داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

اتوبوس هوس 44

این که اتوبوس نبود . شده بود جنده خونه . خیلی با حال بود . حالا این جوری همه می تونستن با هم احساس صمیمیت بکنن . وقتی چیزی به نام سکس بینشون حل شده باشه دیگه بقیه مسائل مفهومی نداره . هنوز تا رسیدن به اونجاش خیلی راه بود . فعلا تا همین حد , بی پر وایی هم خیلی شجاعت و اراده می خواست که همه این افراد نشونش داده بودند . -اکبر آقا  اون فلش قرمزه رو که تو داشبورده بذار بخونه .. آهنگهای با حال سکسی ایرونی و خارجی درش ضبط شده بود .  دیگه فضا رو کاملا طبیعی کرده بودیم . به قول برادرا و خواهرای معروفه سوپر آلودگی صوتی ایجاد کرده بودیم .. فریده هم از این که کنار شوهرش اکبر داره  با نگین  حال می کنه عین خیالش نبود . -عزیزم .. رویا فدات شم کمرت درد گرفت خسته شدی .. اون این جوری راضی تر بود . انگاری داشت بیشتر حال می کرد و لذت می برد . اکبر دوست داشت یه گوشه دنجی تر مز بزنیم و بتونیم دسته جمعی راحت تر حال کنیم . چون این جوری این که هم رانندگی کنه و هم حواسش به نگین باشه سختش بود . خلاصه رسیده بودیم نزدیک آمل .. کنار یکی از این جنگلها و رود خونه ها که حاشیه امنی هم داشت ایستادیم .. به اکبر گفتم فقط حواسمون به این باشه که یه ماشین دیگه هوس نکنه که بیاد و کنار ما وایسه .. حالا دیگه دسته جمعی توی اتوبوس مشغول بودیم . سرمو که بالا گرفته دیدم این شورتا و سوتین های خانوماست که یکی یکی داره به گوشه و کنار و اطراف پرت میشه .. یه ندایی به معین داده گفتم یه ندای عمومی بده که اینا رعایت کنن که پیدا کردن و جمع کردن اینا سخته . از طرفی این کار بهداشتی نیست و ممکنه سبب آلودگی و بیماری شه و تازه ممکنه جا به جایی شورت انجام بگیره و یکی اشتباهی مال یکی دیگه رو پاش کنه .. -ببینم ایمان جان همه اینایی رو که واسه من تعریف کردی بلند شو به اینا بگو .. الان موقع بکن بکنه .. میدان جنگه ..  داریم شمشیر بازی می کنیم . کی الان حواسش به این هست که چی کجا میفته ;/; خرشون از پل که گذشت می گردن یکی یکی وسایل خودشونو پیدا می کنن . برو شکر کن که اینا خودشونو گم نمی کنن . الان هم که هر کی هر چی داشته رو در آورده .. جوووووووووون این تن و بدن فریده رو هیشکی نداره . خوش به حال اکبر آقا …..اکبر : داداش معین خیرشو ببینی .  خیلی با مرامی داداش . خوشحالم که از کس و کون زنمون خوشت اومده . راضیم اصلا با خودت ببریش .. -اوخ اگه عیال بقهمه کیرمو قطع می کنه .. – ای که هی . بازم مرام فریده رو .. یه نگاهی به فریده انداختم . اون غرق هوس و لذت فرو رفتن کیر معین توی کسش بود و هنوزم نشون می داد که تا حدودی این شرمو که در کنار شوهرش داره با یه مرد دیگه حال می کنه حس می کنه . -اکبر جون فدات شم عجب جای با حال و با صفایی نگه داشتی . کنار رود خونه ای که از این با حال تر نمیشه .. اکبر : از خانوما و آقایون تقاضا میشه  که پرده ها رو بالا ندن و اینجا رسوایی به بار نیارن یهو دیدی گندش در اومد .. یکی از اون ته که حتی متوجه نشدم زنه یا مرد چون صداش کلفت بود گفت مگه داریم چیکار می کنیم ;/;  بقیه زدند زیر خنده . عجب روز گاری بود . کمر مون درد گرفته بود ولی به حال کردن خودمون ادامه می دادیم . یکی از علتهایی که خسته می شدیم و این حالت در بیشتر ما وجود داشت این بود که خودمونو نمی خواستیم کاملا نشون بدیم .  اگه کمی حرکت می کردیم از جا مون بلند می شدیم فکر می کردیم که زشته یکی دیگه نباید ما رو این جور لخت ببینه . بازم جای شکرش باقی بود که ماریا و مینا و نلی زیاد بهم گیر نداده بودند . شیلا که دیگه جای خود داشت اون زیاد اهل حسادت نبود هر چند همون یک بار هم که اونو گاییده بودم به اندازه کافی ازم خوشش اومده بود . خیلی راحت و ریلکس بود . من و رویا جامونو عوض کردیم . این جوری هر دو مون راحت تر شده بودیم . یه تنوعی واسمون شده بود . صدای ناله ها و بکن بکن و اخ و واخ و اوف و ایف همچین شده بود که دیگه معین ترس برش داشته بود . این موضوع رو با من در میون گذاشت ولی فریده کون قمبل کرده شو همچین به طرف معین حرکت می داد که خود اونو هم به آخ و واخ کردن وا داشته بود . -رویا رویا جون نزدیکه ار ضا شی ;/; -یه خورده مونده .. چقدر اینجا قشنگه .. پرده های سمت راستو که مشرف به جنگل و رود خونه بود داده بودن کنار . این طرف امنیت داشت . هر چند از اون طرف هم اگه لامپا رو روشن نمی کردیم به خاطر دودی بودن شیشه ها و فاصله زیاد چیزی معلوم نبود … ادامه دارد … نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها