داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

اتوبوس هوس 39

-رویا جون دلخور نشو فدات شم . تو که می دونی ما اومدیم اینجا با یه حس هیجان و شادی . -ولی من تا یه حال درست و حسابی باهات نکنم دست از سرت ور نمی دارم -اگه من دست از سرت ور دارم چیکار می کنی . دستشو گذاشت رو شلوارم . میون اون همه جمعیتی که هنوز گرم نیفتاده بودند و صمیمیتها باید بیشتر می شد تا استارت و جرقه ای زده شه خیلی هیجان داشت این کار . کیرم در جا ورم کرده بود . اون مانتوشو در آورده بود و با یه دامن کوتاه کنارم نشسته بود . البته چکمه اش بلند بود . چه هیجانی داشت این جوری . میون اون همه جمع که فکر کنم بیست و خوردی نفری می شدند موش و گربه بازی کردن . فکر کنم خیلی ها مثل ما مشغول بودن . خیلی دلم می خواست بدونم شیلا در چه وضعیتیه . دستمو از زیر پاهای لخت رویا رسوندم به شورتش .. شورت و کسشو با هم فشار دادم .. -رویا خیلی خیس کردی . -تو هم خیلی شق کردی .. ایمان بکشش پایین -چی رو دامنتو ;/;-اذیت نکن . شورتو میگم . یعنی این که دستتو بذار داخلش .. هین کارو هم کردم خیلی دلم می خواست کیرمو بماله .. -رویا بیا جامونو موقتا عوض کنیم . من کنار پنجره می شینم . تو پاهاتو طوری جلو شلوارم بذار که مشخص نشه .. -اوووووفففففف ایمان دیوونه شدم . باشه هر چی تو بگی . حالا طوری بود که یه پای رویا طوری رو فضای بدنم قرار گرفته بود که لاپای من و یا حداقل اون قسمتی که جای کیر بود مشخص نبود . زیپ شلوارمو پایین کشیده و کیرمو آوردم بیرون -رویا مواظبی ;/; حواست هست ;/; لو نریم . دست من با کس رویا بازی می کرد و رویا هم آروم آروم کیر منومی مالوند .. -اووووووففففف خوشگله خوشگله من کستو می خوام چقدر خوب داری کیر منو می مالونی ..  زیر چشمی یه نگاهی هم به معین و فریده زن اکبر داشتم . دست معین رفته بود رو پاهای فریده . رفته بود روی شلوارش . حالا خیلی آروم با پاهاش ور می رفت . فریده مضطرب بود . انگاری خوشش میاد ولی از یه چیزی می ترسه . مدام لباشو گاز می گرفت از توی آینه به شوهره نگاه می کرد که ببینه حواسش کجاست . به نظرم فریده رفته رفته داشت میومد توی باغ . -اووووووخخخخخ نهههههههه آقا معین .. آقا معین .. اکبر آقا می فهمه بد میشه ..معین از جاش پا شد .. نمی دونستم قصد چه کاری رو داره .. فریده با لحنی آروم که من یکی شنیدم گفت آقا معین کجا تشریف می بری . قهر نکن حالا .. ولی معین رفته بود و یکی از دخترا به نام نگین رو با خودش آورد اونجا .. ظاهرا نگین رو برای این آورد که کنار اکبر بشینه تا اون بتونه با حس و تمرکز بیشتری سکس کنه .. ولی نشد دیگه . ظاهرا اکبر هم دیگه درسشو به خوبی وارد بود . اکبر : خوشگله بمال بمال کیرمو تا حالم جا بیاد . نگین  هم افسونگرانه هر جا که حس می کرد جاده ردیفه در یه حالتی با اکبر ور می رفت که انگاری در یه اتاق با هم نشستن و اونم اصلا راننده نیست . این کارش خطرناک بود ولی اکبر اون قدر کیف می کرد و لذت می برد که از حال و روز گارش چنین بر میومد که ماشین رو یه گوشه ای پارک کنه و بهونه جنگل و استفاده طبیعی بشه نگین اصلا خیالش نبود که دستشو بذاره رو پاهای اکبر و باهاش ور بره . فریده کاملا شاهد بود و از طرفی خود اکبر هم عمدا رضایت داده بود که نگین بیاد اونجا که زنشو تحریک کنه و فریده بیشتر به این تمایل پیدا کنه که به خاطر تلافی و یا علاقه ای که اونم به این کارا پیدا می کنه و کرده با معین حال کنه .. ظاهرا هر دو عامل اثر گذاشت .. عمل تلافی به خاطر حسادت و واقعا لذت بردن . -ایمان از قرار معلوم بازم حواست رفته پیش اون دو نفر جلویی اصلا من میگم جای ما رو عوض کنن بریم آخر بشینیم . یا چه طوره من و تو به یک حالت دربستی بریم بوفه ماشین .-حالا می خوای ایمان ما رو زیر نظر داشته باشه -کی ایمان ;/; مگه اون الان با کیر بلندش پا میشه میاد این وسط عبور می کنه . -من می خوام می خوام . دلم می خواد باهات سکس کنم دیگه طاقت ندارم -تحمل داشته باش رویا .-نباید ولم کنی . این دوازده سیزده تا زن و دختر رو که دیدی نباید هوش از سرت بپره . .. کس رویا رو بی آن که ببینمش با انگشتام لمس می کردم . خیلی دلم می خواست که انگشتامو فرو کنم توی کسش . انگاری هیشکی دل نداشت از جاش بلند شه . مردا حتما واسه این می ترسیدند که شق بودن کیرشون مشخص شه و زنا هم از آشفته بودن سر و وضعشون هراسان بودند …. ادامه دارد .. نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها