داستان های سکسی | انجمن سکسی کیر تو کس

بیش از سی هزار داستان سکسی

آقا رضا وانتی 4

سرم رو گذاشتم رو باسنش و به پاهای نازش نگاه کردم چقدر خوش تراش و خوش استیل بود. پوستش اینقدر سفید بود که می تونستم براحتی مویرگاشو ببینم. دوست نداشتم از نوازش پاهاش دست بردارم. فوق العاده لطیف و نرم بود. برگشتم و نگاش کردم. فکر کنم خجالت می کشید بمن نگاه کنه. سرشو گذاشته بود رو دستاشو زل زده بود به عکس دو نفره عروسیمون… کم کم سارافونش رو کشیدم بالا. بدون اینکه دستم به باسنش بخوره; سارافون رو رد کردم به سمت بالا تنه ش. خودشم بترتیب باسن و شکم و شونه هاش رو بلند کرد; تا راحت سارافون رو از تنش در بیارم. هنوز بدنش رو لمس نکرده بودم. لباسشو از دسته صندلی آویزون کردم که دیدم درازکش برگشت و پایینشو صاف کرد. یک لبخندی بمن زد و زیر لب گفت: مرتب باش!
هنوز سینه هاشو ندیده بودم. تا الان که به شکم خوابیده بود و شورت ست سارافونش رو هم در نیاورده بود. اینبار سرم رو گذاشتم روی روناش و بالاتنه و باسنش رو نگاه کردم. اینطوری میتونستم بوی فوق العاده خاصی رو که از وسط پاهاش میومد بهتر احساس کنم. عاشق این حالت بودم. دستمو روی گردنش کشیدم تا پهلوهاش ادامه دادم. پهلوهاش خیلی حساس بودن و هر وقت دستم به اونجا می رسید; تمام تنش رو لرزه قشنگی می گرفت. سعی می کرد با دستاش اجازه نده ادامه بدم.اینبار از زیر بغلش شروع کردم تا رسیدم به محدوده سینه هاش. به سختی با نوک انگشتام سینه های کوچولوشو لمس کردم و دوباره رسیدم به پهلوهاش. بشدت می لرزید و نمی تونست تحریک انگشتامو تحمل کنه. زیاد اذیتش نکردم و دو طرف شورتش رو گرفتم تا اونو در بیارم. اولش ناخودآگاه سعی کرد شورتش رو بگیره و نگذاره بکشم پایین. ولی بعد یکی دو ثانیه شورتشو ول کرد و حتی باسنش رو داد بالا که راحت تر باشم. وقتی موفق شدم برا چند ثانیه فقط شورتشو بو می کردم. عطر اون از هر ادکلنی برام روح نوازتر بود. مونده بودم کجا بگذارم شورتشو که اونو ازم گرفت.یه کم باسنشو بلند کرد و از طرف خشکش پهنش کرد زیر خودش تا ترشحاتش رو تختی رو کثیف نکنه. الان جلوی چشمام پیکره ای برهنه بود از ونوس که از شدت شرم دو پاشو بهم فشار می داد. دیگر تامل جایز نبود. شورت خودمو در آوردم و مرتب تا کردم. عجیب اینجا بود که آلتم همچنان نیم خیز بود; با اینکه بشدت تحریک شده بود. عشق من همچنان به پشت خوابیده بود. سعی کردم آروم پشتش دراز بکشم. پاهامو دو طرف رونهاش گذاشتم و کیرم رو بصورتی که کلاهکش به طرف کمرش بود تنظیم کردم و خیلی نرم روی بدنش دراز کشیدم. به محض برخورد کیرم به پوست باسنش; احساس کردم تمام بدنم جمع شد. از پشت با آخرین قدرت در آغوشش گرفتم و بناگهان جریان آب منی مثل آتشفشان فوران کرد. تنها کاری که انجام دادم; این بود که سخت تر فشارش بدم. در عین لذت زیادی که می بردم; نمی دونستم الان باید چیکار کنم. ارضا شدن بیموقع من همه چیزو خراب کرده بود و الان هیچ فکری به ذهنم نمیرسید.برا ده ثانیه هنگ کردم….
….
یکدفعه احساس کردم عشقم میخواد بلند شه. با یک حرکت سریع منو خوابوند به پشت و در حالی که تمام پشت و کمرش آلوده به آب من بود; اومد نشست رو کیرم. بازوهامو تو دستاش گرفت و بشدت خودشو رو کیرم عقب و جلو می کرد.سینه هایی خیلی کوچیک رو میدیدم که بشدت می لرزیدن. نفسم بند اومده بود. از یک طرف کیرم تازه ارضا شده بود و هر بار که سرش تحریک می شد; اذیتم می کرد و از طرف دیگه ناخنهاش کاملا فرو رفته بود توی بازوم. جریان خون رو روی بازوی چپم احساس می کردم. بعد چند ثانیه بدنش بشدت شروع کرد به لرزیدن و فشار ناخنهاشو تا جایی که قدرت داشت; زیاد کرد و همینجا بود که حس کردم روی شکمم جریانی از آب راه افتاده. شاید یک لیوان آب یا ادرار یا هر چیز دیگه ای; بعد پر کردن ناف و شکمم; از دو طرف میریخت روی رو تختی. کم کم فشار ناخنهاش کم شد و بدون اراده افتاد تو بغل من. قلبش مثل قلب گنجشک ضربان داشت و تموم پوستش خیس عرق بود. بوسیدمش و با دستم آب منیهای پشتشو پخش می کردم…..ادامه دارد ….نویسنده : looti-khoor نقل از سایت انجمن سکسی کیر تو کس

بازگشت به صفحه اول وب سایت و لیست تصادفی داستان ها