داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

عکس و کلیپ های سکسی ایرانی در KiR2KOS.NET

فیلم های سکسی خارجی در MAME85.COM

آقا رضا وانتی 64

از قسمت اداری شرکت; صدای داد و فریاد می اومد. حامد بود. از آدم باشخصیتی مثل اون بعید بود. رفتم بالا. سحر و فرزانه ترسیده بودند. منو که دیدند اومدند و پشت من پنهان شدند. دکتر موبایلشو برداشته بود و پشت تلفن; سر یکی داد میزد.
پرسیدم: چی شده;داره با کی صحبت می کنه;
سحر گفت: داره با حاجی سلیمی; صحبت می کنه. فهمیده حسابدار و انباردار سابق; اختلاس کردند و حاجی شکایت نکرده; برای همینه که قاطی کرده. میخواد علیه این دو نفر اقدام کنه.
وقتی که تلفنش تموم شد; رو کرد به سحر و خواهش کرد; هرچه زودتر فاکتورهای مربوط به سالهای قبل رو وارد سیستم کند; تا اگر مشکلی داشتند; مشخص شود. سری قبل چون بیشتر به دکتر شک داشتیم; صرفا پرونده های دو سال گذشته رو بررسی کردیم ولی با اتفاقاتی که امروز افتاد یقین کردم که دکتر نقشی در سرقت نداشته. تلفن زنگ زد. یکی از وانتهای شرکت چپ کرده بود. با دکتر رفتیم سر صحنه تصادف. جناب راننده; پشت فرمان خوابش برده بود و از راه منحرف شده بود. فردا اتفاق مشابهی افتاد. اتاقک نگهبانی شرکت آتش گرفت. وقتی آتش نشانی آتش رو خاموش کرد; سیخ و سنجاق و پیک نیک رو گذاشت رو ی میز دکتر حامد.دکتر دستور داد; فعلا حقوق پرسنل پرداخت نشه تا سرو سامانی به این وضع بدیم. بچه های شرکت دست به دامان من شدند. رفتم پیش دکتر و رضایتش رو گرفتم. می گفت: من با پرسنل پدرکشتگی ندارم ولی بابا زیادی شل اومده. هر کاری قانون و قاعده ای داره; تمام پرسنل شرکتو جمع کن تو سالن غذاخوری تا هم حقوقشونو بگیرند و هم کمی براشون صحبت کنم. با حامد رفتیم بانک و صد ملیون پول و تراول گرفتیم و برگشتیم شرکت. بوی پول که اومد; همه جمع شدند. فرزانه و سحرم با دفتر و دستک اومدند تا هر کس حقوق گرفت; امضا بگیرند. حامد آخر از همه اومد. یکی از همکاراش; همراهش بود. همکارش نشست پشت میز و کیفشو باز کرد. حامد برای پرسل صحبت کرد. گفت در عرض دو روز سی ملیون خسارت خوردیم به خاطر دو تا آدم معتاد. دیشب با پدرم صحبت کردم و ایشون را راضی کردم تا کارو یکسره کنه. یکبار برای همیشه. بعد رو کرد به سحر و فرزانه و گفت: با عرض معذرت از این دو تا خانم محترم; ایشون از همکارهای من هستند. به هر نفر یک لیوان میدهند تا کمی ادرار داخلش بریزید و تست اعتیاد بدهید. همه آقایون این جمع این آزمایشو میدهند; از جمله خود من. هر کسی تستش مثبت بود; حقوقشو بگیره و بره. دیگه هم برنگرده. یک لیوان برداشت و رفت داخل دستشویی غذاخوری و با نمونه برگشت. همکارش کمی مایع سبز رنگ داخل ادرار ریخت و بعد از سی ثانیه گفت منفی.
سعی می کردم برم عقب تر. حامد منو دید. با اشاره چشم و صورت گفتم که جواب آزمایش منو اعلام نکنه. بنده خدا روحشم خبر نداشت که امکان داره من معتاد باشم. رفتم جلو و در گوشش گفتم که جواب آزمایش منو اعلام نکنه. اینقدر همهمه بود که نشنید. لیوانو داد دستم گفت: حالا برو آزمایشتو بده تا بعد. الان هیچی نمی شنوم. رفتم دستشویی و پنج دقیقه وقت رو تلف کردم; سرو صدای همه در اومده بود. چند قطره ادرار ریختم داخل ظرف و بقیه اش رو با آب پر کردم. فرزانه از رفتارم متعجب شده بود. ولی حال سحر بدتر بود. اون می دونست که من معتادم. به جمعیت نگاه کردم. اونایی که مشکل داشتند رفته بودند عقبتر تا دیرتر نوبتشون بشه. همکار حامد چند تا قطره از محلولو ریخت داخل نمونه ادرار و بعد از چند ثانیه با صدای بلند اعلام کرد “مثبت”
سکوت همه جارو گرفت. خود دکتر بدتر از همه شوک زده شده بود. فکرشم نمی کرد که نقشه ای که برای پاکسازی شرکت کشیده; اول از همه دامن منو بگیره.
فرزانه حتی سرشو بلند نکرد. رفتم سمت سحر. آخرین حقوقمو از روی میز برداشتم و بی سروصدا رفتم بیرون. پولا کم بود. دکتر دویست هزار تومان از رو پولام برداشته بود. پشت سرم عباس اومد بیرون. ولی مثل من بی سروصدا نبود. فحش می داد و تهدید می کرد. میگفت: “شرکتتو به آتیش می کشم; سلیمی.” “دودمانتو به باد میدم; سلیمی…ادامه دارد ..نویسنده : looti-khoor-نقل از سایت انجمن سکسی کیر تو کس

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها