داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

اعتیاد به مالیدن کیر (۴)

…قسمت قبل

فردای اون روز فکرم خیلی قر و قاطی بود. از یه طرف تصاویر شیمیل ها با کیر دراز و سفت شده و از طرف دیگه ترس زیاد از اینکه بچه ها تو مدرسه بر چسب کونی بهم بزنن. علیرغم این ترس کنجکاوی زیادی داشتم تا بدونم وقتی یه کیر تو کون یه شیمیل میره چه لذتی میبرد که کیرش اونطور که تو فیلما دیدم شق میشه. اون روز دیگه نتونستم پویا رو از سرم وا کنم با حسین قراری برای فردا گذاشتم و با پویا باهم رفتیم سینما و هرکی برای خودش جق زد. من تمام مدت به جای نگاه کردن فیلم روی تبلت، زیر چشمی نگاهم به کیر پویا بود و تمام فکر و هوسم پیش حسین.
روز بعد رسید و من بی صبورانه منتظر تعطیل شدن مدرسه بودم تا با حسین بریم توالت. قبلش حسین گفت “علی بریم تو کابین های جدا تا اول کونمون و تخلیه کنیم و بعد با هم بریم تو یه کابین.”
یه کمی از کون دادن یا کون کردن ترسیده بودم و به حسین گفتم “حسین من نمیخوام کون همدیگه بگذاریم. همون مث دفعه قبل همدیگه رو بمالیم خوبه” حسین جواب داد “باشه هر جور میخوای ولی برو با این حال تخلیه کن که اگه یوقت نظرت عوض شد…”
تخلیه کردیم و بعدش هر دو رفتیم تو یه کابین. حسین گفت “علی فیلمای شیمیل ها که پریشب برام فرستادی محشر بودن” جواب دادم:
-“با فیلما جق زدی؟”
-“اوف آره. دیوونم کردن. رو گوشیت داری که دوباره نگاه کنیم؟”
-“آره بیا”
گوشیمو در آوردم و هردو چسبیدیم به هم و شروع کردیم به نگاه کردن. یک دقیقه نکشید که شلوار هردومون رو مچ پامون بود و کیرامون تو دستمون.
-“حسین بیا مث دفعه قبل بمالیم به هم”
-“پس لخت بشیم. بیشتر حال میده”
حسین پیراهنش رو و من تی شرتمو در آوردم و هردو لخت لخت همدیگه رو سفت بغل کردیم. دستای من دور شونه های حسین بود و دستای حسین دور کمر من. سینه های لختمون چسبیده بود به هم و کیرامون رو شکممون لیز می خوردند. از تماس بدنم با پوست لخت حسین لذت میبردم. پوستش داغ و نرم بود. هردو عرق کرده بودیم و پوست حسین برق میزد. گونه هامون میمالید به هم و نفس گرم حسین رو روی گوشم حس میکردم. سرم رو خم کردم و صورتمو چسبوندم به گردن حسین. لبای خیسم رو پوستش لیز خورد و تا شونه هاش رفت. از شونه حسین خوشم میومد، برآمده و عضلانی بود. شونه حسینو لیسیدم. شور بود. دوباره و سه باره لیسیدم تا مزه شور از بین رفت.انقدر لیسیدم که شونه حسین حسابی خیس شد، من صورتمو مالیدم به شونه خیسش. زبون و لبای حسین رو روی گردن تا لاله گوش و حتی گونه هام حس میکردم. داشت با حرارت پوستم رو میبوسید و هر بار روی گونه هام بیشتر جلو‌میومد تا رسید کنار لبم. میتونستم چی میخواد و مقاومتی نکردم و حتا به نشونه لذت سرم رو کمی به عقب خم کردم. لبای خیس حسین روی گونه هام لیز خورد و یهو لبای حسینو روی لبام حس کردم. بوسه ای در کار نبود، فقط لباشو میمالید روی لبای من و بعد آمد پایین تر و چونه منو لیسید و زبونش روی گردنم لیز خورد و تا سینه هام آمد پایین. حسین دو بار این مسیرو طی کرد: از مالیدن لباش به لبام تا لیسیدن گردنم تا سینه ها. دفعه سوم روی لبام بیشتر معطل شد و شروع کرد به لیسیدن لبام. واقعیت اینه که از تماس لبهای حسین لذت میبردم دهانم بی اختیار نیمه باز شد و زبون حسین وارد دهنم شد و پیچید به زبون من. بی اختیار و با ولع عجیبی شروع کردیم به بوسیدن همدیگه. اولین بوسه هایی بود که از کسی میگرفتم و لذت مست کننده ای داشت. در این ضمن بدن های لختمون مثل دوتا مار پیچیده بود به هم. کیر حسین میمالید به شکم و کیر من. حسین یه پاشو آورد بالا وسط پاهای من. حالا رون حسین لای پای من زیر خایه هم بود. شروع کردم روی رون حسین عقب جلو رفتن، کون و زیر خایه هام می کشید روی پای حسین. دیدم داره آبم میاد و حیف بود. مالیدن رو متوقف کردم و در گوش حسین گفتم “لاپایی بزاریم#34; و بلافاصله پشتم رو کردم به حسین. کیرش لغزید روی لمبرای کونم. کمرم رو قوس دادم و منم شروع کردم به مالیدن کونم به کیر حسین. نمیدونم چقدر این مالیدن طول کشید تا حس کردم کیرش وسط پاهامه و عقب جلو میره. و دوباره لذت عجیب و غریب مالیدن سر کیر روی سوراخ کونم. حسین دوتا دستشو آورده بود جلوی من و داشت سینه های منو میمالید. احساس شیمیل بودن داشتم و حس میکردم حالت بدنم، تکون خوردنم، لذت بردنم همه کاملا زنونه است و این از شهوت دیوونم میکرد. حسین در حالی که کیرش وسط پاهام بود و داشت سینه هامو میمالید شروع کرد به بوسیدن و لیسیدن پشت و گردنم. دلم میخواست این حس مست کنندهٔ زن بودن رو بیشتر تجربه کونم و حسین کیرشو وارد بدنم کنه. گفتم:
-“حسین میذاری تو ببینم چجوریه؟”
-“آره، یه کم خم شو به جلو”
حسین تو دستش تف کرد و مالید به کیرش و بعد فشار سر کیرشو روی سوراخم حس کردم. فشار بیشتر و بیشتر شد و سر کیرش کمی داخل شد. درد عجیبی در سوراخ کونم حس کردم و به حسین گفتم. حسین گفت اولش درد داره وقتی رفت تو درد از بین میره. حسین فشار میداد و درد من بیشتر میشد تا حدی که دیگه تحمل نداشتم. به حسین گفتم بیاد بیرون. حسین سر کیرشو کشید بیرون و چند ثانیه بعد درد قطع شد. فکر کردم یه جور دیگه حس و حال زن بودن یا شیمیل بودن رو با حسین تجربه کنم. برگشتم لحظه ای بدن لخت حسین و کیر شق شده اش رو نگاه کردم و تصمیم گرفتم مث یه زن کیر حسینو بخورم. بغلش کردم و بدنهای لختمون چسبید به هم و همدیگه رو با ولع بوسیدیم. همونطور چسبیده به حسین روی پوستش لیز خوردم و بتدریج آمدم پایین. صورتم با فشار میمالید یه گردن، سینه ها و بعد شکم حسین تا اینکه صورتم چسبید به کیرش. تا میتونستم صورتمو مالیدم به کیرش. حس میکردم که خیلی شق کرده، کیرش سفت سفت بود و روی صورتم از یه گونه به گونه دیگه می غلطید. با زبونم لبهامو حسابی خیس کردم و مالیدمشون روی کیر حسین از پایین تا بالا. مقداری آب شفاف و لزج از سر کیرش بیرون آمده بود که با لبام جمعش کردم و خوردم. خوب که لبامو مالیدم شروع کردم به لیسیدن. مث قحطی زده ها لیسش زدم همونطور که زن‌ها یا شیمیل ها تو فیلمای پورن لیس میزنن. کیر خودم حسابی شق شده بود. بازم آب لزج و شفاف رو که از کیر حسین می آمد لیسیدم. یه کم مزه شاش میداد، لابد با شاش قاطی شده بود. سر کیر حسینو کردم تو دهنم و شروع کردم به مکیدن، دلم میخواست هر چی از کیرش بیرون میاد رو بخورم. چند بار کیرش رو تا ته حلقم فرو کردم و ناله لذت حسین رو شنیدم. به تناوب براش یا با دست جق میزدم با میخوردم و میلیسیدمش. چه لذتی داشت حس زن بودن. یه کم نیم خیز شدم و مث یه زن کیر حسینو مالیدم به سینه هام. دلم میخواست مث زن‌ها سینه هامو با آب کیرش بمالم و بعد انگشتامو لیس بزنم. با حالت التماس و صدای آهسته گفتم “حسین تو رو به خدا آب کیرتو بریز رو پستونای من”. بلند شدم و لبهامو چسبوندم به لبای حسین زبون هامون با هم قاطی شد. بوسه که تموم شد گفتم “دهنم مزهٔ کی تو رو‌میداد نه؟” حسین گفت “آره” و دوباره با شهوت منو بوسید و صورتمو لیسید. روبروی هم بودیم و صورتهامون چند میلیمتر بیشتر با هم فاصله نداشت، با چشمهای نیمه باز از لذت همدیگه رو نگاه میکردیم و کیر هر کدوم تو دست اون یکی بود. به خودم گفتم شاید نشنیده و دوباره گفتم “حسین تو رو به خدا بیا آب کیرتو بریز روی پستونای من”. از اینکه بگم “پستونای من” خوشم میومد. حسین جواب داد “باشه ولی تو هم بریز رو سینهٔ من”. گفتم “باشه باشه به خدا هر کاری که تو بخوای میکنم”
دوباره زانو زدم و مشغول جق زدن و لیسیدن کیر حسین شدم. هر چند دقیقه کیرشو میکردم تو دهنم و با آب دهن حسابی خیسش میکردم و بعد با دست براش جق میزدم. یهو حسین دستاشو گذاشت روی سر من و شروع کرد تند تند عقب جلو رفتن. کیرشو از دهنم در آوردم و براش با دست جق زدم. نیم خیز شدم و سر کیرشو به سینه هام نزدیک کردم. حسین ناله های خفیف میکرد و بدنش تکون میخورد و یکهو آب کیرش پاشید روی پستونای من. آبش انگار تمومی نداشت از چانه و گردن تا تمام سینه ام رو خیس کرد. وقتی آروم گرفت من چشمامو بستم همونطور نشسته روی زمین شروع کردم به مالیدن آبش روی پستونام. لذت انقدر زیاد بود که فک کردم ممکنه همینطوری آبم بیاد. بلند شدم و به حسین گفتم “بیا” حسین دستشو مالید به سینه من و کمی از آب کیرش برداشت و مالید به کیر من و نشست زمین و برام جق میزد. آب من سریع آمد چند قطره روی صورت حسین و بقیه اش روی سینه اش. هنوز کیر هر دو شق بود. حسین بلند شد و من رو بغل کرد و دوباره چسبیدیم به هم. سینه هامون میمالید به هم و آب کیرامون مخلوط میشد. چند قطره از آب کیرم رو از روی صورت حسین لیس زدم و قبل از اینکه قورتش بدم لبام رو گذاشتم رو لبای حسین و با ولع بوسیدمش. مزه لبها، زبون و آب دهن حسین با مزه آب منی قاطی شد. چه بوسه طولانی بود. دلم نمیخواست تموم بشه. دلم میخواست ساعتها همونطوری چسبیده به هم و لب روی لب بمونیم. نمیدونم چقدر زمان گذشته بود که به خودمون آمدیم. حسین گفت خودشو تمیز نمیکنه چون تابستونه و سینه اش زود خشک میشه و وقتی رسید خونه صاف میره حمام. منم گفتم همین کار رو‌میکنم. حسین گفت
-“علی وقتی رفتی حمام حسابی بشاش روی خودت، رو سینه هات، خیلی حشری میشی”
گفتم:
-“تو این کارو میکنی؟”
-“آره. شاشیدن من و خیلی حشری میکنه”
-“از چی حشری میشی؟”
-“از گرمای شاش از بوی شاش و از مزه اش”
-“باشه. قول میدم امشب امتحان کنم. فردا خبرش رو بهت میدم”
از مدرسه به طوری که از دفتر مدیر دیده نشیم زدیم بیرون. قبل از جدا شدن حسین گفت “علی فردا میایی بذاری تو سوراخ من؟” گفتم “حسین خیلی درد داره ها” گفت “میدونم. نگران من نباش. من دردم نمیاد. باشه؟” گفتم “باشه.حالا تا فردا”

ادامه…

نوشته: Mirilop

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها