داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

اتوبوس هوس 17

کیرم با یه لذت خاصی به طرف کون نلی پیشرفت می کرد . -جوووووووون جووووووون .. نلی تو اینا رو کجا داشتی . داشت هلاک می شد . به خودش و من فشار می آورد هر کاری می کرد که دستمو گاز بگیره نمی تونست چون  کف دست من به صورت صاف جلو دهنش قرار داشت . یه کف دستمو روی کونش می مالوندم تا با حس حرکت ژله ای اون بتونم لذت رو به نهایت برسونم . چه مزه ای می داد بهم , نگاه کردن به این کون و گاییدن اون . از این بهتر چی می خواستم . فدای این اتوبوس خودم بشم که ای کاش مال خودم بود . ولی اگه مال خودم بود شاید تا حالا چند بار خوابونده بودنش و من بی خیال تر می شدم . این نلی هم دیگه دست از دست و پا زدن بر نمی داشت . با این حال منم دست از کیف کردن و گاییدن بر نمی داشتم و همین جور با عشق و هوس اونو می کردم . . چشامو به کونش دوخته و باز و بسته اش می کردم . جاااااان انگاری که در خواب وخیال بوده باشم . چه حس خوبی داشت . یه حس قشنگ هوس و عشق . لذتی که اونو با هیچ چیزی نمی شد مقایسه اش کرد . -اووووفففففف نلی نلی .. نلییییییی . آب  داره میاد خیلیییییی .. این آب و این هوس کجا بود .. دیگه از بس با پارچه و دستمال کاغذی روی صندلی ها رو از آب کیر پاک کرده بودم لک زیاد شده بود . کی بود که این اتوبوس سراسر بوی آب کیر بگیره .. نلی سرشو تکون می داد که یعنی زود تر آبتو خالی کن و معطل نکن . منم که دیگه تحمل و طاقتی نداشتم این کارو سریع توی کون خانوم خوشگله انجام دادم و وقتی هم که کیرمو کشیدم بیرون با یه فشار و باد صدا دار آب از کون نلی زد بیرون . اوخ که چه حالی می داد تماشای این صحنه زیبا و مهیج و هوس انگیز .. . دلم می خواست  با موبایل دوربین یه فیلم و عکس از روش بر می داشتم ولی باید خود نلی هم می دونست و حالت و گارد خوبی می گرفت تا این عکس و فیلم بتونه جالب در بیاد . بی خیالش شدم . . سینه هاشو می مالیدم . روشو به طرف من بر گردوند . صورتش از درد سرخ شده بود . لبای خوشگلشو بوسیدم و براش حرفای قشنگ و عاشقونه و پر احساس زدم . یکی دو بار هم از زبونم پرید و بهش گفتم که دوستش دارم . که فهمیدم بر زبون آوردن این حرف چیزی جز درد سر نمی تونه باشه . احساس می کردم که کمرم خیلی سبک شده . چقدر این جوری خوبه من و نلی دو نفری بدون درد سر و سر خر و استرس کارمونو کردیم .. -خوشت اومد ایمان ;/; -تو چی حال کردی ;/; من که خیلی لذت بردم نلی . -منم همین طور . پس از جدایی از شوهرم خیلی وقت بود که همچین بر نامه ای نداشتم و بهش نیاز داشتم . خیلی هم بهش نیاز داشتم . . ولی اینو هم بگم من آدمی نیستم که با هر کی که از راه رسید بپلکم و بر بخورم . -پس من باید خیلی به خودم افتخار کنم که این نعمت و توفیق نصیبم شده -ایمان ! خودتم پسر خیلی خوب و ماه و دوست داشتنی هستی که من این جور خودمو تسلیمت کردم -پس با این حساب بازم از این بر نامه ها داریم -به شرطی که تو پسر خوبی باشی و دخترایی مثل مینا و ماریا نخوان که از راه به درت کنند . -اونا از همکاراتند . به هر حال گاهی توی اتاق تو گاهی هم در قسمتهای دیگه فعالیت دارند .. -من خودم می بینم و می دونم وقتی بر خورد دو جنس مخالف با هم از یه حالتی خارج میشه صمیمیت اونا تا چه اندازه می رسه و می تونه بر سه . نگو که با این دو تا دختر نبودی . با نگاهشون داشتند می خوردنت . خیلی هم تیکه میندازن . انگاری که ازت طلبکار باشن و همش واسه قسمت کردن تو با خودشون دعوا داشتند . صدای نلی در این جا طوری بالا رفته بود که  هر کی میومد وسط گفتگوی ما فکر  می کرد که این خانوم زن من بوده و واسه این که من هیز و چشم چرون هستم باهام دعوا داره . خلاصه خیلی خسته و کوفته  اون روز رو هم به پایان رسوندم .  یاد یه فیلم خارجی افتاده بودم که مرد قهرمان داستان اوایل واسه این که با یه زنی حال کنه خودشو به آب و آتیش می زد . اتفاقا کار مند ساده یه شرکت هواپیمایی بود و با زنای اونجا یکی یکی می ریزه روهم . کار به جایی می رسه که اواخر از دست اونا در میره و همش می خواد کاری کنه که وقتی میاد سر کار یا می خواد بره بیرون زنی اونو نبینه که همراش راه بیفته . حالا من در این دانشگاه سه نفر رو داشتم که اونا رو می گاییدم . بازم پرسنل زن و دختر زیاد  بود و جنس این مردا هم طوریه که وقتی یک زنو می کنند احساس آرامش و اعتماد به نفسی به اونا دست میده که فکر می کنند که خیلی راحت می تونن دل زنای دیگه رو هم به دست بیارن و واسه همین حس تنوع طلبی اونا رو به سوی زنای دیگه هم می کشونه . ….. ادامه دارد .. نویسنده …. ایرانی

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها