داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

اتوبوس هوس 4

مینا رو بسته بودم به توپ .. کس خلی من گل کرده بود توی فکرم حرفای الکی رو مرور می کردم . ای آدمها که در رفت و آمدید و در حسرت کس . از این سمت به آن سمت می روید مردی در اینجا در میان دوکس دست و پا می زند . آی آدمها این هردو کس از آن منست . نمی خواهم که مرا نجاتم دهید . من خود , خود را از این گرداب خواهم رهانید . یا که اصلا در این گرداب غرق خواهم شد .. این جوری که مینا رو بکنم وماریا رو ببوسم کمی سخت بود . کمرم داشت درد می گرفت . دو تایی شون چه بوی خوبی می دادند . این جوری که به کمرم فشار میومد یه کمی راحت تر می تونستم جلو گیری کنم . ولی یه لحظه دیدم چپ و راست یکی دیگه داره منو سیلی می زنه . صورتم سرخ شده بود . ماریا : چته ایمان داری وا میری . ساکت شدی . مینا : ماریا راست میگه . اصلا کیرت هم دیگه حرکت نمی کنه .. خنده ام گرفته بود . رفته بودم توی حس این که دلم واسه مردا و جوونای خیابون می سوخت و من هم واقعا این منطقه رو کس گیر آورده بودم و کس هم می کردم . جاااااااان دو تا هلو برو تو گلو . -مینا جان یه چیزی این وسط پهن کنم دراز می کشی  ;/; فعلا پدر کمرم در اومد . -ببینم جا داره که صندلی رو بیشتر بخوابونی -درسته ولی فعلا من هنوز قلق کس کردن تو اتوبوسو ندارم . تا ببینیم دفعات بعد چیکار میشه کرد . -بهت یاد میدم ایمان جون . کاری می کنم که همیشه منو بیاری توی اتوبوس و بکنی . ماریا : یادت باشه منم هستما . حالتو می گیرم مینا . تازه یادت باشه فردا صبح هم باید دو ساعت جای من کار کنی . مینا از جاش بلند شد و رو صندلی قمبل کرد بعد دستشو رسوند به یه گیره ای نزدیک هواکش که می تونست اونجا رو داشته باشه . کونشو تقریبا گذاشته بود رو صندلی . -ایمان خودتو بکش بالاتر . می بینی این جوری چه کیفی داره -آخخخخخخخخ آخخخخخخخخ جاااااااااان .. راست گفتی مینا چه حالی داره . کیرم انگار از تمام فضای بیرون کسش استفاده می کرد و با یه حالتی می رفت توی کس مینا که حس می کردم خیلی تنگ تر از اونچه که هست نشون میده .  دور کیرم می خورد به کون مینا و طوری منو داغم می کرد که دلم می خواست یکسره می رفتم توی کس . -چقدر حال میده آدم این پرده رو کنار بزنه تا مردم ما رو ببینن . -آره خیلی باحاله . کیف داره چه کیفی . سه تایی مون شلاق می خوریم . بازم خوبه که هیشکدوم متاهل نیستیم . ماریا هم واسه این که بیکار نشینه و حالی داده باشه اومد پشت من قرار گرفت و با بدنم ور می رفت . با این که با این کارش خفه ام کرده بود ولی لذت می بردم . با سینه هام بازی می کرد و هوسمو زیاد ترش می کرد . یه خورده ناز تر از مینا بود و لطیف تر . دوست داشتم زودتر کارم با این یکی تموم شه برم سراغش . . -ماریا این جوری نمیشه آبمم داره میاد و الان اگه خیس کنم تمام این صندایهای مخملی نو همه لک می کنن . برو صندلی جلو کمر و سر مینا رو داشته باش . مینا جون یه دور بر می گرده کسشو میذاره بالای صندلی و من یه کس لیسی جانانه انجام می دم . فقط ماریا زود خسته نشی که کار تو و گاییدن تو به عقب میفته . همین کارو هم کردیم . با این که از کس کردن بیشتر خوشم میومد ولی واسه این که در اون شرایط زودتر ار گاسمش کنم کس لیسی رو شروع کردم . -آیییییییی اووووووووخخخخخخ کسسسسسم کسسسسسسم -واااااایییییی مینا این جوری جیغ نکش اینجا خیابونه . توی اتاق خواب نیستیم . -باشه باشه هر جوری که تو بگی فقط بخور بخور بلیسش . گازش بگیر میکش بزنه -ماریا محکم اونو داشته باش . یه دستمو محکم رو کسش نگه داشته و دور چوچوله هاشو با فشار میک می زدم . .مجبور شدم یه دستمو بذارم جلو دهنش .. رو همون لبه صندلی به خودش فشار می آورد و با صندلی می خواست خودشو پرت کنه . من و ماریا اونو اون وسط پرس کرده بودیم مجبور شدم دو تا پاهاشو محکم داشته باشم که دیگه جفنک نندازه . . هر چی تو دهنی ناله می کرد و زور می زد تاثیری نداشت . جااااااااان .. داشت ار ضا می شد . فکر کنم تموم کرده بود .. -ایمان -جووووون همین طرف بریز توی کسم من می خوام . می خوامش می خوام . -ای به چشم ولی کیرمو که کشیدم بیرون سریع دستتو بذار زیر کست که آب خالی نشه این اطراف . -باشه باشه جاااااان . دوستت دارم دوستت دارم .. چه کیفی داشت . آدم در محل کارش در ابزار کارش سکس کنه . اونم مفت و مجانی . اینو دیگه باید به فال نیک گرفت . آبم توی کس مینا جون خالی شد . اونم دستشو گذاشته بود زیر کس . وقتی که اومدیم پایین و رو صندلی نشستیم اون و مینا داشتند آب کیر بر گشتی از منو لیس می زدند . -دختر خانوما اگه سیر نشدین یه بار دیگه هم هست …. ادامه دارد .. نویسنده … ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها