داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

از بندر تا منجیل (۲)

…قسمت قبل

سلام
قبل از شروع داستان موردی رو در خصوص قسمت قبلی (۱) داستان بگم :

ادبیات کلامی بین پسرهایی که خیلی با هم رفیق هستند و کس کلک بازی زیاد داشتند با هم شاید در نظر عامه کمی بی ادبانه باشه ولی در کل عمق دوستی بین نفرات رو بیان می‌کنه ولی چون مخاطبین عزیز شاید خیلی با این نوع رفتار ارتباط برقرار نکنند من روایت قسمت دوم رو با ملاحظه بیشتری نقل میکنم .
پس از سکس من و میلاد با آزاده دوست دختر حاج ولی شایدم زن صیغه ایش ، بعد از خوردن شام به پیشنهاد آزاده رفتیم دوش بگیریم . واقعا خدا این دختر رو بی نقص خلق کرده بود کون خوش تراش سینه های گرد نوک بالا و کمر فوق العاده باریک پوست سفید و چهره زیبا هوش از سر هر بیننده‌ای میبرد ، مخصوصا منی که خیلی وقت بود سکس نکرده بودم و خیلی هم هات و شهوتی هستم توی حمام پس از لیف زدن بدن آزاده از پشت بغلش کردم و زیر دوش آب گرم شروع کردم لیس زدن گردن و خوردن گوشش هم زمان دو تا سینه هاشو میمالیدم و از پایین کیرم رو روی خط کونش جلو عقب میکردم بعد از چند دقیقه به اتفاق وارد وان جکوزی داخل حمام که تازه آبش پر شده بود شدیم و من ، علی رغم اینکه میدونستم آزاده کارش سکس کردنه و بخاطر تجارب سکسیش خیلی خطر سکس بدون کاندوم باهاش زیاده ولی چون عقلم کمپلت دست کیرم بود و شهوت قفلم کرده بود بدون ملاحظه پاهاشو انداختم روی شونه هام و با سر رفتم توی دروازه بهشتش که کاملا تمیز و خوردنی بود بخاطر آب داخل وان امکان خوردن کوسش نبود بیخیالش شدم سر کیرمو روی کوسش چند بار مالوندم و تا دسته چپوندم توش و در حالی که به سختی پاهامو دو طرفش جا دادم کل بدندشو کشیدم روی خودم و تو حالت کاملآ نا متعادل شروع کردم به تلمبه زدن .
اثر قرص تازه مشخص شده بود و هیچ اتفاق هیجانی از ارضا شدن و نداشتم ، چند دقیقه بعد کاملا قفل شده بودیم به هم و من فقط لبش رو می‌خوردم بادست راستم روی سوراخ کونش رو میمالیدم ، با صدای میلاد به خودم اومدم گفت پاشو دیر وقته بزار منم یه حالی بکنم زود بریم ، با اکراه از آزاده جدا شدم دوش گرفتم و در حالی که زیر لب غر غر میکردم از حمام خارج شدم تا میلاد به کارش برسه .صدا یخ تو لیوان نوشابه که به دیوارهای لیوان برخورد می‌کرد و نسیمی که از دریا به سمت ویلا میوزید با خیسی تنم احساس خنکی خوبی رو توی اون هوای شرجی بهم میداد مثل آدمای مست روی ابرا بودم وقتی آمدم توی حیاط سیگارمو روشن کردم و سعی میکردم تو لحظه فقط به حال خوشم فکر کنم و از همه چیز رها باشم و لذت ببرم هنوز کیرم شق بود و توی شرتم خود نمایی میکرد یه دستی روش کشیدمو برگشتم تو سالن آزاده و میلاد هنوز تو حموم بودند و صدای جیغ و دادشون میومد که یه هو درب حموم باز شد و آزاده با بدنی کف آلود در حالی که خیس آب بود به سرعت خارج شد و به قسمت اتاق خوابش رفت میلاد هم پشت سرش دست به کیر میدویید و انگار تو مرحله از کون کردن آزاده خانم دردش گرفته بود و فرار رو به قرار ترجیح داده بود ولی نمی دونست که میلاد اصلا کم نمیاره و ول کن ماجرا نیست ، منم با خنده بسمتشون رفتم و آزاد داد میزد از کون نمی‌دم و میلاد هم قسمش میدان که فقط همین یه بار در حالی که میلاد به آزاده از پشت چسبیده بود سعی میکرد کیرشو با آب دهانش خیس کنه و آزاده رو دمر روی تختش انداخته بود و کون قلمبه آزاده رو بین دو تا پاهاش قفل کرده بود سعی داشت سوراخ کونش و فتح کنه ولی آزاده مثل اسب سرکش خودش و بالا پایین میکردو نمیزاشت میلاد اصلا تو حال خودش نبود و محکم روی لپ کون آزاده میزد و داد میزد جنده خانم باید کونتو امشب پاره کنم کم کم خنده های آزاده تبدیل به التماس شده بود و صدای میلاد هم بدون توجه به التماس های آزاده داد میزد جنده خفه شو و شل کن فقط منم که خسته شده بودم از خشونت تو رابطه جنسی اصلأ خوشم نمیاد سعی کردم با پوشیدن لباسام از خونه بزنم بیرون چشمم به موبایل میلاد افتاد که روی میز بود نمی‌دونم چرا ولی گوشیش رو برداشتم و بردم انداختم رو تخت آزاده ، کیرم خوابیده بود و حسم بکلی رفته بود دیگه داشتم کلافه میشدم به میلاد گفتم داداش من میرم بیرون کارت تموم شد بیا منتظرتم گوشیت هم رو تخته ولی مطمئن نبودم توی اون حال و احوال ش متوجه حرفم شده بود یا نه یه تشکری هم از آزاده کردم .
وقتی از درب حیاط خارج شدم هنوز صدای جیغ زدن ای آزاده میومد من به سمت ماشینم رفتم چند دقیقه ای گذشت و من ساعتمو چک میکردم آهنگ هایده هم با ریتم قشنگش تو فضای پخش میشد تو همین حال و هوا بودم که یهو متوجه شدم یه ماشین شاسی بلند مشکی با شیشه های کاملا دودی جلو درب پارکینگ خونه آزاده توقف کرد وقتی دیدم چراغ ریموت بالای پارکینگ شروع به چشمک زدن کرد گفتم یا خدا حاج ولی برگشته و میلاد هنوز توی خونه است ، یه لحظه خون به مغزم نمیرسد و سرم گیج رفت ،کاملا هنگ بودم وقتی ماشین رفت تو پارکینگ با دست پاچگی شماره میلاد و گرفتمو منتظر شدم ، ولی چرا دیر زنگ می‌خورد این لعنتی بعد از چندین بار بوق خوردن و قطع شدن منم فقط شماره میلاد و میگرفتم باور کنید اون چند لحظه بنظرم چندین ساعت می آمد تا صدای میلاد و شنیدم داد زدم حاج ولی آمد تو خونه میلاد فرار کن ، میلاد گفت چی میگی داداش کارم تموم نشده گفتم الاغ شوهرش آمد تو خونه گفت الکی میگی گفتم فرار کن تا به گا نرفتیم و گوشی رو قطع کرد نمی‌دونم چقدر گذشت و من از استرس مردم و زنده شدم تو ماشین روشن پام رو گاز بود و منتظر تا فلنگ و ببندم ، نه میشد زنگ زد نه کاری از دستم بر می آمد دست و پام به شدت تکون میخورد لامصب چرا میلاد نمیاد آخه ، اگه گرفته باشنش چی ؟؟؟!!! نکنه بلایی سرش آورده باشن !!! باور کنید مثل اسپند روی آتیش بودم تا اینکه درب خونه آزاده باز شد و میلاد که فقط یه زیر پوش تنش بود بدون کفش از در خارج شد منم با چندتا سو بالا پائین چراغ ماشین راهنمایش میکردم سمت خودم میلاد مثل گوله آمد سمت ماشین , احساس دزدایی رو داشتم که رفتن یه طلا فروشی رو مسلحانه خالی کردند و پلیس هم پشت سرشون داره تعقیبشون می‌کنه هنوز میلاد کامل سوار نشده بود که من گازش و گرفتم یعنی اگه حاج ولی می‌گرفت میلاد و تا صبح ترتیبشو میداد شانس بیشتری برای زنده بودن داشت تا اون لحظه ای که من گاز ماشین و گرفته بودم و داشتم فرار میکردم ، خدا خیلی بهش رحم کرد بعد از دور شدن از محل یک کم خیالم راحت شد و از سرعتم کم کردم جلو یه دکه وایسادم تا سیگار و آب بگیرم ، میلاد سرش بین دو تا دستاش بود هنوز تو شوک بود بدبخت نه حرف میزد و نه بالا رو نگاه میکرد بچه خایه فنگ شده بود هر چی عشق و حال کرده بودیم تو نیم ساعت تبدیل به کابوس مون شده بود بطری آب رو گرفتم سمتش گفتم یه ذره آب بخور صاف نشست و بطری آب و ازم گرفت و یه کله سر کشید گفت عجب شانسی آوردیم دو تا سیگار روشن کردم و یکیش و دادم بهش گفتم چی شد حاجی رو دیدی گفت وقتی نور چراغ های ماشین و دیدم تازه باورم شد به آزاده گفتم حاجی امدش و از روش پریدم آزاده داد زد برو تو پاگرد پله های بالا ، منم گوشیمو برداشتم دویدم سمت رختکن حمام و هر چی دم دستم بود برداشتم و چپیدم تو پا گرد پله های بالا تا حاجی و رانندش وارد ساختمون شدند نفهمیدم چجوری در رفتم گفتم خدا رو شکر به خیر گذشت .
خاطره اون شب و اون سکس هیچوقت از یادم نمیره هنوزم بعد از گذشت سالها اگه جایی برنامه داشته باشم همش انگار منتظرم یه اتفاقی بیفته شاید در ظاهر آروم باشم ولی درونم آماده باش صد درصده
امیدوارم از این خاطره لذت برده باشید .

نوشته: هیچکس

دسته بندی:

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها