهه که منو از رو برده بود . مثلا من رفتم یه تذکر بهش بدم که این قدر شلوغش نکنه . دهنشو گذاشت رو بیضه هام .  دیگه خیلی راحت خود کار شده بود و هر جوری که می خواست باهاش کنار میومد . زبونشو کشید روش . بعد با جفت لباش پوست کیرمو به طرف دهنش می کشید . هر چند گاهی اگه میک زدنش با فشار صورت می گرفت یه درد خفیفی در بیضه هام حس می کردم ولی طوری لذت می بردم که به نظرم میومد که کیر شق شده من همچنان داره روبه جلو حرکت می کنه و دراز تر میشه . -اووووووففففففف الهه ..الهه .. کیرم داره می ترکه داره می ترکه .. من فقط باید اونو فرو کنم توی کست .. بیارش .. بیارش .. اون تنتو بیار . من می خوام . کستو بده .. زود باش .. زود باش و.. -چی شد بابا تو که نمی خواستی ;/; .. نمی دونم چم شد یهو اون بدنشو به اون فرم دیده بودم . حالا لاله زنبوری هاش درشت بود . بهش گفتم که قمبل کنه تا همراه با دیدن این صحنه ها بتونم با لذت بیشتری کیرمو توی کون یا کسش فرو کنم . چه هیکل نازی پیدا کرده بود . موهای بلندش رو کمرش ریخته بود . رنگ این لباس مشبک مشکی بود که به پوست سفیدش خیلی میومد . نگاه کردم تا ببینم از کدوم روزنه می تونم کیرمو فرو کنم توی کسش . می تونستم یکی دو تا از این خونه ها رو پاره کنم و کیرمو فرو کنم به هدفی که دلم می خواد ولی حیفم میومد بالاخره اون روزنه ای رو که دوست داشتم پیدا کردم . کیرمو از همون مسیر کون فرو کردم که بره به طرف کسش . هر چند در بر گشت با قسمتی از پارچه لباسش که به شکل نخ کلفت بود بر خورد می کرد . اون قسمت رو با دستم به دو طرف باز ترش کرده تا کیرم آزادانه تر توی کس دخترم حرکت کنه -آخخخخخخ پدر پدررررررر دوستت دارم .. بزن .. کیرت رو بزن تا ته کسسسسم بره .. اگه بدونی دیشب چقدر خوابشو دیدم . تمام صحنه های دیروز رو مجسم می کردم . می دیدم که چه جوری داری منو می کنی . باورم نمی شد . ولی سراسر خواب لذت بود و هوس . همه اون کارایی رو که کرده بودی عینشو توی خواب هم دیدم . -ببینم تو که حالت بد بود -چه ربطی داره . حالا کارت رو بکن . دستمو به سینه هاش رسونده . از پهلو با اون اندامش ور می رفتم . -اووووووههههه نههههههه نهههههه پدر .. پدر سینه هام داری باهاش چیکار می کنی .تو  منوکشتی . بابا نهههههه نهههههههه کسسسسسم کسسسسسسم سینه هام .. نگاه کن . نوکش چقدر تیز شده .. بکش بیرون .. بیا دو تایی مون لخت شیم . این جوری بیشتر حال میده . زود باش بابا …. زود باش .. من می خوام . می خوام . نمی تونم نمی تونم .. -دختر پاک گیج شدی . بازم خوبه که من دیروز بهت رسیدم . اگه نمی کردمت چی می گفتی . تو که می دونی بابا چقدر به فکر ناز گل خودشه .. -اوووووخخخخخخ نهههههههه پدر پدر باز منو یادم ننداز . ناز گل تو الناره . تو که منو دوست نداری . عشق تو همه چیز تو اونه . -اگه این طوره پس چرا من هنوز اونو نگاییدم -به موقعش اونو هم می کنی . این بابای حریصی که من می بینم فکر کنم ما چهار تا دخترا کمش باشیم . -از دست شما من چی بگم . تو که همین حالا شم به الناز حسادت می کردی که نکنه من اونو کرده باشم . -اگه همین قدر هم نباشه چیکار کنم . طبق گفته خودت اون دخترته . از دست ما چه کاری ساخته هست . ولی حقشو بخوای دختر بزرگه بهتر می تونه هوای بابا رو داشته باشه . من و الهه خودمونو کاملا برهنه کردیم و خیلی راحت تر می تونستم اونو در اختیار داشته باشم .-آخخخخخخخ دوستت دارم دوستت دارم دخترم . عشق من الهه ناز من . الهه مقدس من -بگو بگو .. پدر گل من این حرفا رو بازم بزن . بگو که دوستم داری . بگو که کیرت مال منه . بگو که باید این لحظه ها رو باور کنم . این لحظه های خوش عشق و هوسو باید که باور کنم . دوستت دارم . دوستت دارم . کیر من حسابی اون اطراف آبشار به راه انداخته بود . دور و بر کس دخترم با قسمتی از کونش خیس خیس شده بود -اوووووویییییی نههههههههه .. سوختم . سوختم . محکم تر بزن خلاصم کن . آتیش گرفتم . -الان خنکت می کنم . خودم خنکت می کنم . خودم فدات میشم الهه . کستو می خورم . نازتو می خورم -بگو بگو بابا بازم بگو …. ادامه دارد … نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها